WEBVTT

00:02.210 --> 00:06.060
‫کورو!

00:07.710 --> 00:11.120
‫ببین، قصد بدی نداشتم.

00:11.120 --> 00:13.630
‫واقعا اینقدر شوکه شدی؟

00:13.630 --> 00:14.720
‫یجورایی.

00:15.670 --> 00:18.150
‫آخه، وقتی شنیدم که تو فراموشی گرفتی،

00:18.150 --> 00:19.990
‫باورش کردم! حتی بخاطرش گریه هم کردم!

00:20.300 --> 00:23.560
‫ولی چرا؟ چرا بهم دروغ گفتی؟

00:28.520 --> 00:30.780
‫دوباره بازیچه شدم.

00:30.780 --> 00:33.250
‫از این به بعد دیگه هرگز نمیتونم بهت اعتماد کنم.

00:33.250 --> 00:34.090
‫یه نگاه بندازم...

00:34.090 --> 00:35.420
‫چشمات دیگه چی میگن؟

00:35.730 --> 00:38.500
‫بخاطر اینکه گولت رو خوردم، بهم خندیدی.

00:38.500 --> 00:42.170
‫م-من نمیخندم! تو داری اوضاع رو از اینی که هست
‫بدتر نشون میدی!

00:42.170 --> 00:44.170
‫پس چرا بهم دروغ گفتی؟

00:45.410 --> 00:48.140
‫چرا باید بهت بگم؟ خودت بفهم!

00:48.410 --> 00:51.080
‫جز اینکه خودت بهم بگی، نمیتونم سر در بیارم!

00:51.080 --> 00:53.380
‫اگه چیزی هست که میخوای بگی، بلند بگو!

00:53.380 --> 00:57.260
‫میخوای همه چیز رو مو به مو برات توضیح بدم؟
‫احمقی؟

00:59.520 --> 01:00.430
‫قلبت خیلی سیاهه.

01:02.130 --> 01:03.490
‫چی؟ یه دقیقه وایسا.

01:03.490 --> 01:06.730
‫گمون کنم تو الان چیزی رو گفتی که هیچ وقت
‫اجازه نداشتی بگی.

01:06.290 --> 01:07.290
<b>‫تابو: هر توهینی که کلمه "سیاه" در اون استفاده شده باشه</b>

01:07.280 --> 01:09.180
‫کشتی های سیاه اومدن.

01:08.420 --> 01:12.420
<i>‫راه رو به کشورتون
‫باز کنید</i>

01:08.650 --> 01:10.130
‫راه رو به کشورتون باز کنید.

01:09.240 --> 01:11.530
‫هی! این یه اعلان جنگه!

01:11.530 --> 01:12.410
‫خودت که میدونی، آره؟!

01:12.880 --> 01:15.630
‫شبدر زد!

01:16.930 --> 01:21.090
‫جدی؟ پس گمون کنم که برای عواقبش
‫کاملا آماده ای، آره؟

01:21.090 --> 01:22.930
‫تقصیر خودته!

01:22.930 --> 01:26.820
‫اگه الان ازم معذرت خواهی کنی، به دلایلت
‫برای دروغ گفتن، گوش میکنم.

01:26.820 --> 01:28.860
‫البته هنوز نمیتونم بگم که میبخشمت یا نه.

01:28.860 --> 01:32.530
‫خب، اگه میخوای از من طلب بخشش بکنی،

01:32.530 --> 01:33.860
‫منم مایلم که حرفت رو بشنوم.

01:34.070 --> 01:37.530
‫چرا من معذرت بخوام؟! تو بودی که
‫من رو فریب دادی!

01:37.530 --> 01:39.200
‫چون تویی که نمیگیری چی میگم!

01:39.200 --> 01:40.930
‫و چونکه حرفایی زدی که تابوئه!

01:40.930 --> 01:42.270
‫دلیلش اینه!

01:42.270 --> 01:44.870
‫حرفات با عقل جور در نمیان، هیولای سیاه دل!

01:44.870 --> 01:46.250
‫بازم که گفتی!

01:46.250 --> 01:48.450
‫سیاه! سیاه! دل! دل!
‫سیاه! سیاه! دل!

01:49.080 --> 01:50.800
‫عوضی!

