WEBVTT

00:03.000 --> 00:05.950
‫این اثر حاصل تخیل نویسنده بوده و براساس پژوهش
‫درمورد دوره‌ای که در آن جریان دارد می‌باشد.
‫اشخاص، سازمان‌ها، قوانین و نام‌های به‌کار رفته در این اثر
‫هیچ ارتباطی با هیچ یک از آن‌ها در دنیای واقعی ندارند.

00:10.250 --> 00:13.700
‫نظاره به ماه چه خوشایند است!

00:15.540 --> 00:19.000
‫او همانند یک تکه سکۀ کوچک است،

00:19.000 --> 00:22.370
‫یک گل نقره‌ای کوچک.

00:22.370 --> 00:26.160
‫او سرد و پاکدامن است.

00:26.160 --> 00:29.160
‫اطمینان دارم که باکره است.

00:30.870 --> 00:33.290
‫آن ارباب فرا رسید.

00:33.290 --> 00:36.160
‫آن فرزند آدم فرا رسید.

00:36.160 --> 00:38.120
‫صدای که بود؟

00:38.120 --> 00:41.040
‫صدای رسول، شاهزاده خانم.

00:41.040 --> 00:45.200
‫آن صدا، صدای رسولی که 
‫حاکم از ایشان هراسان است.

00:45.200 --> 00:46.910
‫دهان تو...

00:49.330 --> 00:53.950
‫اینکه دهان تو را ببوسم، 
‫لب بر لب، حرف بر حرف.

00:55.410 --> 00:59.330
مایلید همکار نمایشی من بشید آقا؟

01:22.910 --> 01:26.160
‫سال 12 عصر تایشو (1923) - اوایل تابستان - ایستگاه توکیو

01:31.660 --> 01:34.160
‫سرگرد مائدا یوشینوبو شمایید؟

01:39.910 --> 01:41.410
و تو؟

01:41.410 --> 01:44.620
‫موریاما از یگان 16 نیروهای ویژه.

01:44.620 --> 01:49.200
‫از سپهبد ناکاجیما دستور دارم 
‫که بهتون خوش‌آمد بگم.

01:49.200 --> 01:51.910
‫اگه مقصدمون مرکز فرماندهیه، پیاده میام.

01:51.910 --> 01:54.290
‫امروز نمی‌ریم به مرکز.

01:54.290 --> 01:57.080
‫دستوراتم اینن که شما رو 
‫به جزیرۀ تسوکیشیما ببرم.

01:57.080 --> 01:58.080
تسوکیشیما؟

03:59.540 --> 04:03.000
فجر

04:05.540 --> 04:08.250
‫نمی‌تونن از آب رد بشن.

04:08.250 --> 04:10.580
‫هوشمندانست.

04:10.580 --> 04:12.700
‫از خون‌آشامه بگو.

04:12.700 --> 04:15.500
‫قربانی خون‌آشام یه بازیگر تئاتره.

04:15.500 --> 04:19.580
‫شش روز پیش، طی حادثه‌ای روی صحنه 
‫صدماتی دید که نزدیک بود به کشتنش بدن،

04:19.580 --> 04:21.700
‫ولی بعد از چهار ساعت خوب شدن.

04:21.700 --> 04:23.450
‫نیروهای ویژه خبر شدند.

04:23.450 --> 04:28.200
‫طبق دستورات سپهبد ناکاجیما، 
‫خون‌آشام دستگیر شد.

04:28.200 --> 04:29.290
علائمش؟

04:29.290 --> 04:31.290
‫هنوز تایید نشدن.

04:31.290 --> 04:32.370
وضعیت روانیش؟

04:32.370 --> 04:34.910
‫مکالمه گاهی اوقات ممکنه.

04:34.910 --> 04:37.290
می‌تونیم بیاریمش تو تیم خودمون؟

04:37.290 --> 04:40.660
‫این تصمیم تماماً بر عهدۀ شماست، سرگرد.

04:40.660 --> 04:43.200
‫فهمیدم.

04:43.200 --> 04:44.830
‫چقدر عمیقه.

