WEBVTT

00:01.157 --> 00:11.157
‫ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی موویز
‫.:: DigiMoviez.Com ::.

00:11.240 --> 00:16.740
‫« زیرنویس از ســـروش »
‫:. SuRouSH_AbG .:

00:18.333 --> 00:19.625
‫به سیارۀ «زندار» خوش‌اومدین

00:20.666 --> 00:23.416
‫جایی که دیر یا زود
‫شانسِ همه ته می‌کشه

00:25.375 --> 00:26.708
‫حتی شانسِ «یاندو»

00:36.250 --> 00:38.416
‫یه نفر این بلا رو سرش آورده

00:41.166 --> 00:45.274
‫اما سؤال اصلی اینه که..
‫کار کی بوده؟

00:51.166 --> 00:55.416
‫افسر نبیولا، دیگه می‌تونید
‫از جسد فاصله بگیرید

00:55.791 --> 00:57.166
‫پلیس‌های اصل‌کاری اومدن

00:57.916 --> 01:00.541
‫مثل این‌که یه خلافکار بالفطره
‫بالأخره به سزای اعمالش رسید

01:01.208 --> 01:02.375
‫من که مشکلی نمی‌بینم

01:03.958 --> 01:07.291
‫خب بچه‌ها، می‌خوام این صحنۀ جرم
‫تا یه ساعت آینده پاکسازی و جمع‌وجور شده باشه

01:07.625 --> 01:09.708
‫به همین زودی پرونده رو حل کردی، ها؟

01:10.875 --> 01:14.708
‫دلیلی نمی‌بینم یه کثافتِ «فرقۀ سیاهی»
‫بخواد کارمـو بهم یاد بده

01:14.791 --> 01:16.416
‫عضو سابق فرقۀ سیاه

01:17.166 --> 01:20.208
‫من ستاره‌های رو دوشم رو
‫اینجا به‌دست آوردم، مثل خودت

01:21.708 --> 01:23.416
‫ببینم مشکلی داریم، افسر؟

01:23.500 --> 01:24.666
‫اینجا زندارـه

01:25.125 --> 01:26.916
‫چیزی که زیاده مشکل.

01:27.750 --> 01:28.750
‫صحیح

01:29.291 --> 01:31.367
‫جون بِکنین. گفتم یک ساعته

01:43.041 --> 01:44.041
‫<i>زمان</i>

01:47.500 --> 01:48.666
‫<i>فضا</i>

01:50.250 --> 01:51.250
‫<i>واقعیت</i>

01:54.208 --> 01:56.041
‫<i>این‌ها بیشتر از یک خط صاف هستن</i>

02:00.791 --> 02:05.416
‫<i>منشوری از احتمالات بی‌پایان‌اند</i>

02:07.708 --> 02:11.541
‫<i>که درشون یک انتخاب واحد
‫ممکنه به واقعیت‌های بی‌شماری منتهی بشه</i>

02:13.875 --> 02:17.000
‫<i>و باعث ایجاد دنیاهایی متفاوت
‫از اون چه شما می‌شناسین می‌شه</i>

02:20.875 --> 02:22.125
‫<i>من «ناظر» هستم</i>

02:24.458 --> 02:27.708
‫<i>و راهنمای شما در این واقعیت‌های گسترده.</i>

02:29.125 --> 02:32.916
‫<i>با من همراه باشید و به این سؤال بیاندیشید که...</i>

02:36.249 --> 02:37.933
‫«چه می‌شد اگر؟»

02:37.958 --> 02:41.214
‫فصل دوم، قسمت اول:
‫«چه می‌شد اگر نبیولا عضو یگان نووا می‌شد؟»

02:44.375 --> 02:47.500
‫سفر همه برای رسیدن به رستگاری
‫از درون تاریکی آغاز می‌شه

02:49.000 --> 02:51.076
‫و نبیولا هم از این قاعده مستثنی نبود

02:52.333 --> 02:56.416
‫در این دنیای موازی،
‫رونانِ حاکم به تانوس خیانت کرد

02:57.416 --> 03:00.791
‫تایتانِ دیوانه کسی رو دید
‫که به‌اندازۀ خودش عطش قدرت داشت

03:00.875 --> 03:04.000
‫و هنگام سقوطش، خواهر نبیولا
‫رو هم با خودش برد

03:04.083 --> 03:05.416
‫...با خودش برد

03:06.375 --> 03:10.206
‫من سرگردان و
‫غوطه‌ور در ویرانه‌ی گذشته‌م بودم

03:12.333 --> 03:16.083
‫تا زمانی که یه نفر
‫توی وجودم نوری دید

03:22.583 --> 03:26.958
‫«نووا پرایم» با عشق و محبت
‫مسیر جدیدی پیش‌روم قرار داد

03:27.041 --> 03:28.375
‫دست منو بگیر

03:34.291 --> 03:36.000
‫در «یگان نووا» سوگند یاد کردم

03:36.083 --> 03:38.291
‫به دنبال نور باش، خودت نور باش

03:38.375 --> 03:39.958
‫هرگز از مسیر نور منحرف نشو

03:40.500 --> 03:44.375
‫اما چه می‌دونستم که
‫سیاه‌ترین روزها رو قرار بود ببینیم،

03:45.291 --> 03:50.250
‫وقتی مردی که خونۀ اولم رو نابود کرده بود،
‫تا بُن دندان مسلح اومد سراغ خونۀ جدیدم

03:50.333 --> 03:51.375
‫- برو! زودباش!
‫- فرار کنید!

