WEBVTT

00:00.320 --> 00:04.410
‫با پول، می‌تونی زندگی تمام نزدیکانت رو راحت تر کنی.

00:04.410 --> 00:06.790
‫نمی‌خوای از پدرمادرت به خوبی نگهداری کنی؟

00:06.790 --> 00:09.730
‫البته که می‌خوام، ولی...

00:09.730 --> 00:12.100
‫پس انجامش بده. وارد تجارت بازیگری شو.

00:12.310 --> 00:13.380
‫هی...

00:12.620 --> 00:15.160
‫همون‌طور که بارها بهتون گفتم،

00:15.160 --> 00:17.080
‫امروز اومدم اینجا که پیشنهادتون رو رد کنم...

00:17.080 --> 00:20.320
‫شیدا-چان، تو اصلا سرگرم‌کننده نیستی.

00:20.320 --> 00:22.420
‫شاید پدر مادرت تو رو خوب تربیت نکردن؟

00:35.780 --> 00:38.400
‫جرات نداری دوستِ دوران بچگی من رو مسخره کنی.

00:45.270 --> 00:48.760
‫هه! از همون اولش که با این همه آشغال 
‫پیدات شد، حس بدی داشتم.

00:48.760 --> 00:49.950
‫فکر کنم حدسم درست بود!

00:50.580 --> 00:51.890
‫تو هم آشغالی؟!

00:54.630 --> 00:57.310
‫هی، چی بلغور کردی؟!

00:57.310 --> 00:59.830
‫صبر کن... تتسوهیکو-کون! اگه این کار رو بکنی...

00:59.830 --> 01:01.360
‫تتسوهیکو، بس کن!

01:01.360 --> 01:03.090
‫ولم کن، هاروی احمق!

01:03.090 --> 01:06.400
‫اجازه نمیدم که این عوضی دوستم رو مسخره کنه!

01:06.400 --> 01:07.590
‫تتسوهیکو...

01:07.800 --> 01:09.280
‫یه مشت آشغال.

01:08.350 --> 01:09.580
‫ولم کن!

01:10.230 --> 01:11.190
‫لعنتی!

01:11.190 --> 01:11.960
‫نمیتونی!

01:12.410 --> 01:14.700
‫هی، زنگ بزن به پلیس.

01:14.700 --> 01:16.700
‫یه لات کوچولو داره بهم حمله میکنه.

01:18.740 --> 01:21.160
‫چی گفتی؟ الان میام اونجا!

01:22.590 --> 01:25.150
‫با همه تونم، همینجا وایسین!

01:26.400 --> 01:27.840
‫حالا چیکار کنیم؟!

01:27.840 --> 01:29.670
‫من که نزدمش.

01:29.670 --> 01:31.720
‫ما تنها کسایی هستیم که اینجاییم.

01:31.720 --> 01:33.980
‫کافیه که شهادت بدیم که هیچ
‫اتفاقی نیفتاده.

01:33.980 --> 01:35.470
‫شراب رو چی میگی؟

01:35.470 --> 01:36.980
‫اینقدری که هست که نشه ندیدش گرفت.

01:37.230 --> 01:41.330
‫کافیه بگی که اون دیوونه پاش سر خورد
‫و همه اش خالی شد روی سرش.

01:41.330 --> 01:42.550
‫حتما!

01:42.550 --> 01:45.370
‫دفعه اوله که اینقدر به نظرم قابل اعتماد میای!

01:45.640 --> 01:47.810
‫منم همینطوری شهادت میدم.

01:47.810 --> 01:49.940
‫آخه دیگه خیلی شورش رو در آورده.

01:49.940 --> 01:51.720
‫منم اگه لازم باشه...

01:51.720 --> 01:52.500
‫صبر کنین.

01:53.240 --> 01:55.480
‫هارو، بعنوان خواهر بزرگترت،

01:55.480 --> 01:59.450
‫فکر میکنم اگه بخوای همه رو به دروغ گفتن درباره
‫شرابی که تو پرت کردی، وادار کنی، زیاده رویه.

01:59.450 --> 02:00.550
‫خب، شاید...

02:00.550 --> 02:03.710
‫و ایده برگشتن به کار بازیگری...

02:03.710 --> 02:05.870
‫الان دیگه خیلی سخت میشه، آره؟

02:05.870 --> 02:09.420
‫احتمالا الان میره همه جا و کلی
‫خبر دروغ پخش میکنه.

02:09.420 --> 02:12.030
‫که باعث میشه بقیه آژانس ها هم محتاط بشن.

02:12.340 --> 02:14.130
‫هارو، عجب احمقی هستی.

02:12.670 --> 02:14.130
‫چیشده؟

02:14.130 --> 02:17.530
‫بذارین توضیح بدم.

02:20.360 --> 02:22.660
‫خب، معلومه که خیلی بزرگ شدی، مارو-چان.

02:22.660 --> 02:26.740
‫من رو یادت میاد؟ من کاچی سوئیچیرو
‫از شرکت دارو سازی کوزوکا هستم.

02:26.740 --> 02:29.570
‫یا شاید من رو بهتر بعنوان بابای شیرو بشناسی.

02:30.580 --> 02:32.340
‫از دیدن دوباره تون خیلی خوشحالم!

02:32.340 --> 02:34.820
‫بابا، شما میخواین تبلیغ بسازین؟

02:34.820 --> 02:36.560
‫تو هم اینجایی، شیرو؟

02:36.560 --> 02:38.040
‫و همگی تون؟

02:38.700 --> 02:43.080
‫میشه طوری که من متوجه بشم، توضیح بدین
‫که چه اتفاقی افتاد؟

02:44.050 --> 02:49.020
‫اوساماکه: جایی که دوست دوران بچگی، نمی‌بازه

02:44.050 --> 02:49.020
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

02:44.050 --> 02:49.020
کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir

02:50.370 --> 02:52.970
‫صحیح. پس چنین اتفاقی افتاده.

02:53.460 --> 02:56.090
‫حرفی که هارو زد، بخاطر من بود.

