WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
<b>هدیه     :مترجم</b>

00:00.000 --> 00:10.000
<b>رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند</b>

00:00.000 --> 00:10.000
<b>@AioSub    |    @MixFlixTopcom</b>

00:00.450 --> 00:01.930
<b>!از قلعه دفاع کنین</b>

01:11.730 --> 01:13.930
<b>ولیعهد هنوز فرار نکرده؟</b>

01:13.930 --> 01:17.050
<b>!به همین راحتی‌ها هم نیست
شاهزاده‌ها واسه سریع فرار کردن هنوز جوون‌ان</b>

01:20.820 --> 01:22.560
<b>،در هر صورت، تا لحظه‌ی مرگ‌مون
!از اینجا دفاع می‌کنیم</b>

01:22.560 --> 01:24.390
<b>!تا وقتی صدای زنگ رو نشنیدین، تحمل کنین</b>

01:42.640 --> 01:45.760
<b><i>این هم مردی که باعث و بانی این جنگ شد</i></b>

01:47.650 --> 01:49.820
<b><i>،امپراتور «گالکهین»</i></b>

01:50.290 --> 01:52.040
<b><i>«آرنولد هین»</i></b>

02:06.390 --> 02:07.280
<b>!برین</b>

02:07.280 --> 02:08.290
<b>!چشم، قربان</b>

03:37.400 --> 03:40.700
<b><i>از زندگیم تمام و کمال لذت بردم</i></b>

03:45.070 --> 03:46.320
<b><i>...ولی</i></b>

03:47.290 --> 03:51.000
<b><i>...دفعه‌ی بعد... دفعه‌ی بعدی... من</i></b>

04:16.030 --> 04:18.500
<b>«ریشه ایرمگارد ویتزینر»</b>

04:18.500 --> 04:22.390
<b>تو زن پلیدی هستی
!و لیاقت نامزدی با ولیعهد رو نداری</b>

04:22.390 --> 04:26.710
<b>،امروز، در این لحظه
!نامزدیم با تو رو باطل می‌کنم</b>

04:28.800 --> 04:30.660
<b>خیلی خب. متوجه شدم</b>

04:30.660 --> 04:31.720
<b>ها؟</b>

04:31.720 --> 04:33.780
<b>!صبر کن، خیر سرم دارم نامزدی رو بهم می‌زنم</b>

04:33.780 --> 04:36.670
<b>الان باید نگران این باشی
!که چه اتفاقی برات میفته</b>

04:36.670 --> 04:38.140
<b>حتی یه ذره هم نگران نیستم</b>

04:38.420 --> 04:39.570
<b>چی؟</b>

04:40.780 --> 04:42.080
<b>از حضورتون مرخص می‌شم</b>

04:42.080 --> 04:43.730
<b>!ها؟ صبر کن</b>

04:43.730 --> 04:45.680
<b>ریشه؟ داری کجا می‌ری؟</b>

04:45.680 --> 04:47.390
<b>!گوش کن</b>

04:46.340 --> 04:48.440
<b><i>یه بار دیگه، برگشتم</i></b>

04:47.390 --> 04:51.150
<b>کل هفته به این فکر می‌کردم
!که چجوری لیست اتهاماتت رو بلند جار بزنم</b>

04:51.150 --> 04:54.420
<b>!گوش کن! هی، با تو‌ام! برگرد اینجا</b>

04:53.290 --> 04:56.190
<b><i>از قبل می‌دونم قرارـه چجوری باهام رفتار بشه</i></b>

04:54.420 --> 04:58.310
<b>!وایستا ریشه
!وقتی باهات حرف می‌زنم، بهم گوش بده</b>

04:57.350 --> 04:58.530
<b><i>،هرچی نباشه</i></b>

04:59.820 --> 05:03.470
<b><i>هفتمین باری‌ـه که زندگیم رو تجربه می‌کنم</i></b>

05:12.690 --> 05:15.350
<b><i>،حتی الان هم می‌تونم به خوبی</i></b>

05:15.350 --> 05:17.660
<b><i>زندگی اولم رو به یاد بیارم</i></b>

05:18.150 --> 05:20.750
ریشه ایرمگارد ویتزینر

05:20.750 --> 05:24.480
تو زن پلیدی هستی
!و لیاقت نامزدی با ولیعهد رو نداری

05:24.480 --> 05:28.640
،امروز، در این لحظه
!نامزدیم با تو رو باطل می‌کنم

05:28.640 --> 05:31.640
چی؟ چرا داری نامزدی‌مون رو بهم می‌زنی؟

05:31.640 --> 05:33.760
ولی... چرا؟

05:33.760 --> 05:36.140
از این کشور تبعید می‌شی

05:36.490 --> 05:38.310
...ولیعهد دیتریچ

05:38.310 --> 05:40.400
واقعا جدی هستین؟

05:40.400 --> 05:43.350
!حالا جرایم‌ـت رو می‌خونم

05:43.350 --> 05:44.770
جرایم؟

05:46.290 --> 05:49.910
ما از خانواده‌ی دوک هستیم
و سوگند وفاداری به تاج و تخت خوردیم