03:51.458 --> 03:52.958
‫رونان و نیروهاش حمله کردن

03:53.041 --> 03:56.000
‫و سیارۀ زندار رو تا مرز نابودی کشوندن

03:56.333 --> 03:59.375
‫و نووا پرایم از سر ناچاری،
‫تصمیم سختی گرفت

03:59.458 --> 04:01.041
‫سپر ساز رو فعال کن

04:03.500 --> 04:07.000
‫اون زندار رو پشت یک سپر سیاره‌ایِ
‫غیرقابل‌نفوذ قرنطینه کرد

04:07.458 --> 04:09.500
‫که ۵۰ سال دوام داشت،

04:10.708 --> 04:13.416
‫و سیاره‌مون رو از چنگ اون درآورد

04:16.125 --> 04:18.125
‫زندار اون‌موقع نجات پیدا کرد

04:19.333 --> 04:20.375
‫اما به چه قیمتی؟

04:26.750 --> 04:30.708
‫حالا پنج سال می‌گذره
‫و انزوا همه‌مون رو به جنون کشونده

04:31.250 --> 04:35.500
‫ولی بهرحال، امیدی باشه یا نباشه،
‫من سوگند یاد کردم

04:43.500 --> 04:45.541
‫«گارتان سال» و نوچه‌هاش

04:45.625 --> 04:48.500
‫با گشتن دنبال اسلحۀ قاتل
‫وقت‌شونو تلف کردن،

04:51.666 --> 04:53.833
‫درحالی‌که در واقع باید دنبال

04:55.083 --> 04:56.291
‫اسلحۀ مقتول می‌گشتن

04:58.958 --> 05:02.958
‫من و یاندو یه گذشته‌ای با هم داشتیم
‫و یه‌سری خاطره ساختیم

05:03.833 --> 05:05.500
‫خاطراتی که به دردم می‌خورن

05:07.000 --> 05:10.291
‫<i>نبی، من و تو تیم خفنی هستیم</i>

05:12.458 --> 05:14.541
‫<i>نبی، من و تو تیم خفنی هستیم</i>

05:17.875 --> 05:20.458
‫<i>نبی، من و تو تیم خفنی هستیم</i>

05:23.041 --> 05:24.875
‫<i>نبی، من و تو تیم خفنی هستیم</i>

05:26.041 --> 05:28.625
‫<i>نبی، من و تو...</i>

05:34.166 --> 05:35.208
‫چی؟

05:41.416 --> 05:45.041
‫وای یاندو، درگیر چه داستانی شده بودی؟

05:49.166 --> 05:50.958
‫خب، خبری نشد؟

05:51.041 --> 05:52.125
‫شرمنده، خانوم افسر

05:52.208 --> 05:55.458
‫توی بایگانی‌های زندار
‫اثری از این شماتیک‌ها پیدا نکردیم

05:55.541 --> 05:57.333
‫حتی توی شبکۀ سایه؟

05:57.416 --> 05:59.666
‫جواب منفی‌ـه. از استعلام شما ممنونیم

05:59.750 --> 06:00.916
‫افتخار بنده‌ست

06:01.458 --> 06:02.708
‫شورش صورت گرفته

06:02.791 --> 06:05.166
‫فوری دوتا واحد
‫به پاساژ زندار اعزام کنید

06:05.250 --> 06:07.125
‫امکانش نیست.
‫الان داریم سمت جنوب

06:07.208 --> 06:08.750
‫عدم برق‌رسانی رو حل می‌کنیم

06:09.833 --> 06:13.166
‫افسر نبیولا، شنیدم که
‫رفته بودی سر صحنۀ قتل یاندو

06:13.416 --> 06:15.000
‫می‌دونم که با هم رفیق بودید

06:15.083 --> 06:16.166
‫بله همین‌طوره

06:16.250 --> 06:20.000
‫اون شهرتِ سیاه و سفیدی داشت،
‫ولی اصلاً آدم بدذاتی نبود

06:20.208 --> 06:21.583
‫تو هم همین‌جور بودی

06:22.125 --> 06:25.458
‫شما یه فرصت به من دادید
‫هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم

06:26.166 --> 06:29.583
‫من اون زمان بهت اعتماد کردم
‫و الانم می‌خوام بهت اعتماد کنم

06:29.666 --> 06:30.708
‫خانم؟

06:30.958 --> 06:32.416
‫برو روی یه خط امن

06:35.666 --> 06:36.750
‫انجام شد

06:37.416 --> 06:38.958
‫زندار در معرض خطر بزرگی قرار داره

06:39.041 --> 06:42.208
‫یاندو با نیروهای سیاهیِ خطرناکی
‫دم‌خور شده بود،

06:42.291 --> 06:46.087
‫و اگر حدسم درست باشه،
‫زندار فقط تا طلوع فردا وقت داره

06:48.125 --> 06:50.250
‫اتفاقاً سر صحنۀ جرم یه چیزی پیدا کردم

06:50.333 --> 06:54.916
‫دقیق نمی‌دونم چیه، ولی بنظر
‫یاندو واسه محافظت از اون جونش رو داد

06:55.000 --> 06:58.291
‫به‌خاطر همین غریزه‌ت بود که
‫اون ستاره‌ها رو بهت دادم، نبیولا

06:58.375 --> 06:59.583
‫به حرف دلت گوش بده

06:59.666 --> 07:01.916
‫و هر کاری لازمه انجام بده

07:02.541 --> 07:04.916
‫وگرنه می‌ترسم که زندار
‫طلوع دوباره‌ی خورشید رو نبینه

07:05.666 --> 07:07.416
‫متوجهِ دستوراتم شدی، افسر؟

07:09.458 --> 07:10.750
‫ناامیدتون نمی‌کنم

07:28.791 --> 07:29.875
‫حکم داری؟

07:39.916 --> 07:41.083
‫آره!

07:46.000 --> 07:48.833
‫من گروت هستم!

07:53.833 --> 07:55.791
‫نــه!

08:00.750 --> 08:02.416
‫سلام. رئیس هستش؟

08:02.500 --> 08:04.000
‫سر میز قماربازهاست، آبجی

08:04.083 --> 08:05.166
‫ولی از من به تو نصیحت،

08:05.250 --> 08:08.125
‫وقتی رو دور میفته،
‫خوشش نمیاد کسی مزاحمش بشه

08:16.583 --> 08:17.583
‫سلام هاوارد

08:18.958 --> 08:20.833
‫- تویی که
‫- کار و کاسبی چطوره؟

08:20.916 --> 08:23.458
‫خب می‌دونی دیگه، دنیا داره فرو می‌پاشه
‫و من صاحب یه کازینو ام.

08:23.541 --> 08:25.208
‫اوضاع‌مون عالیه!

08:25.291 --> 08:26.833
‫و حالا که حرف از عالی شد... گارسون،

08:26.916 --> 08:30.208
‫یه خوراکی کوچیک برای این خانم متشخص میاری؟

08:30.291 --> 08:31.791
‫یا نکنه چیزهای گنده می‌خوری؟

08:33.125 --> 08:36.125
‫ای بابا. تو اصلاً مرخصی نمی‌ری؟

08:37.541 --> 08:39.750
‫خیله‌خب دوستان.
‫دور ددیِ بزرگ رو خلوت کنید

08:39.833 --> 08:42.125
‫ولی آخه هاوی، رو دور بودی

08:42.208 --> 08:44.291
‫- خواهش می‌کنم، میندی
‫- باشه، ببخشید بابا

08:44.375 --> 08:45.458
‫آره، بعداً باز برمی‌گردی

08:46.541 --> 08:49.083
‫پس اگه این تیر افتاده دست تو،

08:49.166 --> 08:52.875
‫حدس می‌زنم که رنگ پوست یاندو
‫یه آبیِ روشن‌تری شده باشه

08:55.333 --> 08:57.875
‫اون برای محافظت از این
‫جونش رو فدا کرد

08:59.333 --> 09:00.791
‫عجب چیز زیباییـه

09:00.875 --> 09:02.041
‫من این تصاویر رو توی

09:02.125 --> 09:04.333
‫تمام آرشیوهای زندار جستجو کردم

09:04.416 --> 09:06.083
‫- چیزی نتونست شناساییش کنه
‫- وای!