02:56.090 --> 02:58.660
‫پس من این اشتباه رو به گردن میگیرم.

02:58.660 --> 02:59.630
‫کورو...

03:00.460 --> 03:03.480
‫میدونم که چه حسی داری، ولی موضوع
‫این نیست.

03:03.480 --> 03:05.170
‫منظورم رو میفهمی، مگه نه؟

03:07.100 --> 03:11.570
‫من هم قبول میکنم که سو-چان کار درستی
‫رو بعنوان یه انسان کرد.

03:11.570 --> 03:15.630
‫پس قانون هرچیزی که بگه، من پشت سو-چان
‫وایمیسم.

03:15.630 --> 03:17.920
‫تو هم میدونم که چه حسی داری، ولی...

03:18.200 --> 03:22.280
‫کی گفته که تنها راهی که میشه یه نفر رو
‫آزار داد، آزار جسمیه؟

03:22.720 --> 03:24.800
‫کلمات هم تیغه های تیزی هستن.

03:25.160 --> 03:28.620
‫و اون، همه ما رو با تیغه های کلامیش آزار داد.

03:28.620 --> 03:30.670
‫سو-چان فقط داشت از همه مون محافظت میکرد.

03:32.320 --> 03:34.900
‫با در نظر گرفتن همه نظرات با همدیگه،

03:34.900 --> 03:38.070
‫اعتقاد راسخ من، من رو مجاب میکنه که
‫از سوئه‌هارو-اونی‌چان دفاع کنم،

03:38.070 --> 03:40.460
‫واسه همین میخوام که این موضوع
‫به آرامی حل بشه.

03:40.460 --> 03:42.150
‫مشکلی نیست؟

03:42.410 --> 03:45.470
‫ولی شون-سان، معلومه که تو موافقت نمیکنی.

03:45.470 --> 03:46.590
‫معلومه که نمیکنم!

03:46.590 --> 03:48.500
‫قربانی اینجا منم! من!

03:49.250 --> 03:50.270
‫تو...

03:50.270 --> 03:51.450
‫تتسوهیکو، نکن.

03:51.820 --> 03:53.200
‫خب، پس...

03:53.640 --> 03:56.180
‫چرا یه مسابقه تبلیغاتی برگزار نکنیم؟

03:57.420 --> 03:58.630
‫چی... مومو؟

03:58.900 --> 04:03.990
‫شون-سان، اگه پای پلیس رو وسط بکشی،
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان به آژانست نمیاد، مگه نه؟

04:03.990 --> 04:06.580
‫که این یعنی طبیعتا هیچ سودی برای تو نداره.

04:06.580 --> 04:09.670
‫این واقعا چیزی نیست که تو میخوای، مگه نه؟

04:10.090 --> 04:11.150
‫درسته.

04:11.560 --> 04:13.470
‫پس پیشنهاد من اینه.

04:13.470 --> 04:14.960
‫یه مسابقه تبلیغاتی برگزار میکنیم.

04:14.960 --> 04:18.160
‫اگه تو ببری، سوئه‌هارو-اونی‌چان به آژانست ملحق میشه.

04:18.160 --> 04:20.890
‫و کاری که تو ازش بخوای برات انجام میده.

04:20.890 --> 04:23.310
‫ولی اگه سوئه‌هارو-اونی‌چان برنده بشه،

04:23.310 --> 04:25.610
‫به پلیس گزارش نمیکنی،

04:25.610 --> 04:27.680
‫حتی اگه بخواد به آژانس دیگه ای ملحق بشه.

04:27.680 --> 04:30.080
‫تو هیچ کاری نمیکنی که مانع تصمیماتش بشه.

04:30.080 --> 04:31.530
‫با این موافقی دیگه، آره؟

04:35.320 --> 04:37.300
‫باشه. قبوله.

04:37.490 --> 04:40.580
‫آقا، مشکلی نیست اگه دوتا طرح برای تبلیغاتی
‫که میخواستین، که اگه

04:40.580 --> 04:42.520
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان برگرده، انجام بده، دارین؟

04:42.520 --> 04:46.610
‫یکی ساخته شده توسط آژانس و یکی
‫هم توسط اونی-چان؟

04:46.610 --> 04:49.730
‫اصلا. این خودش کلی توجه جلب میکنه.

04:49.730 --> 04:53.210
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان، نظرت چیه؟
‫مسابقه میدی؟

04:53.210 --> 04:54.020
‫آره، حتما.

04:54.460 --> 04:57.720
‫پس ما یه وبسایت مخصوص میسازیم
‫تا دو تا آگهی رو روش قرار بدیم.

04:57.720 --> 04:59.620
‫بیننده ها بهش رای میدن،

04:59.620 --> 05:02.770
‫و اونی که بیشترین رای رو بگیره، برنده میشه.
‫چطوره؟

05:02.960 --> 05:05.240
‫هارو شانس برنده شدن نداره!

05:05.240 --> 05:07.030
‫اون حتی نمیتونه همه کار ها رو تنهایی انجام بده!

05:07.230 --> 05:10.900
‫اونی-چان قبلا در مورد شبکه اولترامارین بهم گفته بود.

05:10.900 --> 05:13.460
‫گفت که ایده تتسوهیکو-سان بوده.

05:13.460 --> 05:17.030
‫بنظر من که چنین فعالیت نوجوانانه بی نقصی،
‫شگفت انگیزه.

05:17.030 --> 05:18.790
‫یه جورایی تحسینش میکنم.

05:19.240 --> 05:24.900
‫شاید بتونین برای اعضای کانال اولترامارین، 
‫اسم "اتحادیه اولترامارین" رو بذارین.

05:24.900 --> 05:27.800
‫با این اعضا، فکر میکنم که شانس خیلی
‫خوبی داشته باشین.