05:49.910 --> 05:53.040
،فکر این که تو، تنها دختر من
...به اون سوگند خیانت کنی

05:53.040 --> 05:55.540
باید از خودت خجالت بکشی، ریشه

05:55.540 --> 05:58.420
!بهم تهمت زدن! خواهش می‌کنم، بهم گوش کنین

05:58.420 --> 06:00.930
!مادر! پدر

06:03.260 --> 06:05.130
<b><i>نامزدی‌ـم بهم خورد</i></b>

06:05.130 --> 06:06.940
<b><i>خانواده‌ـم طردم کردن</i></b>

06:07.420 --> 06:10.690
<b><i>،تنها با لباس‌هایی که داشتم
بی‌هدف می‌چرخیدم</i></b>

06:21.790 --> 06:24.150
<i>حالا چیکار کنم؟</i>

06:28.050 --> 06:30.470
زل زدن به زمین، انقدر لذت بخش‌ـه؟

06:30.470 --> 06:31.700
خانم جوان؟

06:32.530 --> 06:34.200
<b><i>اون‌موقع اتفاق افتاد</i></b>

06:34.200 --> 06:37.090
<b><i>،اون‌جا بود که با تاجر‌های دوره گرد
آشنا شدم</i></b>

06:38.320 --> 06:40.860
به نظر میاد توی شرایط سختی باشی

06:40.860 --> 06:43.710
.این ارابه به کشور بعدی می‌ره
می‌خوای سوار شی؟

06:43.710 --> 06:45.530
از این بابت مطمئنی رئیس؟

06:45.530 --> 06:48.620
،وقتی به خانم‌های زیبایی مثل اون دختره
می‌رسی، توسری‌خور می‌شی

06:49.540 --> 06:52.190
<i>این آدم‌ها تاجر‌ان؟</i>

06:50.270 --> 06:52.190
!درسته

06:52.770 --> 06:56.350
،احمق‌ها. از اونی که فکر می‌کنین
!توی قضاوت آدم‌ها بهترم

06:59.050 --> 07:03.050
،اون ابریشم حتی توی نور ماه
با درخشش چشمگیری می‌درخشه

07:03.730 --> 07:05.480
ساخته‌ی «ویشکولها»ـست، مگه نه؟

07:06.900 --> 07:11.230
پس باید از خاندان سلطنتی یا یه دوک باشی

07:11.230 --> 07:13.260
،یه خانم اشراف‌زاده مثل تو
...این وقت شب بیرون‌ـه

07:13.260 --> 07:14.370
!ببخشید

07:15.520 --> 07:18.450
این انگشتر رو ازم می‌خرین؟

07:26.520 --> 07:29.590
کارمون خرید و فروش هر جنسی نیست

07:30.200 --> 07:34.260
کالاهایی رو پیدا می‌کنیم که قلب‌ها
و قلب‌هامون رو به آتیش بکشه

07:34.260 --> 07:37.260
و به کسایی می‌فروشیم‌شون
که به اندازه‌ی ما، واسشون هیجان‌زده هستن

07:37.260 --> 07:42.540
،هر دو خریدار و فروشنده عاشق اجناس‌ان
همین باعث سود در تجارت می‌شه

07:43.580 --> 07:47.020
.این عقیده‌ی ماـست
عقیده‌ی شرکت بازرگانی «آریا»

07:49.400 --> 07:52.550
از قیافه‌ـت معلومه با خودت فکر کردی
که کار باحالی‌ـه، مگه نه؟

07:52.550 --> 07:54.190
...من

07:54.190 --> 07:57.790
زندگی‌ـت الان یه لوح خالی‌ـه، مگه نه؟

07:58.540 --> 08:02.080
چرا از این فرصت استفاده نمی‌کنی
و وارد راه بازرگانی نمی‌شی؟