04:44.830 --> 04:47.660
‫بهم گفته شده طی یه وضعیتِ
‫اضطراری غرق می‌شه.

04:49.080 --> 04:52.410
‫بعد برگشت پس از 6 ماه 
‫در مورد توکیو نظرتون چیه؟

04:54.160 --> 04:57.330
‫نوسازی‌های هتل سلطنتی این تابستون تموم می‌شن.

04:57.330 --> 05:01.040
‫آدم دلش می‌خواد یه شب توی همچین 
‫هتل درجۀ یکی بمونه، مگه نه؟

05:01.040 --> 05:02.160
‫موریاما.

05:02.160 --> 05:03.750
چیه سرگرد؟

05:03.750 --> 05:06.700
‫به عنوان یه آدم نیروهای ویژه 
‫زیادی وراجی می‌کنی.

05:06.700 --> 05:09.410
‫شرمنده. همسرم هم گفت.

05:09.410 --> 05:13.330
‫«تو وراج به دنیا اومدی، 
‫بهتره حواست جمع باشه.»

05:13.330 --> 05:15.330
ازدواج کردی؟

05:15.330 --> 05:18.700
‫این بهار عروسی گرفته بودیم.

05:18.700 --> 05:21.250
‫دوست‌های دوران بچگی‌ایم.

05:21.250 --> 05:23.830
‫تازه دامادی پس.

05:23.830 --> 05:28.580
‫همش سه ماه گذشته، ولی پدر و مادرم 
‫گرفتن گیر دادن که برامون نوه بیارین.

05:28.580 --> 05:30.790
سرگرد، مجردید؟

05:30.790 --> 05:33.830
‫یه نامزد دارم که هیچ‌وقت ندیدمش.

05:47.450 --> 05:49.330
بازم پله؟

05:59.080 --> 06:00.700
آماده‌اید؟

06:00.700 --> 06:02.000
‫بازش کن.

06:25.660 --> 06:27.120
‫سرت رو بیار بالا.

06:37.160 --> 06:38.620
چی فرستادی؟

06:38.620 --> 06:40.160
‫یه نمایشنامۀ تئاتر.

06:40.160 --> 06:43.450
‫بهم دستور داده شده بود از چیزای 
‫قبل آلوده شدنش بهش بدم.

06:43.450 --> 06:45.830
‫چه صدای عجیبی!

06:45.830 --> 06:48.620
‫نزدیک‌تر بهش نگاه می‌کردم.

06:48.620 --> 06:51.620
‫باید از نزدیک‌تر ببینمش.

06:51.620 --> 06:55.000
صداش از کجا داره میاد؟

06:53.000 --> 06:57.450
‫من سالومه هستم، دختر هرودیاس، 
‫شاهدخت سرزمین یهودیه.

06:55.000 --> 06:56.160
ضبط صدا؟

06:56.160 --> 06:57.450
‫داره کار می‌کنه.

07:04.290 --> 07:08.540
‫دوباره حرف بزن صدات رو بشنوم، یوکانان.

07:15.040 --> 07:18.790
‫نظاره به ماه چه خوشایند است!

07:20.450 --> 07:24.700
‫او همانند یک تکه سکۀ کوچک است،

07:24.700 --> 07:27.410
‫یک گل نقره‌ای کوچک.

07:28.410 --> 07:32.000
‫او سرد و پاکدامن است.

07:32.000 --> 07:34.950
‫اطمینان دارم که باکره است.

07:36.620 --> 07:38.910
‫آن ارباب فرا رسید.

07:38.910 --> 07:41.910
‫آن فرزند آدم فرا رسید.

07:41.910 --> 07:44.120
‫صدای که بود؟

07:44.120 --> 07:47.330
‫صدای رسول، شاهزاده خانم.

07:47.330 --> 07:51.540
‫آن صدا، صدای رسولی که 
‫حاکم از ایشان هراسان است.

07:51.540 --> 07:53.330
‫دهان تو...

07:53.330 --> 07:55.660
‫به‌دنبال پیروزی‌های ما در جنگ بزرگ،

07:55.660 --> 08:00.870
‫تکنولوژی و فرهنگ غربی به طور مستمر 
‫دارن بخشی از کشورمون می‌شن.