09:06.166 --> 09:07.750
‫تو یه دستی توی همه‌چیز داری، هاوارد

09:07.833 --> 09:09.125
‫- درجه‌یکه!
‫- بگو چی می‌دونی؟

09:09.208 --> 09:13.166
‫ببین چه اسرارِ...
‫نبی، این چیز فوق‌العاده‌ایه

09:13.250 --> 09:16.000
‫- خب چیه؟
‫- چیه؟

09:16.083 --> 09:17.958
‫- سؤال من بود
‫- کارآگاه‌مون تویی

09:18.041 --> 09:20.541
‫- برای همین اومدم ازت سؤال کنم
‫- خب من از کجا بدونم؟

09:20.625 --> 09:21.625
‫آخه تو ببین اینو

09:21.708 --> 09:23.958
‫کدوم خل‌وچلی می‌دونه که این چیه؟

09:24.041 --> 09:26.500
‫اوه، این یه هستۀ پردازنده مرکزی شهری‌ـه

09:26.583 --> 09:28.000
‫واحد بی-۴۲ باشه، فکر کنم

09:28.083 --> 09:30.041
‫فکر نمی‌کردم چیزی ازشون باقی مونده باشه

09:30.125 --> 09:32.625
‫- تو این چیزا رو از کجا بلدی؟
‫- خب من خیلی اطلاعات دارم

09:32.708 --> 09:36.291
‫- صرفاً یه خوشگل‌پسر نیستم
‫- تکرار می‌کنم، چی شد!؟

09:36.375 --> 09:38.083
‫هستۀ اطلاعاتی. چی توشه؟

09:38.166 --> 09:39.541
‫والا از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

09:39.625 --> 09:42.583
‫ادارۀ بهداشت، اَبَرداده‌ها،
‫جریمه‌های پرداخت‌نشده،

09:42.666 --> 09:45.291
‫آمار ساعات شلوغی،
‫کد سورسِ سپر ساز،

09:45.375 --> 09:46.625
‫حتی یک سینک آشپزخونۀ واقعی

09:46.833 --> 09:48.625
‫- یکی برگرد عقب
‫- جریمه‌های پرداخت‌نشده؟

09:48.708 --> 09:50.083
‫- نه
‫- آمار ساعت‌های شلوغی؟

09:50.166 --> 09:53.666
‫- اون یکی بابا
‫- کد سورس سپر ساز؟

09:53.750 --> 09:54.750
‫خودشه

09:54.833 --> 09:57.916
‫مثل این‌که یه نفر می‌خواد
‫سپر سیاره‌ای رو غیرفعال کنه

09:58.000 --> 09:59.875
‫ولی چرا باید بخوان این‌کارو بکنن؟

10:00.625 --> 10:02.583
‫یکی می‌خواد موقعیت برای حمله ایجاد کنه

10:02.666 --> 10:05.166
‫باید وارد سیستم مرکزی بشم
‫و اون کدها رو نابود کنم

10:05.250 --> 10:08.166
‫- قبل از این‌که لو برن
‫- هی نبی، ببینم مطمئنی؟

10:08.250 --> 10:13.000
‫کمتر کسی از این‌جور جاها
‫سالم میاد بیرون

10:13.083 --> 10:15.833
‫و این یعنی خیلی از کسانی که
‫وارد این مکان‌ها می‌شن

10:15.916 --> 10:18.208
‫در نهایت می‌میرن، برای همیشه

10:19.083 --> 10:20.375
‫برای همیشه می‌میرن

10:21.291 --> 10:24.477
‫من این پرونده رو پیگیری می‌کنم،
‫حالا به هرجا می‌خواد ختم شه

10:28.856 --> 10:31.625
‫اگر می‌خواستم وارد اون سیستم مرکزی بشم،

10:31.708 --> 10:35.250
‫به کمک کسی نیاز داشتم که به
‫هکِ سیستم‌های امنیتی رده‌بالا معروف باشه

10:35.333 --> 10:38.500
‫یه کسی که قبلاً
‫به سیستم‌های زندار نفوذ کرده بود

10:42.416 --> 10:43.666
‫زندانیِ درخواستی؟

10:43.750 --> 10:45.458
‫«ایکس ۲۳۵۷»

10:45.833 --> 10:48.458
‫آیا متوجه هستید که
‫ورود به یک مرکز اصلاح و تربیت

10:48.541 --> 10:50.000
‫ممکنه جان‌تون رو تهدید کنه؟

10:50.083 --> 10:51.083
‫- بله
‫- هی!

10:51.166 --> 10:52.958
‫آیا خودتون مسئولیتش رو می‌پذیرید

10:53.041 --> 10:55.000
‫و می‌دونید که هر اتفاقی اینجا رخ بده

10:55.083 --> 10:57.250
‫- پای خودتونه؟
‫- اوهوم

10:57.720 --> 10:59.262
‫مسئولیت همه‌چیزو قبول می‌کنم

11:02.500 --> 11:04.083
‫افسر نبیولا

11:05.500 --> 11:06.958
‫یان‌راگ

11:08.583 --> 11:11.708
‫می‌بینم که هنوز همون تیپ قدیمی رو می‌زنی

11:11.791 --> 11:12.875
‫عه

11:15.666 --> 11:18.208
‫خب منو که می‌شناسی.
‫کارها رو راحت انجام میدم

11:18.291 --> 11:21.791
‫بله واقعاً راحت.
‫خیلی‌وقته ندیدمت

11:21.875 --> 11:22.875
‫وقت تنگه،

11:22.958 --> 11:26.375
‫و من به یکی احتیاج دارم که
‫بتونه سیستم امنیتی زندار رو دور بزنه