01:53.610 --> 01:57.370
‫چی؟ اینجا من کسی نیستم که باید سرزنش بشه...

02:10.980 --> 02:16.900
‫اوساماکه: جایی که دوست دوران بچگی نمی‌بازه

02:16.900 --> 02:26.900
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

02:16.900 --> 02:26.900
‫کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir

03:30.080 --> 03:32.160
‫نباید اون حرف رو میزدم!

03:32.360 --> 03:36.180
‫حالا چیکار کنم؟ کورو خیلی عصبانی بود!

03:36.530 --> 03:38.610
‫احتمالا بخواد جبران کنه!

03:40.960 --> 03:42.250
‫تقصیر من بود.

03:42.820 --> 03:46.280
‫قطعا این کار رو میکنه! بهتر نیس که قبل از
‫اینکه خیلی دیر بشه، ازش معذرت بخوام؟!

03:46.650 --> 03:51.250
‫کوروهو-سان بهت دروغ گفت تا رابطه‌اش با تو رو
‫خوب کنه.

03:51.250 --> 03:54.240
‫به عبارت دیگه، این کار رو کرد چون ازت
‫خوشش میاد.

03:54.240 --> 03:56.470
‫اگه این حقیقت داشته باشه، پس چرا درخواستت رو رد کرد؟

03:56.470 --> 03:59.050
‫فقط میخواد دوباره تو رو خراب کنه.

03:59.050 --> 04:01.300
‫اون یه شیطان متقاعد کننده اس!

04:01.300 --> 04:03.480
‫فرشته هیچوقت شانسی نداشت!

04:05.130 --> 04:07.710
‫کورو چی فکر کرده؟

04:08.140 --> 04:12.020
‫اگه صادقانه بیاد و معذرت خواهی کنه، میبخشمش.

04:12.650 --> 04:13.890
‫هاروی احمق!

04:14.380 --> 04:16.590
‫چرا نمیفهمه؟

04:16.830 --> 04:18.070
‫در این صورت...

04:20.210 --> 04:21.210
‫نه!

04:21.930 --> 04:25.240
‫ولی اگه حالا باهاش حرف بزنم، دعوامون تموم میشه.

04:25.240 --> 04:28.260
‫یعنی هیچکس نیست که بتونه این رو بینمون حل کنه؟

04:30.080 --> 04:31.900
‫اوم، کورو-نِسان؟

04:34.940 --> 04:36.750
<i>‫چی گفتی؟</i>

04:37.400 --> 04:42.170
<i>‫شیروکوسا-چان، توی این ماجرا ها
‫تو خیلی ضرر کردی.</i>

04:42.170 --> 04:44.590
<i>‫رابطه شیدا-سان با مارو-کون داره برمیگرده به جایی که</i>

04:44.590 --> 04:46.520
<i>‫قبل از جشنواره اعتراف بود، آره؟</i>

04:46.880 --> 04:49.790
<i>‫رویات به حقیقت پیوست، ولی
‫رُمانت رو عقب انداخت.</i>

04:58.640 --> 05:00.220
‫زنگ زدن تو یه چیز غیر عادیه، چه خبر شده؟

05:00.660 --> 05:02.540
<i>‫یه چیزی هست که میخوام ازت بپرسم.</i>

05:02.540 --> 05:04.590
<i>‫تو هنوز با شیدا-سان کار میکنی؟</i>

05:04.590 --> 05:05.530
‫نه.

05:05.530 --> 05:07.950
‫از وقتی که فیلمبرداری آگهیمون تموم شد،

05:07.950 --> 05:09.000
<i>‫رابطه کاریمون هم تموم شد.</i>

05:09.000 --> 05:11.940
‫پس میتونم الان تو رو یه شخص بیطرف
‫در نظر بگیرم؟

05:11.940 --> 05:13.040
<i>‫نخیر.</i>

05:14.140 --> 05:15.130
‫من...

05:15.480 --> 05:17.090
‫طرف سمتی هستم که جالب تر باشه.