05:27.800 --> 05:38.400
<b>‫قوانین مسابقه تبلیغاتی</b>

05:27.800 --> 05:38.400
<b>‫بودجه اصلی داده شده برای</b>

05:27.800 --> 05:38.400
<b>‫آگهی، بین هر دو تیم تولید به مساوات تقسیم میشه</b>

05:27.800 --> 05:38.400
<b>‫و شرکت داروسازی کوزوکا</b>

05:27.800 --> 05:38.400
<b>‫وبسایتی را که هر دو آگهی در آن قرار گرفته میشود</b>

05:27.800 --> 05:38.400
<b>‫میسازد.</b>

05:28.890 --> 05:31.310
‫مسابقه در یک هفته شروع، و ظرف سه روز
‫به اتمام میرسه.

05:31.310 --> 05:36.130
‫هرچقدر مدت کار کوتاه تر باشه، از اینکه
‫آژانس، تیم تولید استخدام کنه، جلوگیری میکنه،

05:36.130 --> 05:38.410
‫که حتی باعث میشه هر دو تیم، در شرایط برابر تری قرار بگیرند.

05:38.700 --> 05:41.620
‫حاضرم که بهشون چنین آوانسی بدم.

05:41.620 --> 05:47.760
‫آقا، میشه ازتون درخواست کنم که به تیم سوئه‌هارو-اونی‌چان
‫کمک کنید تا کادری که میخوان رو داشته باشن؟

05:47.760 --> 05:48.700
‫ترتیبش رو میدم.

05:48.960 --> 05:52.260
‫حالا وضعیت بین دو تیم، عملا برابره.

05:52.260 --> 05:54.430
‫فقط میخوام از یه چیز مطمئن بشم.

05:54.430 --> 05:56.380
‫تو هم توی آگهی ما شرکت میکنی، مومو؟

05:56.380 --> 05:59.450
‫میخوام بهت نشون بدم که توی این شش سال،
‫چقدر بزرگ شدم،

05:59.450 --> 06:02.090
‫واسه همین برنامه دارم که توی آگهی
‫شون-سان شرکت کنم.

06:02.090 --> 06:05.380
‫ولی... من واقعا روی شهرت تو حساب میکردم
‫که بهمون یه کمکی بکنه!

06:05.680 --> 06:08.400
‫زندگی من به این کار بستگی داره! لطفا
‫این کار رو نکن!

06:08.400 --> 06:09.380
‫هارو...

06:09.380 --> 06:10.430
‫سو-چان...

06:10.430 --> 06:13.260
‫به پای اون افتادن، کاری نیست که باید
‫بعد از این همه چیز بکنی.

06:13.490 --> 06:15.230
‫همه تلاشم رو میکنم!

06:16.450 --> 06:18.400
‫چطوره؟

06:18.400 --> 06:19.230
‫صبر کن.

06:19.910 --> 06:22.390
‫یه شرط دیگه هم هست که میخوام اضافه کنم.

06:24.970 --> 06:30.630
‫مومو، مطمئنی که نمیخواستی شرطی که اگه من بردم
‫تو از آژانس استعفا بدی رو اضافه کنی؟

06:30.630 --> 06:31.280
‫ها؟

06:31.660 --> 06:34.030
‫قبلا ازم خواسته بودی که نجاتت بدم.

06:34.280 --> 06:36.610
‫منظورت از دست رئیس بود دیگه، آره؟

06:36.920 --> 06:38.540
‫ممنون که بحثش رو پیش کشیدی.

06:38.740 --> 06:41.100
‫بعدا به طور مخفی اون شرط رو اضافه میکنم.

06:45.260 --> 06:48.150
‫اولین جلسه میز گرد باشگاه سرگرمی،

06:45.590 --> 06:50.430
‫نوشیدنی ورزشی
<b>‫A‫quaMi‫ne</b>

06:48.150 --> 06:50.430
‫یا همچنین با عنوان، اتحادیه اولترامارین، هم اکنون
‫آغار میشه.

06:50.430 --> 07:01.940
<b>‫اولین جلسه میز گرد اتحادیه اولترمارین</b>

06:50.750 --> 06:52.970
‫موضوع بحث، مسابقه تبلیغاتیه.

06:52.970 --> 06:57.030
‫محصولی که داره تبلیغ میشه، یه نوشیدنی ورزشیه
‫که در آینده به بازار عرضه میشه.

06:57.030 --> 07:00.060
‫پدر کاچی گفته که میخواد اون رو
‫به جوانان بفروشه،

07:00.060 --> 07:01.930
‫پس باید اون رو با طراوت و شاداب نگه داریم.

07:02.310 --> 07:05.560
‫کاچی، میشه ما رو از نظرت در مورد این مسابقه،
‫مطلع کنی؟

07:05.560 --> 07:08.430
‫تو تشنه فرصتی برای رسیدن به رویاتی، مگه نه؟

07:08.600 --> 07:12.600
‫اگه بتونیم نقشه ای که دیشب بیدار بودم
‫و بهش فکر میکردم رو اجرا کنیم،

07:13.210 --> 07:14.300
‫میتونیم ببریم.

07:14.950 --> 07:19.960
<b>‫اوساماکه: جایی که دوست دوران بچگی، نمی‌بازه</b>

07:14.950 --> 07:19.960
<b>‫قسمت ششم
‫اونی که آخر کار میخنده</b>

07:14.950 --> 07:19.960
‫اوه، جدی؟ پس اینطوری میبریم
‫حتما.

07:14.950 --> 07:19.960
<b>‫کلیک</b>

07:14.950 --> 07:19.960
‫داره کلی تلاش
‫میکنه تا باحال
‫به نظر برسه

07:22.270 --> 07:24.850
<i>‫از همه چیز متنفر بودم.</i>

07:24.850 --> 07:26.730
<i>‫همه چیز بجز خواهر بزرگترم.</i>

07:27.590 --> 07:30.170
‫ماریا، بهت قول میدم که ازت محافظت کنم.

07:30.170 --> 07:31.600
‫اونه-چان...