11:26.458 --> 11:30.166
‫- آخی، و یاد من افتادی
‫- برای همین دستگیرت کردم، نه؟

11:30.250 --> 11:31.791
‫ولی اگه ترجیح میدی اینجا بمونی،

11:31.875 --> 11:34.583
‫خوشحال می‌شم یکی دیگه رو معرفی کنی

11:36.500 --> 11:37.625
‫بفرمایید

11:40.666 --> 11:42.250
‫<i>هشدار قرمز</i>

11:42.333 --> 11:44.708
‫<i>زندانی فراری در بلوک دی</i>

11:44.791 --> 11:47.000
‫<i>تکرار می‌کنم، زندانی فراری</i>

11:52.125 --> 11:53.458
‫ببینم نقشه‌ت همین بود؟

11:53.541 --> 11:54.625
‫منو دست کم گرفتی

12:18.625 --> 12:21.708
‫به خودت زحمت نده.
‫صندلی‌های پرتاب‌شونده رو غیرفعال کردم

12:21.791 --> 12:24.583
‫عه...
‫خب کجا می‌ریم؟

12:24.875 --> 12:26.750
‫یه جایی که بهش دعوت نشدیم

12:26.833 --> 12:30.541
‫- عجب. فکر می‌کردم سوگند خورده بودی
‫- و برای حفظش باید این‌کارو انجام بدم