05:18.130 --> 05:20.480
<i>‫خب؟ چی میخواستی؟</i>

05:21.970 --> 05:23.300
<i>‫من یه طرح دارم.</i>

05:24.320 --> 05:25.670
‫جدی؟

05:29.850 --> 05:33.020
<i>‫اگه اون دوست سو-چان نبود، حتی حاضر نمیشدم
‫باهاش حرف بزنم.</i>

05:33.330 --> 05:34.880
<i>‫ولی اگه میخوام برنده بشم،</i>

05:34.880 --> 05:36.820
<i>‫نمیتونم در مورد روش هام سخت گیر باشم.</i>

05:39.900 --> 05:41.340
‫همگی حاضرن، آره؟

05:41.360 --> 05:49.240
‫مبارک باشه! ماریا-چان رسما عضو
‫اتحادیه اولترامارین شده!

05:41.640 --> 05:44.940
‫اول از همه، ماریا-چان، به دبیرستان
‫هوزومینو خوش اومدی.

05:44.940 --> 05:46.840
‫انتقالیت برای هفته دیگه اس، درسته؟

05:46.840 --> 05:49.230
‫بله. مشتاق بودن با همگیتونم.

05:51.270 --> 05:55.200
‫روی اون نوشته، میخوام دوباره درمورد ساختار و سیستم

05:55.200 --> 05:56.950
‫اتحادیه اولترامارین، حرف بزنم.

05:56.960 --> 06:10.720
‫• حقوق و تعهدات اعضا 
‫1) اعضای رسمی → مقام ها {column under this is incomplete and will be seen later}‫ 
‫☆حق ارائه طرح 
‫طرح مشابه ممکن است  که تنها یک ماه یکبار ارائه شود 
‫☆حق رای 
‫به ازای هر شخص، یک رای. اکثریت پیروز میشود 
‫رای ها باید ناشناس بمانند 
‫☆حق وتو 
‫ فقط یکبار در ماه (باید با اسم مشخص شود) 
‫*از آنجایی که این اولین جلسه است، سعی میکنیم که از این مورد اجتناب کنیم 
‫☆الزامات برای شرکت در پروژه ها 
‫هرکسی که شرکت نکند، حق رای ندارد 
‫2) اعضای غیررسمی 
‫☆فقط اجازه شرکت در پروژه ها رو دارند 
‫(درحال حاضر تنها عضو غیررسمی، آساگه رنا هست)

05:57.470 --> 06:00.590
‫در ابتدا، اعضای رسمی و غیررسمی رو توضیح میدم.

06:00.590 --> 06:05.380
‫اعضای رسمی حق ارائه پروژه، و رای دادن و وتو دادن
‫به آن را دارند.

06:05.380 --> 06:07.760
‫اون ها باید در پروژه ای که به آن رای دادند
‫شرکت کنند.

06:07.760 --> 06:10.710
‫و اگه نمیتونن شرکت کنن، نمیتونن همون اول 
‫بهش رای بدن.

06:10.720 --> 06:14.970
<b>‫شخص دوم اتحادیه 

‫دست پشت پرده 

‫شیدا کوروها</b>

06:10.720 --> 06:14.970
<b>‫مغز اتحادیه 

‫ماشین فرسوده 

‫کاچی شیروکوسا</b>

06:10.720 --> 06:14.970
<b>‫تازه کار طلایی اتحادیه 

‫فوق ستاره

‫موموساکا ماریا</b>

06:11.120 --> 06:14.980
‫ولی حتی اگه یه نفر از اعضا از حق وتو استفاده کنه،
‫برنامه کنسل میشه.

06:14.970 --> 06:21.610
<b>‫سردمدار اتحادیه 

‫بیشتر چیزها، تقصیر اونه 

‫کای تتسوهیکو</b>

06:14.970 --> 06:21.610
<b>‫ بازنیاینده اتحادیه 

‫به طور ناامید کننده ای صادق 

‫مارو سوئه‌هارو</b>

06:15.390 --> 06:20.150
‫و اونایی که از این حق برخوردار نیستن ولی
‫در پروژه ها شرکت میکنند، اعضای غیررسمی هستند.

06:20.500 --> 06:21.620
‫در حال حاضر رنا تنها عضوه.

06:21.610 --> 06:23.610
<b>‫عضو غیررسمی 

‫ همه فن حریف 

‫آساگی رنا</b>

06:26.920 --> 06:28.030
‫نگاه نمیکردم.