08:02.370 --> 08:06.540
!من؟ هرگز بهش فکر نکرده بودم

08:06.540 --> 08:10.970
،از سرنوشت خفه‌کننده‌ـت
به عنوان همسر ولیعهد، رها شدی

08:11.450 --> 08:14.390
می‌تونی هر جایی که می‌خوای بری

08:14.860 --> 08:16.550
آزادی هر کاری که می‌خوای بکنی

08:20.170 --> 08:23.220
...آزادم... هر کاری که می‌خوام بکنم

08:24.700 --> 08:26.960
آدم تیزبینی هستی

08:26.960 --> 08:28.070
...و

08:28.390 --> 08:34.070
و شانس خیلی خوبی داری
!که به کاروان دوستانه‌ای مثل مل برخوردی

08:34.070 --> 08:38.080
،اگه یه تاجر بشی
فکر کنم اوضاع خیلی جالب بشه

08:41.180 --> 08:42.600
نظرت چیه؟ پایه‌ای؟

08:42.600 --> 08:46.080
!بله، لطفا
!لطفا بهم یاد بدین چجوری یه تاجر بشم

08:47.480 --> 08:49.170
<b><i>،توی اولین زندگیم</i></b>

08:49.720 --> 08:53.100
<b><i>زیر نظر رئیس تالی، تجارت رو یاد گرفتم</i></b>

08:53.620 --> 08:56.690
<b><i>،بعدش هم خودم به عنوان یه تاجر
شروع به کار کردم</i></b>

08:56.690 --> 09:01.370
<b><i>،به کل دنیا سفر کردم تا به رویای جدیدم
یعنی دیدن تمام کشورها برسم</i></b>

09:02.110 --> 09:04.820
<b><i>،بعدش، قبل از رسیدن به آخرین کشور توی لیستم</i></b>

09:04.820 --> 09:07.450
<b><i>...به داخل یه جنگ کشیده شدم</i></b>

09:07.840 --> 09:10.500
<b><i>و جونم رو از دست دادم</i></b>

09:32.410 --> 09:33.510
چی؟

09:32.610 --> 09:35.200
«ریشه ایرمگارد ویتزینر»

09:35.200 --> 09:38.960
تو زن پلیدی هستی
!و لیاقت نامزدی با ولیعهد رو نداری

09:38.960 --> 09:43.060
،امروز، در این لحظه
!نامزدیم با تو رو باطل می‌کنم

09:43.310 --> 09:46.000
ولیعهد دیتریچ؟

09:47.990 --> 09:49.610
<i>اینجا چه خبرـه؟</i>

09:50.450 --> 09:53.220
<i>لباس و انگشترم درست مثل اون روزـه</i>

09:53.890 --> 09:56.570
<i>این... یه رویاست؟</i>

09:56.690 --> 09:59.820
از این کشور تبعید می‌شی

10:02.560 --> 10:03.830
درد داره

10:04.750 --> 10:07.580
بهم زدن نامزدی‌مون انقدر ناراحتت کرد؟

10:07.580 --> 10:08.970
<i>...اگه این یه رویا نیست</i>

10:07.800 --> 10:09.680
که‌اینطور، فهمیدم

10:08.970 --> 10:10.830
<i>!پس نباید یه لحظه هم از دست بدم</i>

10:10.830 --> 10:13.590
<i>!به زودی من رو از عمارت بیرون می‌ندازن</i>

10:14.140 --> 10:15.290
ازحضورتون مرخص می‌شم

10:15.290 --> 10:16.840
!ها؟ صبر کن

10:16.840 --> 10:18.470
ریشه؟ داری کجا می‌ری؟

10:18.470 --> 10:19.710
!گوش کن

10:18.970 --> 10:21.200
<i>خدایا، ممنونم</i>

10:19.710 --> 10:23.500
کل هفته به این فکر می‌کردم
!که چجوری لیست اتهاماتت رو بلند جار بزنم

10:21.200 --> 10:24.950
<i>،نمی‌فهمم چطوری
!ولی یه شانس زندگی دوباره، بهم داده شده</i>

10:23.500 --> 10:25.600
!گوش کن، هی! با توام! برگرد اینجا

10:25.600 --> 10:28.140
<b><i>...تنها حسرتی که اون شب داشتم</i></b>

10:28.140 --> 10:31.110
<b><i>،این بود که نتونستم
لوازم شخصی‌ـم رو با خودم بردارم</i></b>