12:30.625 --> 12:34.250
‫نه بابا؟ از دید من که این‌طور بنظر نمی‌رسه

12:34.541 --> 12:36.333
‫عزیزم من نمی‌خوام درکم کنی

12:36.416 --> 12:38.625
‫فقط می‌خوام مهارتت رو اثبات کنی

12:45.250 --> 12:46.375
‫از اینجا وارد می‌شیم

12:46.708 --> 12:49.208
‫می‌دونی که هیچ ابزاری همراهم ندارم

12:50.958 --> 12:52.375
‫می‌دونی، کم‌کم دارم حس می‌کنم

12:52.458 --> 12:54.958
‫من و تو قدیما
‫تیم خفنی می‌شدیم ها

12:55.041 --> 12:56.166
‫فکر نکنم

12:56.250 --> 12:58.916
‫اوف! ۲۲۰۰ طبقه، ها؟

12:59.583 --> 13:01.541
‫راه درازی در پیش داریم

13:01.625 --> 13:04.375
‫من تو رو فراری ندادم که
‫بیای چیزهای واضح رو تکرار کنی

13:04.458 --> 13:08.166
‫آره، منتها منظورم اینه که
‫نیازی نیست تا صبح طول بکشه

13:12.666 --> 13:14.333
‫چرا وایسادی؟

13:14.416 --> 13:16.333
‫سیم برق‌دار

13:16.416 --> 13:19.500
‫الان یه‌کمی زوده که بخوای
‫مدارتـو بسوزونی، مگه نه؟

13:23.750 --> 13:25.333
‫هستۀ اطلاعاتی داخل اونجاست

13:32.125 --> 13:34.125
‫یالا خوشگله، باهام حرف بزن

13:34.208 --> 13:36.791
‫- می‌دونی چه حرف احمقانه‌ای زدی؟
‫- هیس

13:36.875 --> 13:40.041
‫چیزی وجود نداره که بهش گوش بدی
‫چرخ‌دنده توش نداره

13:40.125 --> 13:41.708
‫نه می‌دونم. فقط خواستم تو ساکت شی

13:42.574 --> 13:44.125
‫<i>گرم‌شدن بیش از حدِ هسته</i>

13:44.208 --> 13:46.250
‫عه، نقشۀ هوشمندانه‌ت این بود؟

13:46.333 --> 13:47.875
‫منو دست کم گرفتی

13:49.750 --> 13:52.625
‫خب، امیدوارم کار کردن زیر آب
‫رو دوست داشته باشی

14:26.125 --> 14:28.708
‫یه هستۀ سیستم مرکزی زنداری

14:30.458 --> 14:31.458
‫خارق‌العاده‌ست

14:32.916 --> 14:38.833
‫هیچ درگاه یا دیسک درایو یا پنل کنترلی نداره

14:38.916 --> 14:41.458
‫تو کار خودتو انجام دادی.
‫بقیه‌ش رو بسپر به من

14:41.958 --> 14:43.500
‫به چیزی هم دست نزن

14:46.083 --> 14:49.208
‫یک جاندار سایبرنتیک با کلاس اُمگا
‫شناسایی شد

14:49.291 --> 14:51.166
‫کاش خودتم به توصیه‌ت گوش می‌کردی

14:51.404 --> 14:53.488
‫سازگاری تأیید شد

14:57.458 --> 14:58.916
‫دیدی گفتم؟

14:59.166 --> 15:00.708
‫برقراری ارتباط رو آغاز کن

15:00.958 --> 15:03.750
‫<i>برقراری ارتباط آغاز شد</i>

15:06.458 --> 15:07.791
‫بارگیری رو آغاز کن

15:13.875 --> 15:15.500
‫<i>بارگیری کامل شد</i>

15:15.583 --> 15:17.166
‫فایل‌های منبع رو حذف کن

15:17.250 --> 15:19.458
‫<i>فایل‌های منبع حذف شدند</i>

15:19.541 --> 15:22.541
‫<i>قطع‌کردن ارتباط آغاز شد</i>

15:22.625 --> 15:24.083
‫راستش، فکر کنم من

15:24.108 --> 15:26.617
‫بهتر می‌تونم از این کد سورس استفاده کنم

15:27.291 --> 15:30.416
‫باید اقرار کنم که فکر نمی‌کردم
‫انقدر راحت پیش بره

15:30.500 --> 15:32.500
‫خیلی دل‌رحم شدی

15:32.625 --> 15:34.666
‫<i>پروسۀ قطع ارتباط مختل شد</i>

15:34.750 --> 15:36.625
‫<i>خرابی سیستم</i>

15:36.708 --> 15:38.625
‫<i>گرمای بیش از حد سیستم</i>

15:38.708 --> 15:40.333
‫<i>سیستم در وضعیت بحرانی</i>

15:40.875 --> 15:44.041
‫آها راستی دیگه نمی‌خواد
‫نگرانِ زندار باشی

15:44.125 --> 15:46.708
‫رونان برنامه‌های بزرگی براش داره

16:49.916 --> 16:52.666
‫تو. تویی...

16:53.458 --> 16:55.583
‫می‌دونستم با این انفجار نمی‌میره

16:55.666 --> 16:58.000
‫اون از اولم جون‌سخت بود

16:58.083 --> 17:00.125
‫آره. درستش می‌کنیم اینو

17:01.791 --> 17:03.250
‫همه‌ش یه تله بود

17:03.833 --> 17:08.458
‫این‌که پروندۀ یاندو رو بهم دادی،
‫و فرستادیم سراغ کدهای سپر

17:09.333 --> 17:11.875
‫همه و همه برای این‌که
‫کمک کنی به سرزمین‌مون تجاوز کنن

17:12.583 --> 17:15.750
‫تو سوگند خوردی که از زندار دفاع کنی

17:15.833 --> 17:17.208
‫و ببین اون سوگند ما رو به کجا رسوند

17:18.166 --> 17:19.875
‫دنیا داره از هم می‌پاشه

17:19.958 --> 17:23.750
‫ملت دارن خرخرۀ همـو می‌جوئن.
‫نمی‌تونیم این‌جوری ادامه بدیم

17:23.833 --> 17:26.916
‫و گاهی‌اوقات تسلیم‌شدن خجالت نداره

17:28.125 --> 17:30.583
‫خجالت نداره؟
‫و دیگه چی؟

17:30.912 --> 17:36.052
‫خب البته که رونان قول داده
‫در ازای همکاری‌ام منو حاکم نگه داره

17:36.666 --> 17:40.333
‫بدون یه سایبورگ هیچ‌جوره نمی‌شد
‫به هستۀ اطلاعاتی نفوذ کرد

17:41.083 --> 17:43.750
‫بعد یادم اومد که
‫یه سایبورگ استخدام کرده بودم

17:43.833 --> 17:45.583
‫تمام این مدت داشتی ازم استفاده می‌کردی

17:45.783 --> 17:48.700
‫تو یه ماشینی.
‫چه توقعی داشتی؟

17:51.291 --> 17:54.375
‫کارشو یه‌سره کنید و آخر سر
‫حتماً قطعاتش رو ذوب کنید

17:54.458 --> 17:55.458
‫بله خانوم

18:27.208 --> 18:29.625
‫خیله‌خب، دیگه تمومش کنیم بره

18:44.041 --> 18:46.250
‫هیچ موجودی از این سقوط
‫جون سالم به‌در نمی‌بره

18:46.333 --> 18:47.541
‫نظرتون چیه رئیس؟

18:48.083 --> 18:49.625
‫مرگش رو اعلام می‌کنم، پسرا

18:52.208 --> 18:56.292
‫افسر نبیولا، پایان دورۀ خدمت

19:08.166 --> 19:10.166
‫مرگ بر یگان نووا

19:10.250 --> 19:11.916
‫زندار را آزاد کنید

19:12.345 --> 19:15.762
‫- مرگ بر یگان نووا. زندار را آزاد کنید
‫- راه گم کردی، نوواییِ آشغال

19:16.166 --> 19:17.833
‫بیا! بخورش!