06:28.370 --> 06:30.410
‫همچنین، اضافه شدن اعضای جدید

06:30.410 --> 06:32.590
‫به رای اعضای رسمی بستگی خواهد داشت.

06:32.590 --> 06:35.540
‫ها؟ واقعا باید این قدر مشکل پسند باشیم؟

06:35.540 --> 06:38.790
‫حدود هشتاد درصد افرادی که به دنبال
‫ملحق شدن به ما هستند، پسر ها هستن.

06:41.130 --> 06:43.770
‫فهمیدم! پس به اون رای وتو نیاز داریم!

06:43.770 --> 06:46.540
‫خوشحالم که این حق رو بهمون دادی!
‫فکر خوبی بود، تتسوهیکو!

06:46.740 --> 06:48.920
‫پس یعنی 20 درصد، دختر هستن.

06:50.040 --> 06:51.380
‫اونا دنبال تتسوهیکوئن؟

06:51.660 --> 06:53.780
‫توی بقیه مدرسه ها، طرفدار داره.

06:53.780 --> 06:56.110
‫کاش همشون اینطوری بودن.

06:56.560 --> 07:01.030
‫خلاصه، منظور اینه که، ما باید توی اضافه کردن
‫اعضای جدید، با دقت و بدون عجله عمل کنیم.

07:01.030 --> 07:04.570
‫و حالا، اولین جلسه برنامه ریزمون رو شروع میکنیم.

07:04.570 --> 07:05.900
‫اولین طرحمون...

07:05.900 --> 07:27.920
‫اولین جلسه برنامه ریزی اتحادیه اولترامارین 
‫ارائه شده توسط کای تتسوهیکو (رتبه اول در رای گیری کارهایی که طرفداران میخوان انجام بشه) 
‫برنامه: سه عضو رسمی خانم اتحادیه، یک موزیک ویدیو ضبط کنند 
‫(ترجیحا با لباس شنا!!)

07:06.590 --> 07:07.620
‫اینه!

07:07.940 --> 07:10.760
‫ترجیحا با لباس شنا؟! رفیق، اکتبره ها!

07:10.760 --> 07:12.990
‫راستش،افراد با نفوذی توی اکیناوا دارم.

07:12.990 --> 07:15.770
‫اونجا هنوز گرمه و میتونیم شنا کنیم.

07:15.770 --> 07:16.840
‫پولش چی؟

07:16.840 --> 07:18.860
‫سود برنده شدن مسابقه تبلیغاتی رو داریم.

07:18.860 --> 07:21.950
‫هدفمون اینه که از اتحادیه اولترامارین یه اسمی در بره.

07:21.950 --> 07:25.790
‫پس حتی اگه خوانندگی و رقصیدن مزخرف باشه،
‫تا موقعی که توجه جلب بکنه، خوبه.

07:25.790 --> 07:27.920
‫تازه، یه آهنگ و طرح رقصم آماده دارم.

07:30.240 --> 07:34.170
‫همیشه میدونستم که تو یه نابغه ای.

07:35.640 --> 07:37.800
‫شخصا، خودم همیشه میدونستم.

07:38.380 --> 07:41.130
‫شما دوتا چرا اینقدر از این قضیه لذت میبرید؟

07:41.130 --> 07:43.440
‫میخواین که ما لباس شنا بپوشیم؟! واقعا که!

07:43.440 --> 07:45.400
‫با جفتتونم، همونجا که وایسادین، زانو بزنین!

07:46.090 --> 07:49.580
‫لطفا! دخترایی که لباس شنا میپوشن
‫آروزی هر مردی ان!

07:49.580 --> 07:50.230
‫ها؟!

07:50.520 --> 07:53.180
‫هاروی هرزه! منحرف! منحرف! منحرف!

07:51.490 --> 07:53.200
<b><i>‫منحرف!</i></b>

07:51.860 --> 07:53.200
<b><i>‫منحرف!</i></b>

07:52.360 --> 07:53.200
<b><i>‫منحرف!!</i></b>

07:53.350 --> 07:55.670
‫راستش رو بخواین، منم با این قضیه مخالفم.

07:55.670 --> 07:57.550
‫آخه، این که ازمون بخوان لباس شنا بپوشیم...