10:31.110 --> 10:33.070
<b><i>،اگه به عنوان یه تاجر پول بیش‌تری داشتم</i></b>

10:33.070 --> 10:35.560
<b><i>می‌تونستم شرکت خودم رو زودتر ارتقا بدم</i></b>

10:36.590 --> 10:40.950
<i>حالا فقط باید رئیس تالی
!و بقیه رو از شرکت تجاری آریا، ببینم</i>

10:42.480 --> 10:47.250
<b><i>،ولی وقتی رسیدم
!ارابه‌ی شرکت از قبل از اون‌جا گذشته بود</i></b>

10:47.830 --> 10:52.000
<b><i>نمی‌تونه درست باشه. یعنی واسه اینه
که برگشتم تا لوازم‌ـم رو جمع کنم؟</i></b>

10:58.210 --> 11:01.990
،کتاب «تصویر گیاهان دارویی خارجی» مادربزرگم
..که برام به جا گذاشته

11:03.010 --> 11:05.630
<i>برخلاف گذشته، الان پول دارم</i>

11:05.630 --> 11:08.530
<i>،که یعنی فقط باید تصمیم بگیرم
که باهاش چیکار کنم</i>

11:10.290 --> 11:14.590
<b><i>توی زندگی دوم‌ـم، وسایلم رو فروختم
و از دریا گذشتم</i></b>

11:14.590 --> 11:16.800
<b><i>و تصمیم گرفتم داروسازی بخونم</i></b>

11:17.560 --> 11:20.350
<b><i>با دونستن جایی
...که گیاهان دارویی رشد می‌کردن</i></b>

11:20.350 --> 11:22.700
<b><i>،و آگاهی از زمان شیوع بیماری‌های واگیر</i></b>

11:22.700 --> 11:27.200
<b><i>،تونستم از تجربه‌ی زندگی اولم
به خوبی استفاده کنم</i></b>

11:28.270 --> 11:30.750
<b><i>یه روز، به یه کشور توی شمال سفر کردم</i></b>

11:30.750 --> 11:33.410
<b><i>و یه شاهزاده‌ی مریض رو نجات دادم</i></b>

11:34.040 --> 11:37.000
،رنگ چهره‌تون خیلی بهتر به نظر میاد
«کایل»

11:37.470 --> 11:39.300
ممنونم، ویتزینر

11:39.300 --> 11:42.510
امروز به حدی حال‌ـم خوبه
که خودم هم متعجب‌ام

11:42.510 --> 11:44.510
همه‌ـش به لطف داروهای توـه

11:44.710 --> 11:46.260
خداروشکر

11:46.260 --> 11:50.790
<b><i>،زندگیم به عنوان یک گیاه‌شناس
رضایت‌بخش و فوق‌العاده پر ارزش بود</i></b>

11:51.320 --> 11:55.020
<b><i>...ولی بازم توی زندگی دومم، درست مثل اولی</i></b>

11:55.020 --> 11:58.350
<b><i>به یه جنگ کشیده شدم و مردم</i></b>

12:07.690 --> 12:10.290
«ریشه ایرمگارد ویتزینر»

12:10.290 --> 12:14.130
تو زن پلیدی هستی
!و لیاقت نامزدی با ولیعهد رو نداری

12:14.130 --> 12:17.590
،امروز، در این لحظه
...نامزدیم با تو رو باطل

12:17.590 --> 12:18.840
متوجه‌ام و موافقت می‌کنم

12:18.840 --> 12:20.240
!چی رو متوجهی؟

12:20.990 --> 12:23.800
<b><i>توی زندگی سومم، دست روی چیز دیگه‌ای گذاشتم</i></b>

12:23.800 --> 12:28.040
<b><i>،روی رشته‌ی تخصصی‌ای
که توی زندگی قبلی‌ـم یاد گرفته بودم</i></b>

12:28.830 --> 12:31.750
<b><i>،و دانشمند نابغه‌ای
که در این رشته تخصص داشت</i></b>

12:32.310 --> 12:36.880
<b><i>برای من، چهره‌ی آشنایی از زندگی دومم بود</i></b>

12:36.880 --> 12:38.760
<b><i>«دکتر میشل ایوان»</i></b>

12:39.910 --> 12:42.440
،مهم نیست چقدر به درست بودن نظریه‌ـت
اعتقاد داری

12:42.440 --> 12:47.360
،فقط با آزمایش‌های مکرر می‌تونی
به یه نتیجه‌ی معتبر برسی

12:47.360 --> 12:48.830
!بله، دکتر

12:48.830 --> 12:52.150
!به نظر میاد واقعا از تحقیقاتت لذت می‌بری

12:52.150 --> 12:55.330
!یاد گرفتن چیزهای جدید، واقعا هیجان‌انگیزـه

12:55.330 --> 12:57.170
،دیدم رو گسترش می‌ده

12:57.170 --> 13:00.210
و باعث می‌شه حتی مناظر دیروز
!رو در یک نور کاملا جدید ببینم