19:17.916 --> 19:20.000
‫- هی! مراقب باش!
‫- چه مرگته؟

19:20.083 --> 19:23.208
‫- حرفی داری؟
‫- مرگ بر یگان نووا. زندار را آزاد کنید

19:23.291 --> 19:25.083
‫

19:26.041 --> 19:27.708
‫- سنگ، کاغذ
‫- گروت، گروت

19:27.791 --> 19:30.791
‫ولی کاغذش قابل بُرش نیست،
‫چون از جنس سنگه

19:31.055 --> 19:33.013
‫ببین

19:33.250 --> 19:34.916
‫ببینم این سر و صداها واسه چیه؟

19:35.000 --> 19:36.833
‫وای نبیولا.
‫نبی، حالت خوبه؟

19:37.791 --> 19:39.750
‫خدای من، به زور شناختمش

19:40.125 --> 19:41.250
‫دوست دارم بگم
‫بهت گفته بودما،

19:41.333 --> 19:43.583
‫ولی مغزت پاچیده،
‫واسه همین یادت نمی‌مونه

19:43.666 --> 19:46.000
‫من حالم خوبه
‫فقط یه پیک مشروب می‌خوام

19:46.625 --> 19:48.833
‫با تفنگ و یه دست

19:50.166 --> 19:53.250
‫یه دختر باید چی‌کار بکنه
‫که اینجا بهش سرویس بدن؟

19:53.333 --> 19:56.000
‫وای خدا. دارم صدای قاتی‌کردنِ
‫پردازنده‌هات رو می‌شنوم

19:56.083 --> 19:58.958
‫آره نبی، کلوخ جان بی‌راه نمیگه.
‫تو خیلی وضعت خرابه

19:59.041 --> 20:03.041
‫- حتی فکر نکنم بتونیم قطعات باقیمونده‌تـو بفروشیم
‫- گفتم که حالم خوبه

20:08.166 --> 20:10.708
‫وای نه. خیلی بد شد

20:10.791 --> 20:12.708
‫اینا که نباید پول بدن!

20:38.458 --> 20:40.916
‫خانم تشریف آوردن.
‫به دنیای زندگان خوش برگشتی

20:41.166 --> 20:43.166
‫من یه لحظه واقعاً داشتم با خودم می‌گفتم

20:43.250 --> 20:45.791
‫- «سر مراسم ختمش چی بگم؟»
‫- من خوبم

20:45.875 --> 20:47.791
‫حالا، اون تفنگ‌هایی که گفتم...

20:47.875 --> 20:51.416
‫تفنگ؟ نبیولا، من حتی اگرم
‫مثلاً تسلیحات سنگین داشتم،

20:51.500 --> 20:57.166
‫یعنی در حد نظامی، و مرگبار،
‫که نمی‌گم دارم ها،

20:57.250 --> 20:59.125
‫بیرون کشیدن این سلاح‌ها
‫برای کار و کاسبی خوب نیست

20:59.291 --> 21:01.708
‫نووا پرایم داره به رونان کمک می‌کنه
‫به اینجا حمله کنن

21:01.791 --> 21:03.541
‫این برای کاسبیت چه فایده‌ای داره؟

21:03.625 --> 21:06.958
‫- بیزینس از پس خودش برمیاد
‫- مردم زندار زجر خواهند کشید

21:07.041 --> 21:09.750
‫- بیشتر مشروب می‌خورن
‫- نووا پرایم پروانه کسبت رو باطل می‌کنه

21:10.000 --> 21:11.125
‫نه‌خیر!

21:11.208 --> 21:13.083
‫سنگ کاغذ قیچی، آماده شین!

21:13.166 --> 21:14.250
‫ساعت خوشی‌ـه

21:18.958 --> 21:19.958
‫من گروت هستم

21:27.291 --> 21:28.708
‫حله. پس همه‌مون خیلی خفن شدیم

21:30.642 --> 21:31.875
‫ببخشید، باید این سؤال رو بپرسم

21:31.958 --> 21:33.458
‫ما اجازه داریم این کارا رو بکنیم؟

21:33.541 --> 21:35.875
‫آخه با وجود این تفنگ‌ها
‫شاید از نظر اخلاقی درست نباشه

21:39.500 --> 21:42.458
‫ساختمون رو پاکسازی کردیم.
‫فقط بچه‌های خودمون موندن

21:42.541 --> 21:44.000
‫پس کار رو شروع می‌کنیم

21:44.083 --> 21:46.791
‫به رونان قول دادم که
‫تا طلوع سپر رو می‌کشم پایین

22:02.041 --> 22:04.166
‫- خودنما!
‫- این استایل کاریـه. تو هم داشته باش

22:04.250 --> 22:06.625
‫استایل داشته باشم؟
‫ناسلامتی باندانا بستم ها

22:08.750 --> 22:10.208
‫باورنکردنیـه

22:15.666 --> 22:19.000
‫من گروت هستم!