08:00.870 --> 08:05.660
‫نیروی دریایی فخر شکست‌ناپذیریش رو می‌فروشه، 
‫و من هم قصد ساکت کردنشون رو ندارم.

08:05.660 --> 08:06.580
‫هرچند-

08:06.580 --> 08:09.200
جلوی این رونق‌ها باید گرفته شه؟

08:09.200 --> 08:12.750
‫این داره ورد زبونت می‌شه، اوکیمورا-کون.

08:12.750 --> 08:14.700
‫ناکاجیما-کون، ببین،

08:14.700 --> 08:18.160
‫من انتظارات بالایی از 
‫نقشۀ یگان خون‌آشامیت دارم.

08:18.160 --> 08:20.500
‫یکی از تاکتیک‌های سرّی امپراتوری بریتانیا.

08:20.500 --> 08:23.250
‫از طرز تفکرت خوشم میاد.

08:23.250 --> 08:25.040
‫ولی هنوز...

08:25.040 --> 08:27.080
‫اگه ثمره نشون ندی،

08:27.080 --> 08:33.370
‫حتی به عنوان وزیر، نمی‌تونم 
‫یه کابینۀ طرفدار کاهش تسلیحات رو متقاعد کنم.

08:33.370 --> 08:36.870
‫خب، این مشکل می‌شه.

08:36.870 --> 08:38.500
‫یوکانان،

08:38.500 --> 08:41.700
‫تنها مردی بودی که توی دنیا عاشقش بودم.

08:41.700 --> 08:43.660
‫از مردهای دیگه نفرت دارم.

08:43.660 --> 08:47.370
‫ولی تو، تو زیبا بودی!

09:03.410 --> 09:04.750
‫سرگرد مائدا،

09:04.750 --> 09:07.200
‫سپهبد ناکاجیما منتظرن.

09:07.200 --> 09:08.580
‫فهمیدم.

09:12.580 --> 09:14.250
‫من هم در انتظارم.

09:15.700 --> 09:22.750
‫آن چشمان وحشتناکت، 
‫پر از خروش و حقارت، چرا بسته‌اند؟

09:22.750 --> 09:24.500
از من هراس داری؟

09:24.500 --> 09:26.200
‫زبان تو...

09:26.200 --> 09:27.370
‫موریاما.

09:27.370 --> 09:29.080
چیه سرگرد؟

09:29.080 --> 09:31.370
نظرت دربارش چیه؟

09:31.370 --> 09:33.160
‫من نمی‌دونم.

09:33.160 --> 09:36.000
‫هنوز اصل کاری رو ندیدم.

09:36.000 --> 09:38.580
‫ولی روی زبونش استیگماتا داشت.

09:38.580 --> 09:41.250
‫اون علامت سر محل آلوده شده ظاهر می‌شه.

09:41.250 --> 09:47.080
‫شاید همینطور باشه، 
‫ولی آیا واقعاً اون دشمنمونه؟

09:47.080 --> 09:50.580
‫با شرایطی که من ازش خبر دارم جور درنمیاد.

09:50.580 --> 09:53.830
‫من هم اول همینطور فکر می‌کردم.

09:53.830 --> 09:57.660
‫ولی اون‌ها چیزایین که 
‫پتانسیل دشمنی با ما رو دارن.

09:57.660 --> 10:00.120
‫تزلزل می‌تونه ما رو تبدیل به اونا کنه.

10:00.120 --> 10:03.080
‫ما هنوز تو این سمتیم.

10:10.250 --> 10:13.160
‫سرگرد مائدا، یگان 16 نیروهای ویژه.

10:22.330 --> 10:24.200
‫سرگرد مائدا هستم، در خدمتم.

10:25.330 --> 10:28.950
‫مائدا یوشینوبو به یگان 16 
‫نیروهای ویژه بازگشت.

10:28.950 --> 10:32.620
‫شرمنده که سه روز زودتر برگردوندمت.

10:32.620 --> 10:34.830
دستت چطوره؟

10:34.830 --> 10:35.870
‫قابل استفادست.