07:32.200 --> 07:34.560
<i>‫وقتی که اون از مقطع راهنمایی فارغ التحصیل شد،</i>

07:34.560 --> 07:36.710
<i>‫هر دو از خونه فرار کردیم.</i>

07:37.570 --> 07:40.630
<i>‫با وجود نمرات فوق العاده خوبش، خواهرم
‫به دانشکده نرفت.</i>

07:40.630 --> 07:43.560
<i>‫همه تلاشش رو روی کار کردن گذاشت
‫تا من رو بزرگ کنه.</i>

07:44.390 --> 07:46.470
<i>‫از این کار متنفر بودم.</i>

07:46.470 --> 07:49.020
<i>‫از هرچیزی توی دنیا که باعث میشد
‫اون سختی بکشه، متنفر بودم.</i>

07:49.440 --> 07:52.800
<i>‫و از خودم که ناتوان بودم و اون رو
‫محدود میکردم، متنفر بودم.</i>

07:54.630 --> 07:59.000
<i>‫یه روزی، توسط رئیس آژانس اون زمان یعنی نینا هاردی،
‫شناسایی شدم.</i>

07:59.270 --> 08:01.560
<i>‫به آژانس ملحق شدم و امیدوار بودم که
‫اوضاع عوض شه.</i>

08:01.560 --> 08:03.730
<i>‫حداقل برای خواهرم یه کم راحت تر بشه.</i>

08:04.170 --> 08:06.820
<i>‫اونجا بود که سوئه‌هارو-اونی‌چان رو دیدم.</i>

08:06.820 --> 08:08.620
<i>‫سرنوشتم.</i>

08:10.710 --> 08:13.420
‫همیشه قیافت مثل این کم رو هاس.

08:13.420 --> 08:15.210
‫اینطوری زندگی کردن باحاله؟

08:15.670 --> 08:17.910
‫من مثل تو نیستم.

08:17.910 --> 08:20.990
‫خوشبختی ای که تو داری، نصیب من نشده!

08:20.990 --> 08:22.550
‫هرکاری که من میکنم...

08:22.880 --> 08:25.810
‫واقعا بی فایده اس؟ مطمئنی؟

08:25.810 --> 08:27.980
‫حتی وقتی که همه توانت رو هم
‫نذاشتی روش؟

08:27.980 --> 08:30.030
‫فکر نمیکنی که بعدا افسوسش رو میخوری؟

08:30.510 --> 08:33.000
‫نباید به من این حرف رو بزنی!

08:33.000 --> 08:34.380
‫اما... اما...

08:34.380 --> 08:35.990
‫اما و اگر نداره!

08:36.230 --> 08:38.350
‫آخ!

08:40.020 --> 08:41.700
‫همه توانت رو بذار!

08:41.700 --> 08:43.490
‫استعدادش رو داری!

08:43.760 --> 08:47.290
‫بعدشم، تو از من باهوش تری و حس درونی
‫بهتری داری.

08:47.290 --> 08:49.780
‫البته که نمیتونی توی بازیگری از من
‫جلو بزنی!

08:50.040 --> 08:51.800
‫و-واقعا؟

08:52.300 --> 08:53.990
‫تضمین میکنم.

08:54.270 --> 08:55.770
‫پس بزرگ شو.

08:59.240 --> 09:02.090
‫باشه. همه تلاشم رو میکنم.

09:02.090 --> 09:04.520
‫اونقدری تلاش میکنم تا به تو برسم.

09:04.520 --> 09:06.350
‫تا اونموقع منتظرم میمونی؟

09:06.760 --> 09:07.940
‫معلومه که میمونم.

09:08.930 --> 09:13.570
<i>‫نور درخشان اونی-چان من رو از تاریکی
‫نجات داد.</i>

09:13.830 --> 09:16.200
<i>‫ولی یه روز، از همه جا بی خبر...</i>

09:16.770 --> 09:20.640
‫تو شگفت انگیزی، اونی-چان، تو یه قهرمانی!

09:20.640 --> 09:23.290
‫امکان نداره که بازیگری رو رها کنی!

09:23.490 --> 09:25.160
‫اونی-چان!

09:25.160 --> 09:27.800
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان!

09:28.750 --> 09:31.040
<i>‫حتی وقتی که روی یه استیج خیره کننده ایستادی،</i>

09:31.040 --> 09:32.650
<i>‫وقتی رو پای خودتی، حس میکنی تنهایی.</i>

09:33.020 --> 09:36.020
<i>‫من هنوز توی تاریکی ام.</i>

09:39.220 --> 09:40.650
‫من اومدم.

09:40.650 --> 09:42.190
‫خوش اومدی، اونه-چان.

09:42.190 --> 09:44.880
‫از سر کار غذا آوردم. بیا با همدیگه بخوریمش.

09:44.880 --> 09:47.270
‫میدونی، لازم نیست که پاره وقت کار کنی.

09:47.270 --> 09:49.830
‫باید از زندگی دانشگاهیت بیشتر لذت ببری.

09:49.830 --> 09:52.850
‫همین که توی پرداخت شهریه بهم کمک میکنی،
‫خودش خیلیه.

09:53.120 --> 09:55.270
‫مسابقه تبلیغاتی امروزه، آره؟

09:55.270 --> 09:58.240
‫گفتی که آگهیت رو نگاه نکنم،

09:58.240 --> 09:59.810
‫ولی این کار رو کردم. ببخشید.

09:59.810 --> 10:03.290
‫نباشد نگاهش میکردی! خیلی خجالت آوره!

10:05.820 --> 10:08.120
‫خوشم اومد. حس کلاسیکی داشت.

10:08.120 --> 10:09.840
‫تیم ما، ماهر تره،

10:09.840 --> 10:14.860
‫ایده این بود که یه بازیگر زن معروف و 
‫یه ویدیوی با کیفیت زیاد، کافی باشه.

10:14.860 --> 10:16.750
‫طبقه حاکم بر جامعه، اینطوری میجنگه.

10:16.750 --> 10:21.100
‫خب، بذار حالا ویدیوی سوئه‌هارو-اونی‌چان عزیزت
‫رو ببینیم.

10:21.100 --> 10:21.970
‫وایسا!

10:22.210 --> 10:23.490
‫چیه؟

10:26.800 --> 10:29.830
‫چیزیم نیست. بذار اونه-چان.

10:29.830 --> 10:30.860
‫باشه.