13:01.950 --> 13:04.080
<b><i>بعد از اون، دکتر و من، راهمون از هم جدا شد</i></b>

13:04.080 --> 13:08.100
<b><i>،و باز هم دوباره
تحقیقاتم رو تنهایی ادامه دادم</i></b>

13:08.470 --> 13:11.390
<b><i>و وارد یه جنگ شدم و مردم</i></b>

13:12.870 --> 13:16.980
<b><i>،از خدمتکاری توی زندگی چهارم‌ـم
،توی خونه‌ی یه دوک گرفته</i></b>

13:16.980 --> 13:20.410
<b><i>،تا نقش یه مرد رو گرفتن توی زندگی ششم
...و جنگیدن به عنوان یه شوالیه</i></b>

13:20.990 --> 13:23.540
<b><i>توی هر زندگی، احساس رضایت کردم</i></b>

13:23.540 --> 13:25.210
<b><i>و از همه‌شون خیلی لذت بردم</i></b>

13:25.870 --> 13:26.810
<b><i>...ولی</i></b>

13:29.430 --> 13:32.050
<b><i>،وقتی پنج سال از هر زندگی جدیدم بگذره</i></b>

13:32.050 --> 13:34.380
<b><i>می‌میرم</i></b>

13:35.250 --> 13:38.330
<b><i>،حتی وقتی که توی جنگ نمردم</i></b>

13:38.330 --> 13:41.180
<b><i>!انقدر کار کردم که مردم</i></b>

13:41.630 --> 13:44.340
<b><i>حالا هم دارم برای بار هفتم زندگی می‌کنم</i></b>

13:44.650 --> 13:48.340
<b><i>می‌خوام این بار رو راحت بگیرم</i></b>

13:48.340 --> 13:50.130
<b><i>،و بیش‌تر از هر چیز دیگه</i></b>

13:50.910 --> 13:53.750
<b><i>،قسم می‌خورم این بار
!زندگی طولانی‌ای داشته باشم</i></b>

13:54.820 --> 13:56.270
<b><i>،حالا که بهش فکر می‌کنم</i></b>

13:56.270 --> 13:58.900
<b><i>تا الان، همیشه از در اصلی خارج شدم</i></b>

14:01.550 --> 14:05.070
<b><i>...ولی الان، این راه سریع‌تر می‌شه</i></b>

14:09.760 --> 14:13.190
<b>...خیلی متاسفم... متاسفم</b>

14:21.680 --> 14:23.550
<b>...از اون گوشه یورش بردی</b>

14:26.460 --> 14:28.570
<b>!امپراتور آرنولد هین</b>

14:28.990 --> 14:30.590
<b>می‌دونی من کی‌ام؟</b>

14:31.050 --> 14:33.680
<b>!اولین بارـه که به این کشور میام</b>

14:36.040 --> 14:40.170
<b>ریشه ایرمگارد ویتزینر هستم</b>

14:40.930 --> 14:43.330
<b>با این که اولین بارـه
،که هم‌دیگه رو ملاقات می‌کنیم</b>

14:43.330 --> 14:45.690
<b>باید بگم که تعریف‌تون رو زیاد شنیدم</b>

14:45.690 --> 14:48.950
<b>همین الان امپراتور صدام کردی، مگه نه؟</b>

14:50.560 --> 14:55.410
<b>،از اون‌جایی که پدرم، یعنی اپراتور
...هنوز زنده‌ـست، من فقط یه ولیعهد‌ام</b>

14:55.410 --> 14:57.690
<b>...خب</b>

15:00.390 --> 15:03.240
<b>...از صمیم قلب عذر می‌خوام، اعلی‌حضرت</b>

15:03.650 --> 15:08.050
<b>،در حالت آشفته‌ی الانم
به نظر میاد به اشتباه، بی‌احترامی کردم</b>

15:08.510 --> 15:12.280
<b>،به هر حال نامزدیم به تازگی لغو شده
پس عجله‌ای نداشتم</b>