07:57.550 --> 07:59.780
‫ولی با خوانندگی و رقص مشکلی نداری؟

08:00.080 --> 08:03.670
‫خب، اگه این کار رو کنیم، کاملا مطمئنم که
‫میتونم از پسش بر بیام.

08:03.670 --> 08:04.910
‫تو چی؟

08:04.910 --> 08:08.110
‫معلومه که نمیتونم. من کاملا ناشی ام.

08:08.110 --> 08:10.060
‫پس مخالفی؟

08:10.060 --> 08:10.670
‫بله.

08:10.670 --> 08:14.760
‫پس احتمالا میتونیم این رو بدون استفاده از وتو
‫رد کنیم.

08:14.760 --> 08:19.200
‫اگه بتونیم بذاریمش برای یه وقت دیگه، بهتره.

08:19.200 --> 08:20.070
‫نه.

08:20.340 --> 08:23.890
‫شرمنده، ولی من به شما دو تا اونقدر ها اعتماد ندارم.

08:23.890 --> 08:27.590
‫الان شکایت میکنین، ولی بعدا ممکنه همتون
‫موافق باشین.

08:27.590 --> 08:31.550
‫و اگه این کار رو بکنین، این برنامه شانس داره
‫که اتفاق بیفته.

08:31.550 --> 08:32.270
‫بنابراین...

08:32.690 --> 08:34.670
‫من درخواست میکنم که این برنامه بازبینی بشه.

08:34.670 --> 08:36.750
‫اون بخش لباس های شنا رو حذف کنین.

08:36.750 --> 08:39.140
‫اگه این کار رو نکنی، از حق وتو استفاده میکنم.

08:39.830 --> 08:42.060
‫این کوچیک ترین امتیازیه که میتونم بهت بدم.

08:42.060 --> 08:43.740
‫تقصیر خودته که این طرح رو ارائه دادی

08:43.740 --> 08:46.410
‫که میدونستی یه نفر احتمالا از حق وتوش براش
‫استفاده میکنه.

08:46.610 --> 08:49.630
‫نمیخوام حق وتوم رو براش هدر بدم.

08:49.630 --> 08:51.640
‫باشه، قبوله.

08:51.630 --> 08:51.710
‫ترجیحا با لباس شنا!

08:51.710 --> 08:51.760
‫شنا!‫ترجیجا با لباس

08:51.760 --> 08:51.840
‫لباس شنا!‫ ترجیحا با

08:51.840 --> 08:51.880
‫با لباس شنا!‫ترجیحا

08:51.880 --> 08:51.920
‫ترجیحا با لباس شنا!‫

08:51.920 --> 08:52.590
‫ترجیحا با لباس شنا!

08:52.590 --> 08:53.910
‫حالا راضی شدی؟

08:53.910 --> 08:58.000
‫این هنوز این واقعیت رو که ما قراره 
‫به نمایش گذاشته بشیم، تغییر نمیده.

08:58.000 --> 09:00.040
‫بنظر میرسه که این قراره رای نیاره.

09:00.060 --> 09:00.180
<b>‫صندوق رای گیری</b>

09:00.180 --> 09:00.310
<b>‫صندوق رای گیری</b>

09:00.310 --> 09:00.430
<b>‫صندوق رای گیری</b>

09:00.430 --> 09:01.020
<b>‫صندوق رای گیری</b>

09:02.240 --> 09:03.880
‫بفرمایید. برنامه قبول میشه.

09:02.850 --> 09:04.810
‫بله

09:02.850 --> 09:04.810
‫خیر

09:03.880 --> 09:04.820
‫کی رای بله داد؟!

09:04.820 --> 09:07.010
‫منم دوست دارم همین رو بپرسم.

09:07.010 --> 09:11.270
‫تو این همه جنجال درست نکردی که به نفع ما
‫رای بدی، مگه نه؟

09:11.270 --> 09:13.100
‫چی؟ چرا باید رای بدم؟

09:13.100 --> 09:16.030
‫خب، تو الان با سو-چان دعوا داری، آره؟

09:16.530 --> 09:19.630
‫پس منطقیه که دنبال یه فرصتی باشی
‫تا با اون آشتی کنی.

09:19.630 --> 09:21.920
‫فکر خیلی قانع کننده ایه.