10:31.110 --> 10:33.070
<b>‫از جوانیت لذت ببر!!</b>

10:31.110 --> 10:33.070
<b>‫آکواماین</b>

10:33.460 --> 10:35.500
<i>‫اه، چقدر خسته ام.</i>

10:35.500 --> 10:38.150
<i>‫بیخیال، سوئه‌هارو، چقدر تو احمقی.</i>

10:38.150 --> 10:42.070
<i>‫تو فقط یه بار زندگی میکنی، و یه فرصت
‫برای بودن توی دبیرستان داری.</i>

10:42.070 --> 10:44.090
<i>‫اگه ازش لذت نبری پس چه فایده داره؟</i>

10:44.090 --> 10:45.330
<i>‫فکر کنم...</i>

10:45.330 --> 10:47.010
<i>‫اما چی‌کار باید بکنیم؟</i>

10:47.750 --> 10:50.820
<i>‫اگر کاری که می‌کنی باحال نیست، خودت باحالش کن.</i>

10:51.250 --> 10:52.440
<i>‫همینه.</i>

10:55.210 --> 10:57.510
<b>‫اتحادیه اولترامارین.</b>

11:10.520 --> 11:15.270
<b>‫اتحادیه اولترامارین</b>

11:21.000 --> 11:22.500
<i>‫هورا!</i>

11:22.500 --> 11:24.570
<i>‫بالاخره یه اتاق برای باشگاه داریم!</i>

11:24.960 --> 11:27.320
<i>‫هی، سو-چان! صدات رو یکم بیار پایین تر!</i>

11:27.320 --> 11:29.730
<i>‫هارو، تو خیلی شیطونی.</i>

11:30.000 --> 11:32.930
<i>در این لحظه، ما از اعضای اتحادیه اولترامارین</i>

11:32.930 --> 11:35.740
<i>‫افتتاح کانال اولترامارین رو اعلام می‌کنیم!</i>

11:36.170 --> 11:39.130
<i>‫ما کاری می‌کنیم که همه‌ی دنیا بدونن که</i>

11:39.130 --> 11:40.930
<i>‫ما بیشتر از هر کس دیگه ای، بهمون خوش میگذره!</i>

11:42.360 --> 11:44.680
<i>‫هورا!</i>

11:45.800 --> 11:47.520
<i>‫از جوانیت لذت ببر!</i>

11:46.180 --> 11:49.180
<b>‫از جوانیت لذت ببر!!</b>

11:46.180 --> 11:49.180
<b>‫آکواماین</b>

11:47.520 --> 11:48.950
<i>‫آکواماین!</i>

11:51.770 --> 11:54.470
‫شاید اون شیروکوسا-سان رو بیش از حد هیجان زده کردن.

11:54.470 --> 11:56.220
‫چیه، خوشت نیومد؟

11:56.220 --> 11:58.380
‫به نظر من که باحال بود.

11:58.380 --> 12:01.500
‫خوب بود، مخصوصا سوئه‌هارو-اونی‌چان.

12:01.880 --> 12:04.830
‫خوشحالم که آخرش ناامید نشدم.

12:04.830 --> 12:06.110
‫ماریا...

12:06.780 --> 12:10.020
‫میفهمم که هدفشون اینه که کانال اولترامارین رو معروف کنن.

12:10.020 --> 12:10.990
‫اما...

12:10.990 --> 12:12.070
‫اما؟

12:12.070 --> 12:13.860
‫این تمرکز رو از بین میبره.

12:13.860 --> 12:15.640
‫این یه تبلیغ برای آکواماینه،

12:15.640 --> 12:18.460
‫اما این کانال اولترامارینه که بیشترین اثر رو داره.

12:18.460 --> 12:20.360
‫اونا  اولویت هاشون رو با هم ترکیب کردن.

12:20.360 --> 12:22.730
‫کاملا مطمئنم که ما میبریم.

12:23.120 --> 12:25.560
‫حرف از اثرگذاری شد...

12:25.560 --> 12:28.140
‫اون لبخند آخر برای چی بود؟

12:35.120 --> 12:37.030
<i>‫سلام، چه خبر، مومو؟</i>

12:37.770 --> 12:40.610
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان، الان کجایی؟

12:41.040 --> 12:42.000
<i>‫من؟</i>

12:42.680 --> 12:43.670
<i>‫این یک رازه.</i>

12:43.670 --> 12:44.840
<i>‫هی، سوئه‌هارو.</i>

12:44.840 --> 12:48.250
<i>‫ما-چان-سان میگه که ما باید دفعه اول به بهترین شکل انجامش بدیم،
‫وگرنه نمیتونیم سر وقت تمومش کنیم.</i>

12:48.250 --> 12:51.440
<i>‫اوه، متاسفم، مومو. من سرم شلوغه. باید برم.</i>

12:51.440 --> 12:52.410
‫صبر کن.

12:52.410 --> 12:55.230
<i>‫اوه، آره. تو بازیگر بزرگی شدی.</i>

12:55.230 --> 12:57.250
‫آگهی رو دیدی؟

12:57.250 --> 13:00.130
<i>‫بعد از دیدن اون، نمی‌تونم به خودم اجازه باخت بدم.</i>

13:00.130 --> 13:02.520
پس هنوزم شکست رو قبول نمیکنی؟

13:02.520 --> 13:06.030
<i>‫امکان نداره. همه چیزایی که تو چنته دارم رو
‫نشونت میدم.</i>

13:09.060 --> 13:10.370
‫اونی-چان...

13:11.720 --> 13:13.140
‫کی پشت تلفن بود؟

13:13.890 --> 13:16.730
‫مسابقه هنوز تمام نشده.

13:16.910 --> 13:17.750
‫هان؟

13:21.580 --> 13:24.580
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان برگشته.

13:30.000 --> 13:33.340
‫کورو، شیرو... خوبید؟

13:33.340 --> 13:34.270
‫آره.

13:34.270 --> 13:35.880
‫من نگرانم،

13:35.880 --> 13:37.970
‫اما بیشتر از اون، هیجان‌زده هستم.