15:12.280 --> 15:14.020
<b>دیگه مرخص می‌شم</b>

15:16.610 --> 15:18.020
<b>نامزدی لغو شده؟</b>

15:32.070 --> 15:33.150
<b>صبر کن</b>

16:01.420 --> 16:02.470
<b>بهتر شد</b>

16:12.420 --> 16:14.200
<b>اتفاقی افتاده؟</b>

16:14.360 --> 16:16.900
<b>«اولیور»
اسبم رو حاضر کن</b>

16:16.900 --> 16:18.420
<b>هرطور دستور بفرمایید</b>

16:18.420 --> 16:20.200
<b>ولی می‌خواین چیکار کنین؟</b>

16:33.720 --> 16:36.850
<b>استقامت این بدن خیلی کم‌ـه</b>

16:36.850 --> 16:39.060
<b>باید دوباره از اول تعلیم‌ـش بدم</b>

16:40.840 --> 16:41.770
<b>چی؟</b>

16:44.480 --> 16:46.730
<b>،یه هفته وقت گذاشتم
!تا شاهکارم رو برنامه ریزی کنم</b>

16:47.040 --> 16:49.270
<b>!شاهزاده دیتریچ، بانو ریشه اومدن</b>

16:49.270 --> 16:50.230
<b>چی؟</b>

16:50.230 --> 16:52.990
<b>!برین کنار! بذار رد شم</b>

16:53.210 --> 16:54.890
<b>!حسابی معطل‌مون کردی، ریشه</b>

16:54.890 --> 16:56.990
<b>،نمی‌خوای بشنوی که عشقت</b>

16:56.990 --> 17:00.250
<b>یعنی من، محکوم‌ـت می‌کنم، می‌فهمم</b>

17:00.250 --> 17:02.400
<b>با این حال، جوری که می‌خوای پیش نمی‌ره</b>

17:02.400 --> 17:05.340
<b>،فرود آوردن چکش عدالت بر زنان فاسدی مثل تو</b>

17:05.340 --> 17:08.250
<b>،یکی از وظایفم
به عنوان پادشاه آینده‌ی این کشورـه</b>

17:06.450 --> 17:08.250
<b>،نه تنها نتونستم به موقع برسم</b>

17:08.250 --> 17:11.510
<b>،بلکه این واقعا بدترین زمانبندی
تو کل زندگی‌هام‌ـه</b>

17:11.510 --> 17:13.780
<b>،اگه فقط یکم دیرتر از زندگی اولم می‌رسیدم</b>

17:13.780 --> 17:16.430
<b>مجبور نبودم دوباره ریخت نحس‌ـش رو ببینم</b>

17:14.510 --> 17:16.430
<b>داری با خودت چی زمزمه می‌کنی؟</b>

17:17.330 --> 17:18.540
<b>درست همون‌طور که فکر می‌کردم</b>

17:19.260 --> 17:21.770
<b>،توی مهمونی، خودت رو نسبت به اعلامیه‌ـم
بی‌تفاوت نشون دادی</b>

17:21.770 --> 17:24.570
<b>ولی انگار از ته قلبت ناراحت شدی</b>

17:24.570 --> 17:25.270
<b>ببخشید؟</b>

17:25.270 --> 17:29.790
<b>لغو نامزدی، انقدر ناامیدت کرده
که نمی‌دونی چیکار کنی</b>

17:29.790 --> 17:32.530
<b>از اون‌موقع، با قلب شکسته راه رفتی و چرخیدی</b>

17:32.530 --> 17:35.150
<b>می‌تونم با یه نگاه بفهمم</b>

17:35.150 --> 17:38.660
<b>لباس‌ـت گلی‌ـه و کل بدنت زخمی شده</b>

17:38.660 --> 17:41.790
<b>،فکر این که غم لغو نامزدی
...تو رو به این حال و روز رسونده</b>

17:41.790 --> 17:43.290
<b>خدایی احمقی؟</b>

17:43.290 --> 17:44.070
<b>چی؟</b>

17:44.070 --> 17:46.370
<b>غم لباس رو کثیف نمی‌کنه</b>

17:46.370 --> 17:50.710
<b>مهم‌تر از همه، از این که نامزدی رو لغو کردی
ناراحت نیستم</b>