10:35.870 --> 10:36.830
‫که اینطور.

10:36.830 --> 10:38.410
تسوکیشیما چی؟

10:38.410 --> 10:41.040
‫تا جایی که من طبق شرایط تشخیص می‌دم،

10:41.040 --> 10:43.700
‫به‌خاطر اون حادثه علائم حیاتیش از بین رفتن.

10:43.700 --> 10:46.370
‫از اونجایی که خاطراتش 
‫توی اون لحظه گیر افتادن،

10:46.370 --> 10:49.750
‫احتمال زیادی داده می‌شه که 
‫کمی پس از اون موقع آلوده شده باشه.

10:49.750 --> 10:52.450
و نظر تو چیه؟

10:52.450 --> 10:54.120
‫برقراری ارتباط سخته.

10:54.120 --> 10:58.500
‫فکر می‌کنم احتمال اینکه بشه 
‫به عنوان یک مأمور تعلیمش داد... کم باشه.

10:58.500 --> 11:01.370
پس از شرش خلاص شیم؟

11:01.370 --> 11:04.580
خلاص، قربان؟

11:04.580 --> 11:07.580
‫مائدا-کون، ترحم قوۀ تشخیصت رو کور می‌کنه.

11:07.580 --> 11:10.080
‫بله، در جریانم.

11:10.080 --> 11:15.500
‫اون یه نمونۀ خیلی نادر از بالاترین درجه‌ـست، 
‫ولی چاره‌ای نداریم دیگه.

11:10.110 --> 11:11.690
تاکناکا کینزو - یاماشیتا توکوزو - سابورو فووا

11:11.700 --> 11:15.120
کوریاما تارو - تسوکیشیما میساکی - ماسودا یوشیرو

11:15.500 --> 11:16.660
‫بالاترین درجه؟

11:16.660 --> 11:19.290
‫سپس، اون توسط یکی مبتلا شد...

11:19.290 --> 11:24.040
‫یکی حتی بالاتر.
‫یه موجود باستانی از شب.

11:24.040 --> 11:29.290
‫حالا که فکرش رو می‌کنم، ما گزارش‌های 
‫تایید نشده‌ای از حملۀ خون‌آشام‌ها به انسان‌ـا داریم.

11:29.290 --> 11:30.500
‫قربانی‌ها؟

11:30.500 --> 11:31.410
‫سه.

11:31.410 --> 11:33.660
‫دو نفر در اثر مسمومیت مُرده بودن.

11:33.660 --> 11:36.080
‫آخرین نفر در جزیره تسوکیشیما بود.

11:36.080 --> 11:39.080
‫پس، اون تنها سر‌نخمونه؟

11:39.080 --> 11:41.200
‫تو واحد صفر رو حرکت دادی؟

11:41.200 --> 11:44.580
‫نه، من یه تیم از نیرو‌های ویژه
‫برای جستجو در روز دارم.

11:44.580 --> 11:46.790
‫ما فقط یه شانس داریم.

11:46.790 --> 11:50.080
‫من با محل مبتلاشدن خون‌آشام شروع می‌کنم.

11:50.080 --> 11:53.000
‫من مشکلات تسوکیشیما رو کاملاً به تو می‌سپارم.

11:53.000 --> 11:55.330
‫اگه در مورد اون تصمیم غیر ضروری‌ای بگیری...

11:55.330 --> 11:58.080
‫فوراً ترتیبش رو خواهم داد.

11:58.080 --> 12:01.120
‫روت حساب می‌کنم.

12:01.120 --> 12:06.040
‫زبان تو که مانند یک مارِ قرمزی که سم
‫پرتاب می‌کند، بود. دیگر حرکتی نمی‌کند.

12:08.700 --> 12:12.580
‫من دهانت را خواهم بوسید، یوکانان.

12:14.200 --> 12:18.410
‫نیرو‌های ویژۀ واحد 16 به جستجو برای فردی که
‫در توکیو مخفی شده می‌پردازند.

12:18.410 --> 12:20.620
‫شما باید محل مخفی شدنشون رو پیدا کنین.