13:38.590 --> 13:42.320
‫من تو خواب هم نمی‌دیدم که بتونم کنارت بازی کنم.

13:42.320 --> 13:43.270
‫باشه.

13:45.680 --> 13:47.050
‫شروع می‌کنیم!

13:48.950 --> 13:50.080
‫حرکت!

15:08.040 --> 15:10.650
‫این ادامه‌ی تبلیغه. نه؟

15:10.650 --> 15:12.820
‫اونا سعی می‌کردن تبلیغات معمولی

15:12.820 --> 15:15.560
‫با موضوعات روزمره رو با ارزشتر جلوه بدن؟

15:15.560 --> 15:18.580
‫سوئه‌هارو-کون خیلی فوق‌العادست.

15:18.580 --> 15:20.260
‫قلبم واقعا داره تند می‌زنه.

15:20.700 --> 15:23.740
‫من نمی‌تونم چنین تفاوتی رو ایجاد کنم...

15:24.610 --> 15:25.800
‫من...

15:27.280 --> 15:29.970
‫هنوزم می‌تونم تعقیبش کنم.

15:29.970 --> 15:33.260
‫من دیگه تنها نیستم. من تنها نیستم.

15:33.260 --> 15:37.750
‫چون سوئه‌هارو-اونی‌چان آخر راهم منتظر منه.

15:38.620 --> 15:41.120
‫ماریا، برات خوشحالم.

15:41.640 --> 15:42.610
‫آره.

15:46.060 --> 15:47.880
‫به سلامتی!

15:49.020 --> 15:52.720
‫آگهی ما راحت پیروز شد، اون هم با 
‫دوبرابر تعداد آرا.

15:53.070 --> 15:55.990
‫خیلی خوبه! کربوهیدرات به مناسبت پیروزی!

15:55.990 --> 15:59.060
‫از شنیدنش خوشحالم، سو-چان.
‫خیلی وقت بود که انقدر نخورده بودی.

15:59.540 --> 16:01.500
‫با این حال، نباید انقد با ولع و سرعت غذا بخوری.

16:01.500 --> 16:03.690
‫داری یکمی خواهر بزرگت رو نگران می‌کنی.

16:03.690 --> 16:06.380
‫هی، اون مجبور شد که برای فیلمبرداری کلی وزن
‫کم کنه.

16:06.380 --> 16:07.810
‫بذار هر چقدر دلش میخواد بخوره.

16:07.820 --> 16:15.700
<b>‫مسابقه‌ی تبلیغاتی.</b>

16:07.820 --> 16:15.700
<b>‫پییشنهاد از شیروکوسا-ساما</b>

16:07.820 --> 16:15.700
<b>‫\h\h\h\h\hدرحالی که این مسابقه قصد جلوگیری از فعالیت شرکت کنندگان را ندارد، تبلیغات در کار ممنوع است.</b>

16:08.630 --> 16:10.930
‫تو خیلی حرفه‌ای هستی. نه؟

16:10.930 --> 16:13.990
‫اتحادیه اولترامارین برای سرگرم شدنه. درسته؟

16:13.990 --> 16:15.700
‫اینکه همه چیزت رو بدی سرگرم کننده‌اش می‌کنه.

16:15.990 --> 16:17.540
‫چرا تو انقد احمقی، مرد؟

16:17.540 --> 16:19.320
‫نمی‌خوام اینو ازت بشنوم.

16:26.670 --> 16:30.550
‫کایی-کون، بابام گفت که با مدیر صحبت کرده،

16:30.550 --> 16:31.830
‫و دم در منتظرته.

16:35.420 --> 16:39.260
‫این تمام اقداماتیه که برای اتحادیه اولترامارین انجام دادم.

16:39.560 --> 16:40.560
‫فهمیدم.

16:42.110 --> 16:43.200
‫اوه. درسته.

16:43.200 --> 16:45.690
‫من مجوز دیدن سوابقت رو گرفتم.

16:46.590 --> 16:48.820
‫به خاطر همینه از آدمای پولدار بدم میاد.

16:49.040 --> 16:52.670
‫داری تلاش میکنی که از اتحادیه اولترامارین، 
‫به عنوان ابزاری برای انتقام گرفتن

16:52.670 --> 16:55.790
از هاردی شون، یعنی پدرت استفاده کنی؟

16:56.550 --> 16:58.770
دلیل اینکه به مارو-چان نزدیک شدی این بود که

16:58.770 --> 17:03.550
‫اون بهترین ستاره توی آژانسی بود که پدر حقیرت
باهاشون کار میکرد؟

17:07.100 --> 17:10.670
‫خب، اتحادیه اولترامارین روی کمک شما حساب می‌کنه.

17:10.670 --> 17:13.420
‫من به تمام کارهای قانونی رسیدگی میکنم.

17:13.420 --> 17:14.860
‫بعدا می‌بینمت.

17:17.260 --> 17:19.090
‫به خاطر همینه از آدم بزرگا بدم میاد.

17:19.090 --> 17:21.320
‫فک کنم منم از آدم بزرگا بدم بیاد.

17:22.470 --> 17:25.030
‫ببخشید، شما کی هستید؟

17:25.030 --> 17:26.600
‫غریبه ها ترسناکن.

17:26.810 --> 17:29.310
‫منم تو پشت صحنه کار می‌کردم.

17:29.310 --> 17:30.990
‫برای همین می‌خواستم بدونم که چطوری تموم شد.

17:30.990 --> 17:31.940
‫تو هم بودی؟

17:32.210 --> 17:34.910
‫اگه هاردی شون می‌خواست کاری انجام بده،

17:34.910 --> 17:37.520
‫می‌خواستم از پدرم بخوام که نجاتتون بده.

17:34.950 --> 17:39.330
‫پدرش یکی از بازیگر های اصلی تو شغل نمایشه.

17:34.950 --> 17:39.330
<b>‫آبه هاجیمه</b>

17:37.520 --> 17:39.960
اون وقت چه نفعی برای تو داره؟

17:39.960 --> 17:43.150
‫خب، میخوام که حتی بیشتر از مارو-کون
‫توی نمایش ببینم.