17:50.710 --> 17:52.250
<b>چی؟</b>

17:52.630 --> 17:56.130
<b>یعنی ولیعهد توسط بانو ریشه طرد شده؟</b>

17:56.130 --> 18:00.200
<b>ولی بانو ریشه نامزدی رو لغو نکرد، مگه نه؟</b>

18:00.200 --> 18:04.280
<b>،بازم
به نظرم ولیعهد بیش‌تر ناراحته تا بانو ریشه</b>

18:05.040 --> 18:06.390
<b>!حق با توـه</b>

18:06.390 --> 18:08.350
<b>!شما که اون‌جایین! دارین بی‌احترامی می‌کنین</b>

18:08.350 --> 18:09.400
<b>!شما روستایی‌ها خیلی جربزه دارین</b>

18:09.400 --> 18:14.350
<b><i>،واقعا خوش‌حالم که تو هیچ‌کدوم از زندگی‌هام
!مجبور نبودم با این مرد ازدواج کنم</i></b>

18:15.050 --> 18:19.640
<b>اعلی‌حضرت، شما باید مردم رو گرامی بدارین
!و ازشون محافظت کنین</b>

18:19.640 --> 18:21.960
<b>نباید طوری که الان صحبت کردین، صحبت کنین</b>

18:21.960 --> 18:24.310
<b>!این خودتی که باید رفتارشون رو اصلاح کنی</b>

18:24.310 --> 18:26.800
<b>قصد نداری ازم طلب بخشش کنی؟</b>

18:26.800 --> 18:28.180
<b>نه، حتی یه ذره</b>

18:28.180 --> 18:31.660
<b>درواقع برای لغو نامزدی، قدردان‌تون هم هستم</b>

18:31.660 --> 18:32.670
<b>!چی؟</b>

18:33.430 --> 18:36.010
<b>!به من نخندینا</b>

18:36.010 --> 18:39.010
<b>!درسته! خیلی بدجنس‌این، بانو ریشه</b>

18:39.010 --> 18:44.060
<b>لطفا شاهزاده دیتریچ عزیزم
!رو بیش‌تر از این اذیت نکنین</b>

18:44.060 --> 18:45.520
<b>«بانو ماری؟»</b>

18:45.520 --> 18:49.810
<b>ریشه، تو به ماری عزیزم زورگویی کردی
و باعث شدی گریه کنه، درسته؟</b>

18:49.810 --> 18:51.400
<b>!درباره‌ش شنیده بودم</b>

18:51.400 --> 18:56.650
<b>،فکر کردی زنی به شیطان‌صفتی تو
می‌تونه ملکه بشه؟</b>

18:58.690 --> 19:01.160
<b>لطفا، خیال‌تون راحت باشه</b>

19:01.450 --> 19:04.510
<b>از فرمان‌تون برای لغو نامزدی اطاعت می‌کنم</b>

19:04.950 --> 19:09.320
<b>هرگز دوباره جلوی چشم هیچ‌کدوم‌تون نمیام</b>

19:09.320 --> 19:10.170
<b>!چی؟</b>

19:11.190 --> 19:15.400
<b>،از بچگی باور داشتم
،جایگاهم به عنوان نامزد ولیعهد</b>

19:15.400 --> 19:17.530
<b>تمام چیزی بود که به زندگیم ارزش می‌داد</b>

19:18.210 --> 19:19.930
<b>ولی اشتباه می‌کردم</b>

19:20.270 --> 19:22.990
<b>می‌تونم خودم ارزش‌ـم رو پیدا کنم</b>

19:22.990 --> 19:25.430
<b>،حالا که این رو می‌دونم
هرچی نیاز دارم رو دارم</b>

19:25.430 --> 19:28.020
<b>ها؟ درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟</b>

19:31.070 --> 19:34.710
<b>به حضور شما توی زندگیم نیازی ندارم</b>

19:37.940 --> 19:39.370
<b>!شاهزاده دیتریچ</b>

19:39.880 --> 19:41.910
<b>!خیلی بدجنسی، بانو ریشه</b>

19:41.910 --> 19:43.100
<b>بانو ماری</b>

19:43.650 --> 19:48.300
<b>،هر دروغی که باهاش من رو متهم ‌کنین
ازتون خشمگین نمی‌شم</b>

19:49.270 --> 19:52.540
<b>،ازدواج‌تون با شاهزاده برای خانواده‌تون‌ـه
درسته؟</b>

19:52.540 --> 19:54.600
<b>از کجا می‌دونین؟</b>

19:55.220 --> 19:57.290
<b>،ولی لطفا فراموش نکنین</b>

19:57.290 --> 20:01.220
<b>،اگه آینده‌تون چیزی نیست که برای خودتون
آرزو می‌کنین، پس دلیلی نداره انجام‌ـش بدین</b>