12:20.620 --> 12:23.830
‫برای گرفتن‌شون عجله نکنین؛
‫نیرو ویژه این‌کار رو می‌کنه.

12:23.830 --> 12:25.830
‫منطقۀ جستجو رو می‌دونین دیگه.

12:25.830 --> 12:26.830
‫مرخصید.

12:26.830 --> 12:28.750
‫بله، قربان!

12:28.750 --> 12:30.450
‫سرگرد، ما چیکار کنیم؟

12:30.450 --> 12:32.660
‫بازجویی از خون‌آشام تسوکیشیما.

12:32.660 --> 12:33.830
‫بله، قربان.

12:35.830 --> 12:39.620
‫نظاره به ماه چه خوشایند است!

12:40.700 --> 12:43.080
‫«خانم میساکی ناکاجیما»

12:40.700 --> 12:43.080
‫یک گل نقره‌ای کوچک.

12:43.080 --> 12:49.370
‫او سرد و پاکدامن است.

12:49.370 --> 12:51.410
‫صدای که بود؟

12:51.410 --> 12:55.250
‫آن صدا، صدای رسولی که 
‫حاکم از ایشان هراسان است.

12:55.250 --> 12:57.250
‫دهان تو...

12:57.250 --> 13:01.790
‫اینکه دهان تو را ببوسم، 
‫لب بر لب، حرف بر حرف.

13:01.790 --> 13:03.620
‫چه دستخط خوشگلی.

13:06.870 --> 13:08.620
‫ببخشین.

13:08.620 --> 13:10.450
‫چی‌شده؟

13:10.450 --> 13:13.290
‫لطفاً اینو امضا کنین.

13:14.450 --> 13:18.910
‫همینطور، زمانِ تمرین نیروهای ویژه‌ـست.

13:18.910 --> 13:20.790
‫اول می‌خوام یه جای دیگه برم.

13:20.790 --> 13:21.910
‫کجا؟

13:21.910 --> 13:24.080
‫تئاتر سلطنتی.

13:24.080 --> 13:26.660
‫مراقب خودتون باشین.

13:26.660 --> 13:30.580
‫این رسول را معرفی کنید.

13:39.370 --> 13:43.250
‫«تئاتر سلطنتی»
‫«سالومه»

14:11.700 --> 14:15.370
‫آقا، اجرا تموم شده.

14:20.500 --> 14:22.950
‫که اینطور.

14:22.950 --> 14:26.290
‫پایان بازی، پایانِ یه رویاست.

14:26.290 --> 14:32.700
‫تماشاگران از درهای دنیای زیرین عبور می‌کنن
‫و به این زندگی برمی‌گردن.

14:32.700 --> 14:37.040
‫لطفاً اینجا رو ترک کنین، و مراقب باشین
‫که قلبتون رو اینجا جا نگذارید.

14:37.040 --> 14:38.950
‫خوب ژاپنی حرف می‌زنی.

14:38.950 --> 14:40.700
‫من یه بازیگرم.

14:40.700 --> 14:43.620
‫یادگرفتن کلمات تخصص منه.

14:43.620 --> 14:45.950
‫اسمت چیه؟

14:45.950 --> 14:48.000
‫یوکانان.

14:48.000 --> 14:49.950
‫رسولِ نمایش سالومه.

14:49.950 --> 14:51.410
‫خوب خبر داری.

14:51.410 --> 14:52.620
‫خب.

14:52.620 --> 14:55.660
‫من دِفِروت هستم، 
‫یه بازیگر که اینجا استخدام شده.

14:55.660 --> 14:58.870
‫من شنیدم که یه بازیگرِ زن 
‫اینجا براش یک حادثه رخ داده.

14:58.870 --> 15:00.330
‫شما پلیس هستین، آقا؟

15:00.330 --> 15:02.450
‫به نظر نمی‌رسه خبرنگار باشین.

15:02.450 --> 15:04.500
‫یه چیزی توی همین مایه‌ها.

15:04.500 --> 15:05.950
‫حادثه وحشتناکی بود.

15:05.950 --> 15:10.700
‫در حین تمرین عصرگاهی یه پایۀ نگه‌دارندۀ
‫بزرگ روش افتاد.