17:43.380 --> 17:45.930
‫و؟ چیو می‌خواستی بدونی؟

17:45.930 --> 17:48.380
‫سوابق برد و باخت اعضای اصلی شما.

17:48.380 --> 17:49.890
‫می‌تونه از زاویه دید خودت باشه.

17:50.150 --> 17:51.970
‫و خودت چطوری قضاوت می‌کنی؟

17:51.970 --> 17:55.200
‫پیروزی کامل برای مارو-کون و شیروکوسا-چان، به نظرم.

17:55.200 --> 17:57.520
‫این محبوبیت دوتاشون رو تو این صنعت افزایش داد.

17:57.910 --> 18:01.280
‫اینکه مدیرعامل عوضی تنها بازنده بود، تضمین شده‌است.

18:01.280 --> 18:04.480
‫اما به نظر من برنده‌ی اصلی شیدا-چان بود،

18:04.480 --> 18:05.880
‫و نفر دوم، من.

18:05.880 --> 18:08.000
‫شیدا-سان برنده‌ی اول بود؟

18:09.990 --> 18:13.560
‫من نمی‌خوام هارو وارد شغل بازیگری بشه.

18:13.560 --> 18:16.300
‫اگر می‌خوای طرف کسی رو بگیری،

18:16.300 --> 18:18.580
‫مطمئن شو که پرمنفعت ترین آدمو انتخاب می‌کنی.

18:19.030 --> 18:22.930
‫و این بار، طرف من رو گرفتن، بیشترین خدمت رو به هدفت می‌کنه.

18:22.930 --> 18:23.910
‫غلط می‌گم؟

18:23.910 --> 18:26.490
‫تو واقعا ریز‌بینی.

18:26.490 --> 18:29.820
‫می‌خوام سوئه‌هارو تو نقشه‌ی من شرکت کنه،

18:29.820 --> 18:32.510
‫به خاطر همین طرف تو رو می‌گیرم.

18:32.970 --> 18:35.680
‫نمی‌خوام که اهدافمون به هم بخورن،

18:35.680 --> 18:37.360
‫پس بذار اول من بپرسم.

18:37.980 --> 18:40.010
‫هدف تو چیه؟

18:41.760 --> 18:45.750
‫تو یکی از مخالف‌های شغل بازیگری‌ای. نه؟

18:46.110 --> 18:51.020
‫فکر کنم به خاطر همینه که با هارو دوستی.

18:51.480 --> 18:52.870
‫چی باعث شد این فکر رو بکنی؟

18:55.210 --> 18:57.910
‫فقط یه حدس از رفتاری که داشتی.

18:58.990 --> 19:02.060
‫اگه انقدر فهمیدی، فکر کنم بشه یکم بهت دربارش بگم.

19:02.780 --> 19:05.350
‫مدیرعامل آژانس سوئه‌هارو یه عوضیه.

19:05.730 --> 19:07.850
‫یک جورایی باهاش ارتباط دارم.

19:08.290 --> 19:09.130
‫همین.

19:11.220 --> 19:14.030
‫من میخوام وانمود کنم که فراموشی گرفتم.

19:14.250 --> 19:15.200
‫هان؟

19:15.460 --> 19:18.550
‫نامردیه، اما فکر کنم بهترین گزینه باشه.

19:19.130 --> 19:23.300
‫اگه فراموشی داشته باشم، هارو سعی می‌کنه که کمکم کنه.

19:23.300 --> 19:25.770
‫بعد، اگر از فرصت استفاده کنم، میتونم بهش نزدیک تر بشم،

19:25.770 --> 19:26.920
‫و اون شوک رو از ذهنش پاک کنم.

19:27.620 --> 19:29.260
‫فکر می‌کنی بتونی این کارو کنی؟

19:29.550 --> 19:31.510
‫موضوع این نیست که میتونم یا نه.

19:31.510 --> 19:32.350
‫می‌خوام انجامش بدم.

19:32.790 --> 19:35.670
‫اگر هارو خواست با مدیرعامل آژانس ملاقات کنه،

19:35.670 --> 19:37.460
‫من جوری برنامه‌ریزی می‌کنم که باهاش برم.

19:37.780 --> 19:39.600
‫هارو از اینکه دیگران با نزدیکانش بد باشن، متنفره.

19:39.600 --> 19:41.880
‫حتی بیشتر از وقتی که با خودش بدن،

19:41.880 --> 19:45.290
‫پس اگه مدیرعامل، اونقدری که تو میگی عوضی باشه،

19:45.290 --> 19:47.230
‫مطمئنا حرفای بدی میزنه.

19:47.230 --> 19:49.440
‫اگه این اتفاق بیفته، اون دیگه به بازیگری
‫بر نمیگرده.

19:50.010 --> 19:55.460
‫سوئه‌هارو خیلی از شیدا-چان میترسید، ولی به سرعت به حالت عادی برگشت.

19:55.460 --> 19:58.880
‫کاچی برتری زیادی ازش داشت، ولی حالا باهم برابر هستن.

19:59.260 --> 20:02.520
‫مهم نیست که چطوری بهش نگاه کنی، شیدا چان برنده‌است.

20:02.520 --> 20:03.720
‫درسته.

20:03.720 --> 20:07.530
‫و نیازی نیست که توضیح بدم چرا من دومم. درسته؟

20:07.530 --> 20:10.250
‫فقط نگاه کن که چطور  اتحاد اولترامارین شکل گرفت.

20:10.250 --> 20:12.660
‫منم میگم که کارت خیلی خوب بوده.

20:13.090 --> 20:15.920
‫و یه نفر دیگه هم هست که توی این اتفاقا
‫پیروزی بزرگی دشت کرد.

20:17.250 --> 20:18.610
‫پس، به هر حال،

20:18.610 --> 20:22.080
‫من موموساکا ماریا هستم، و تازه به این مدرسه انتقالی گرفتم.

20:22.080 --> 20:23.700
‫از دیدنتون خوشبختم!

20:23.700 --> 20:25.150
‫چی؟!