20:01.500 --> 20:04.360
<b>چیزی که من آرزو می‌کنم؟</b>

20:04.890 --> 20:09.500
<b>پیدا کرد خوش‌حالی برای خانواده
...و برای خودت</b>

20:09.500 --> 20:11.230
<b>باید بتونی هر دوش رو یک باره انجام بدی</b>

20:11.660 --> 20:16.860
<b>لطفا زندگی‌ای رو انتخاب کنین که خودتون
و خانواده‌تون، بتونین توش لبجند بزنین</b>

20:21.630 --> 20:24.600
<b>خیلی خب دیگه مزاحم با پای خودش می‌ره</b>

20:25.280 --> 20:26.490
<b>!بانو ریشه</b>

20:26.490 --> 20:30.370
<b><i>،بازم مثل زندگی اولم
تنها چیزی که دارم لباس‌ـمه</i></b>

20:27.130 --> 20:28.440
<b>!وایستا، ریشه</b>

20:28.440 --> 20:30.880
<b>!هی، شوالیه‌ها! ریشه رو دستگیر کنین</b>

20:30.370 --> 20:33.000
<b><i>حالا کجا برم؟</i></b>

20:30.880 --> 20:31.890
<b>!چشم</b>

20:33.000 --> 20:37.090
<b>...بانو ریشه؟ می‌شه یه لحظه صبر کنین</b>

20:47.600 --> 20:49.950
<b>.همون‌طور که فکر می‌کردم
به نظر میاد شمشیرزن ماهری هستی</b>

20:50.590 --> 20:54.080
<b>این مهارت‌ها رو از کجا یاد گرفتی؟</b>

20:54.080 --> 20:55.900
<b><i>آرنولد هین</i></b>

20:56.950 --> 20:58.360
<b>یه رازـه</b>

20:58.360 --> 21:01.510
<b>و مهارت‌هام اون‌قدر خوب نیست
که لایق تعریف شما باشن</b>

21:02.330 --> 21:06.340
<b>،توی اون ضربه
از تمام قدرت‌تون استفاده نکردین، مگه نه؟</b>

21:08.160 --> 21:11.410
<b>هی، تو دیگه کی هستی؟ از ریشه دور شو</b>

21:11.410 --> 21:13.430
<b>همگی همون‌جایی که هستین، بایستین</b>

21:13.430 --> 21:17.750
<b>،نباید در برابر ولیعهد گالکهین
تهاجمی رفتار کنیم</b>

21:17.750 --> 21:20.420
<b>ولیعهد گالکهین؟</b>

21:20.790 --> 21:25.410
<b>،همون شاهزاده‌ی هیولایی که به تنهایی
گروهی از شوالیه‌ها رو نابود کرده؟</b>

21:25.410 --> 21:28.180
<b>!ساکت شو! خودت هم کشته می‌شی</b>

21:28.730 --> 21:32.590
<b>،شاهزاده آرنولد
می‌شه بپرسم چی شما رو به اینجا کشونده؟</b>

21:32.590 --> 21:36.260
<b>،حدس می‌زنم شمشیرتون رو فقط برای بازی
بیرون نکشیدین</b>

21:36.260 --> 21:37.190
<b>درسته</b>

21:38.340 --> 21:41.650
<b><i>زندگی ششم‌ـم، با دستان این مرد پایان یافت</i></b>

21:42.270 --> 21:45.860
<b><i>روزی، این مرد جنگی رو شروع خواهد کرد
که تمام جهان رو در بر خواهد گرفت</i></b>

21:46.490 --> 21:50.040
<b><i>جنگی که باعث مرگ من شد</i></b>

21:57.130 --> 21:57.990
<b>چی؟</b>

21:58.840 --> 22:01.590
<b>دارین چیکار می‌کنین؟</b>

22:04.050 --> 22:06.610
<b>بابت بی‌ادبی ناگهانی‌ـم عذرخواهی می‌کنم</b>

22:07.620 --> 22:09.350
<b>مایل‌ام ازتون یه سوالی بپرسم</b>

22:09.350 --> 22:10.650
<b>...می‌شه لطفا</b>

22:12.630 --> 22:15.610
<b>افتخار بدین که همسر من بشین؟</b>

22:17.310 --> 22:18.340
<b>چی؟</b>

22:18.340 --> 22:38.340
<b>هدیه     :مترجم</b>

22:18.340 --> 22:38.340
<b>ارائه‌ای از رسانه‌ی آیوفیلم</b>

22:18.340 --> 22:38.340
<b>@AioSub    |    @MixFlixTopcom</b>

22:18.340 --> 22:21.340
<b></b>