15:10.700 --> 15:13.750
‫اون داشت سالومه رو بازی می‌کرد.

15:13.750 --> 15:15.200
‫می‌دونم.

15:15.200 --> 15:16.250
‫هممم.

15:16.250 --> 15:19.870
‫در این صورت، چیزی نیست که بهت بگم.

15:19.870 --> 15:22.870
‫فقط یک مورد.

15:22.870 --> 15:29.750
‫اون از نشون‌دادن سالومه به معشوق خودش
‫خیلی هیجان‌زده بود.

15:29.750 --> 15:34.620
‫مایۀ تاسفه که اگه اون کمی‌ زودتر برمی‌گشت
‫می‌تونست بهش نشون بده.

15:34.620 --> 15:36.120
‫ببخشید از مزاحمت.

15:43.580 --> 15:46.200
‫«مائِدا یوشینوبو در سلامت به سر می‌برد.»

15:46.870 --> 15:48.580
‫من می‌رم.

15:55.950 --> 15:58.250
‫ببخشین، شما اینجا کار می‌کنین؟

16:01.290 --> 16:03.290
‫میساکی.

16:03.290 --> 16:05.250
‫اوه، زیاد می‌شنومش.

16:05.250 --> 16:08.040
‫مردم می‌گن که من شبیه میساکی‌ای 
‫هستم که سالومه رو بازی می‌کنه.

16:08.040 --> 16:11.580
‫به هر حال، شما می‌تونین منو وارد تئاتر کنین؟

16:11.580 --> 16:12.580
‫نه.

16:12.580 --> 16:15.250
‫نه. که اینطور.

16:15.250 --> 16:18.250
‫من شیراسه آئویی از خبرگزاری نیتو هستم.

16:18.250 --> 16:21.160
‫لطفاً، منو از هر چیزی که اتفاق افتاده، باخبر کنین.

16:21.160 --> 16:23.500
‫نه. خداحافظ.

16:23.500 --> 16:24.660
‫این چی بود دیگه؟

16:24.660 --> 16:26.370
‫نمی‌تونی کمی مهربون‌تر باشی؟

16:28.830 --> 16:30.000
‫سرگرد!

16:30.000 --> 16:31.370
‫خون‌آشام فرار کرد.

16:49.540 --> 16:51.700
‫افراد ایستگاه در آرایش یک قرار بگیرن.

16:51.700 --> 16:55.040
‫از خیابان کوجیماچی تا کیوباشی دیده‌بان بگذارید.

16:55.040 --> 16:57.120
‫مظنون رو پیدا کنین، سپس تعقیبش کنین.

16:57.120 --> 16:59.580
‫دستگیرش نکنین؛ منتظر دستور من بمونین.

16:59.580 --> 17:00.790
‫فهمیدم.

17:00.790 --> 17:04.120
‫نظاره به ماه چه خوشایند است!

17:04.120 --> 17:05.330
‫اون مانندِ...

17:19.500 --> 17:23.540
‫دوباره حرف بزن صدات رو بشنوم، یوکانان.

17:23.540 --> 17:27.410
‫صدای‌تو برای من مثل یک موسیقی‌ـست.

17:29.370 --> 17:33.000
‫من تمام آنچه را که دارم به تو می‌دهم.

17:33.000 --> 17:36.830
‫برای زندگیِ یک مرد ذخیره‌اش کن.

17:36.830 --> 17:42.160
‫آن صدا، صدای رسولی که 
‫حاکم از ایشان هراسان است.

17:42.160 --> 17:43.540
‫دهان تو...

17:43.540 --> 17:47.370
‫آرزوی من آن است که تو سخن بگویم.

17:47.370 --> 17:54.450
‫اینکه دهان تو را ببوسم، 
‫لب بر لب، حرف بر حرف.

17:54.450 --> 17:58.830
‫خواستۀ من دهان توست، یوکانان.

18:02.330 --> 18:04.160
‫میساکی.

18:04.160 --> 18:08.330
‫همشون زخمی شدن.
‫ولی زندگی‌شون در خطر نیست.