20:25.360 --> 20:27.190
‫این یعنی چی، سو-چان؟

20:27.190 --> 20:28.860
‫هارو، توضیح بده!

20:28.860 --> 20:32.640
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان ازم خواست که اینجا باشم.

20:32.640 --> 20:35.170
‫نه، نه! مومو بود که ازم خواست نجاتش بدم!

20:35.170 --> 20:37.440
‫می‌خواست از دست اون مدیرعامل نجات پیدا کنه!

20:37.440 --> 20:38.720
‫نه، اینطور نیست.

20:39.600 --> 20:42.600
‫با این حال، خیلی خوب با شون-سان کنار نمی‌اومدم،

20:42.600 --> 20:45.270
‫پس میشه گفت که زمان بندی خیلی خوب
‫تنظیم شد.

20:45.270 --> 20:47.120
‫هان؟ صبر کن، چی داری میگی؟

20:48.500 --> 20:51.060
‫من فقط تشنه‌ی عشق بودم!

20:51.670 --> 20:54.090
‫پس، از ترک آژانس به عنوان فرصتی استفاده کردم تا

20:54.090 --> 20:57.310
‫روی تو حساب کنم که من رو به این مدرسه منتقل کنی!

20:57.830 --> 21:02.630
‫زمانی که بازیگری می‌کردم خیلی کم مدرسه می‌رفتم. برای همین خیلی هیجان‌زده‌ام!

21:03.380 --> 21:06.060
‫بیاین به اینکه دوستای خوبی بودیم، ادامه بدیم، باشه؟

21:06.280 --> 21:07.620
‫سنپای؟

21:09.090 --> 21:10.430
‫هان؟!

21:11.330 --> 21:13.670
‫آخ! یه سری کار داشتم که فراموش کردم انجام بدم...

21:14.030 --> 21:15.180
‫سو-چان!

21:15.180 --> 21:16.580
‫همونجا وایسا!

21:18.970 --> 21:20.660
‫اگر دنبال پایسن هستید، اونجاست.

21:20.660 --> 21:21.580
‫ممنون!

21:21.800 --> 21:23.160
‫ همه چیز تحت کنترله، پایسن.

21:24.690 --> 21:26.290
‫نجاتم دادی، رینا.

21:26.290 --> 21:28.820
‫بعنوان یه سال بالایی، تو واقعا شیطونی. میدونستی؟

21:32.640 --> 21:36.320
‫راستی، پایسن، چرا با تتسو-سنپای دوستی؟

21:36.320 --> 21:37.640
‫تنها کاری که شما دوتا می‌کنید، دعواست.

21:37.640 --> 21:39.500
‫هان؟ اوه...

21:39.500 --> 21:42.950
‫وقتی که بیشتر مردم بفهمن که من یه 
‫بازیگر کودک بودم،

21:42.950 --> 21:45.030
‫ازم توقع دارن که براشون کاری انجام بدم.

21:45.300 --> 21:46.690
‫اما تتسوهیکو...

21:47.350 --> 21:49.990
‫اون تنها کسیه که میخواد کاری رو با من انجام بده.

21:49.990 --> 21:53.090
‫اساسا، کنار من می‌ایسته.

21:53.520 --> 21:55.780
‫به خاطر همینه که با هم دوستیم.

21:56.700 --> 22:00.300
‫تو و تتسو-سنپای یک جورایی شبیه همدیگه این. نه؟

22:00.300 --> 22:03.550
‫هیچوقت نگو شبیهیم، حتی به شوخی!

22:03.550 --> 22:05.030
‫واقعا دردناکه!

22:05.030 --> 22:06.840
‫وای، تو خودت دردی.

22:06.840 --> 22:08.140
‫پیدات کردم، هارو!

22:08.140 --> 22:08.920
‫کورو!

22:10.000 --> 22:20.000
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

22:10.000 --> 22:20.000
کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir

22:21.890 --> 22:25.010
‫هارو، ظاهرا شام امشب استیک هامبورگه.

22:25.220 --> 22:27.390
‫غذای مورد علاقته، درسته؟ خوش شانس نیستی؟

22:27.390 --> 22:29.380
‫واقعا؟ منم یکم می‌خوام!

22:33.760 --> 22:36.990
‫اوه، میگه من سوپ ذرت و آب هندوانه میخورم!

22:36.990 --> 22:38.430
‫هورا! غذای مورد علاقم!

22:38.430 --> 22:39.160
‫هان؟

22:39.730 --> 22:41.790
‫کورو، تو حس چشاییت برگشته؟

22:41.790 --> 22:44.140
‫هان؟ اوه... اوه، آره!

22:44.140 --> 22:46.120
‫حس چشاییم عوض شده. نشده؟

22:46.120 --> 22:48.910
‫غذای مورد علاقم مدت ها همین بوده. برای همین بی اختیار خوشحال شدم.

22:48.910 --> 22:50.800
‫وای.

22:50.800 --> 22:52.980
‫این چه کوفتیه، کورو؟ خیلی خنگی.

22:53.510 --> 22:57.250
‫من هنوزم از تو خنگ تر نیستم.

22:57.750 --> 23:00.190
‫آره، آره، درست میگی.

23:00.420 --> 23:04.680
‫کلی بی دقتی توی امتحان قبلیت داشتی.

23:04.680 --> 23:06.790
‫نمره هات یک جورایی تو خطر نیستن؟

23:08.350 --> 23:11.110
‫و مال تو هم، توی تمام این مدت تقریبا بهترین بوده.

23:11.110 --> 23:12.390
‫این فوق العادست.

23:12.390 --> 23:14.190
‫این تفاوت به خاطر تلاشه.

23:14.190 --> 23:17.090
‫تو تمام کلاس های تابستونی خوابیدی.

23:17.090 --> 23:18.350
‫دیدمت.

23:18.890 --> 23:20.350
‫هان؟ کورو...

23:20.760 --> 23:24.870
‫اگر فراموشی داری چطوری کلاس های تابستونی رو یادته؟

23:36.050 --> 23:37.690
‫کورو!