22:23.958 --> 22:25.041
‫نبیولا

22:25.125 --> 22:27.666
‫نووا پرایم.
‫اومدم اینجا تمومش کنم

22:27.750 --> 22:30.500
‫دیر رسیدی.
‫کدها بارگذاری شدن

22:30.958 --> 22:32.166
‫سپر در حال باز شدن

22:34.083 --> 22:36.500
‫رونان همین‌الان داره وارد جوّ سیاره‌مون می‌شه

22:38.958 --> 22:42.708
‫تو نمی‌تونی جلوی این اتفاق رو بگیری،
‫اما هنوز وقت داری به من ملحق شی

22:42.791 --> 22:44.166
‫نه، دیگه دیر شده

22:46.300 --> 22:47.500
‫سپر در حال بسته‌شدن

22:48.541 --> 22:49.958
‫چی؟

22:54.875 --> 22:57.599
‫سپر داره در حین بسته‌شدن
‫سفینه‌ها رو هم نابود می‌کنه

23:04.708 --> 23:07.416
‫کدها. تو منو دور زدی

23:07.500 --> 23:08.875
‫دو بار دورت زدم، در واقع

23:09.208 --> 23:11.458
‫من نقشۀ یان‌راگ رو
‫از اول پیش‌بینی کرده بودم

23:11.541 --> 23:13.666
‫واسه همین یه پیچشی به کدها دادم

23:13.750 --> 23:16.208
‫خب می‌دونی، ماشین به ماشین

23:16.291 --> 23:17.666
‫از کجا خبر داشتی؟

23:18.000 --> 23:21.583
‫به دنبال نور باش، خودت نور باش
‫هرگز از مسیر نور منحرف نشو

23:21.666 --> 23:26.000
‫همون لحظه که بهم گفتی
‫به هر قیمتی شده این پرونده رو حل کنم،

23:26.083 --> 23:28.000
‫فهمیدم که قسم‌مون رو شکوندی

23:28.375 --> 23:30.333
‫گرچه هنوزم دردناکـه

23:31.875 --> 23:34.625
‫کارت تمومه، نووا پرایم
‫تو بازداشتی

23:34.875 --> 23:35.875
‫همه‌تون بازداشتین

23:35.958 --> 23:37.333
‫ببینیم و تعریف کنیم

24:01.041 --> 24:03.875
‫عه ببخشید. می‌تونم یه لحظه
‫وقت‌تون رو بگیرم؟

24:03.958 --> 24:05.583
‫شما از آدم بدهای اصلی نبودی؟

24:06.208 --> 24:07.708
‫نه بابا!

24:12.791 --> 24:14.041
‫وای...

24:14.125 --> 24:15.541
‫- اونه
‫- چی؟

24:18.750 --> 24:21.333
‫آخ! باید قبل از این کار
‫گرم می‌کردم

24:23.083 --> 24:25.458
‫روشن کن. تیک‌آفِ اضطراری

25:11.833 --> 25:12.958
‫دست منو بگیر

25:13.208 --> 25:14.666
‫آخه چرا بهم ملحق نشدی؟

25:14.875 --> 25:16.000
‫من سوگند یاد کردم

25:16.083 --> 25:17.458
‫تو همه‌چیزو خراب کردی!

25:38.601 --> 25:41.750
‫سفر اکثر آدم‌ها برای رسیدن به رستگاری
‫از درون تاریکی آغاز می‌شه

25:42.287 --> 25:45.596
‫اما با کمی شهامت
‫و کمی ایمان به خودتون،

25:46.500 --> 25:51.416
‫اگر از مسیرتون منحرف نشید،
‫می‌تونید نور رو پیدا کنید

25:52.041 --> 25:56.375
‫به به، خانم سوپر نووا اینجاست

25:56.958 --> 25:58.333
‫تو سپرمون رو ترکوندی

25:58.416 --> 26:00.333
‫متجاوزهای فضایی رو هم ترکوندی

26:00.416 --> 26:03.208
‫سیاره‌مون به لطف تو داره
‫دوباره سر پا می‌شه

26:03.833 --> 26:05.833
‫پروانه کسب تو هم در امانـه

26:06.632 --> 26:07.925
‫برای یه کار یک‌شبه بدک نبود

26:08.083 --> 26:09.583
‫بعداً می‌بینمت، اردکی

26:13.620 --> 26:19.620
‫« زیرنویس از ســـروش »
‫:. SuRouSH_AbG .:

26:19.713 --> 26:27.888
‫ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی موویز
‫.:: DigiMoviez.Com ::.

26:28.000 --> 26:36.000
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:
‫<b>@DigiMoviez</b>