18:08.330 --> 18:12.410
‫ما یه تلگراف داریم که دشمن در 0344
‫شینوهاشی دیده شده.

18:12.410 --> 18:14.540
‫اون تا سپیده‌دم فعال خواهد بود.

18:14.540 --> 18:17.580
‫منطقه جستجو رو به شرق ایستگاه توکیو محدود کنین.

18:17.580 --> 18:18.750
‫بله، قربان!

18:21.750 --> 18:26.250
‫مائِدا یوشینوبو، دو راه به رویت باز خواهد بود.

19:40.000 --> 19:41.410
‫میساکی.

19:41.410 --> 19:44.450
‫تو به من اجازۀ بوسیدن دهانت رو نمی‌دادی.

19:44.450 --> 19:48.700
‫من اکنون می‌بوسَمَش.

19:48.700 --> 19:52.870
‫من با دندان‌هایم اون رو گاز میگیرم
‫همونطوری که یک نفر یه میوۀ رسیده را گاز می‌گیرد.

19:52.870 --> 19:58.500
‫آن چشمان وحشتناکت، 
‫پر از خروش و حقارت، چرا بسته‌اند؟

19:58.500 --> 20:01.080
‫از من هراس داری؟

20:01.080 --> 20:06.620
‫زبان تو که مانند یک مارِ قرمزی که سم
‫پرتاب می‌کند، بود. دیگر حرکتی نمی‌کند.

20:06.620 --> 20:09.290
‫سرِ‌تو متعلق به من است.

20:09.290 --> 20:12.330
‫می‌توانم آنچه را که می‌خوام با آن انجام دهم.

20:12.330 --> 20:16.410
‫تنها مردی بودی که توی دنیا عاشقش بودم.

20:16.410 --> 20:18.370
‫بقیۀ مردان برای من نفرت‌انگیزند.

20:18.370 --> 20:22.040
‫ولی تو، تو زیبا بودی!

20:29.040 --> 20:33.410
‫از دیدنت خوشحالم، میساکی هستم.

20:33.410 --> 20:37.370
‫مدت زیادی بود که می‌خواستم ملاقاتت کنم.

20:50.250 --> 20:52.620
‫خوشحالم که درست 
‫همونطوری بود که تصور میکردم.

20:52.620 --> 20:54.830
‫میساکی!

20:54.830 --> 20:59.080
‫می‌خواستم در پایان ببوسمت.

21:21.870 --> 21:24.830
‫و سپس سالومه،

21:24.830 --> 21:28.000
‫توسط حاکم کشته شد...

21:31.830 --> 21:36.830
‫خون‌آشام توسط نور ‌خورشید در میدان 
‫مارونوچیِ ایستگاه توکیو سوزانده شد.

21:36.830 --> 21:39.200
‫من تبدیل به خاکستر‌ شدنش رو تایید می‌کنم.

21:39.200 --> 21:41.790
‫کارت خوب بود.

21:41.790 --> 21:43.790
‫حالا،

21:43.790 --> 21:48.660
‫سرگرد مائِدا یوشینوبو، بدین وسیله
‫دو درجه ارتقا پیدا میکنین.

21:48.660 --> 21:54.660
‫شما باید فرماندهی نیرو‌های ویژۀ واحد 16 که
‫بهش کد صفر می‌گویند رو به عهده بگیرین.

21:54.660 --> 21:59.370
‫مأموریت شما دستگیری یا نابودیِ 
‫خون‌آشام‌های پنهان شده در ژاپن است.

21:59.370 --> 22:02.200
‫کافیه که دیگه تکرار نشه، فقط همین.

22:04.200 --> 22:07.040
‫سرهنگ مائِدا، در خدمتم.

22:08.060 --> 22:53.100
‫- مترجمین: MD و Mendokusai -

22:08.060 --> 22:53.100
- AnimDL.ir

22:08.060 --> 22:53.100
@Animelist_ir -

22:08.060 --> 22:53.100
‫- کاری از تیم ترجمۀ اختصاصی انیمه لیست -

23:38.040 --> 23:43.000
‫تا وقتی مرگ جدامون کنه