09:21.920 --> 09:23.520
‫ن-نه! من این کار رو نکردم...

09:23.520 --> 09:25.630
‫خیلی خب، این که بپرسیم کی به چی رای داده، ممنوعه.

09:26.070 --> 09:28.550
‫پس هدف این اینکه گفتیم رای ها ناشناس باشن، چیه؟

09:30.130 --> 09:31.880
‫اوکیناوا
‫دو شب، سه روز

09:30.780 --> 09:31.880
‫طبق این نوشته،

09:31.880 --> 09:35.510
‫اوکیناوا
‫دو شب، سه روز

09:32.100 --> 09:35.330
‫از شروع‫از شروع این شنبه، به مدت دو شب و سه روز
‫توی اوکیناوا میمونیم.

09:35.330 --> 09:37.580
‫چی؟ الان که چهار شنبه اس!

09:37.580 --> 09:41.040
‫خب، اکتبره دیگه. اگه بخوایم بریم،
‫باید یه سفر سه روزه آخر هفته باشه.

09:41.040 --> 09:42.750
‫که این یعنی این آخر هفته، بهترین موقع اس.

09:42.750 --> 09:45.610
‫صبر کن. من نمیتونم این آخر هفته بیام.

09:45.610 --> 09:46.970
‫پدر مادرم بخاطر کارشون نیستن.

09:46.970 --> 09:49.740
‫اگه برم، خواهرای کوچیکم توی خونه 
‫تنها میمونن.

09:50.000 --> 09:52.160
‫پس اونا رو هم بیار.

09:52.160 --> 09:53.890
‫بهشون میگیم اعضای غیررسمی.

09:53.890 --> 09:54.570
‫ها؟!

09:54.570 --> 09:56.420
‫راستش، میخواستم چندتا دستیار هم بیارم.

09:56.420 --> 09:58.680
‫اوه، البته مخارج سفرشون هم میپردازیم.

09:58.680 --> 10:02.460
‫قطعا بهتر از اینه که آدمایی رو که نمیشناسیم
‫برای کمک بیاریم.

10:02.660 --> 10:06.930
‫ولی میدوری، شنبه یه امتحان تمرینی داری و 
‫آئوی هم باید بره باشگاه...

10:06.930 --> 10:09.670
‫پس چطوره که شنبه، خواهرای شیدا رو 
‫بیاریم؟

10:10.000 --> 10:11.610
‫و دوشنبه فیلمبرداری میکنیم.

10:11.610 --> 10:13.240
‫نمیشه حالا بندازیش عقب؟

10:13.240 --> 10:15.400
‫تا یه مدت، یه آخر هفته سه روزه پیش نمیاد.

10:15.400 --> 10:18.150
‫و ما نمیدونیم که توی نوامبر، تا کی
‫هوا آفتابیه.

10:18.150 --> 10:20.270
‫پس نمیشه که یه جای نزدیکتر فیلمبرداری کنیم؟

10:20.270 --> 10:22.590
‫حتما لازم نیست که توی اوکیناوا باشه.

10:22.590 --> 10:25.700
‫بخشی از هدف من اینه که خاطرات 
‫تابستونی بسازیم.

10:26.050 --> 10:28.240
‫ما این باشگاه رو آخر سال تشکیل دادیم.

10:28.240 --> 10:30.350
‫واسه همین فرصت نشد خاطرات تابستونی بسازیم.

10:30.350 --> 10:33.620
‫تابستون سال دوم، آخرین تابستون قبل از شروع
‫درس خوندن برای امتحاناته.

10:34.010 --> 10:37.510
‫یعنی این آخرین فرصتمون برای جبرانشه.

10:37.510 --> 10:38.870
‫اینطوریه پس...

10:39.240 --> 10:41.300
‫کس دیگه ای مخالف نیست؟

10:41.300 --> 10:43.220
‫من با عزم راسخ، روش کار میکنم.

10:43.220 --> 10:44.620
‫منم مشکلی ندارم.

10:44.620 --> 10:45.570
‫منم.

10:46.950 --> 10:50.310
‫هی، اگه دستیار میخوای، میکو چطوره؟

10:50.310 --> 10:53.450
‫اگه من ازم بخوام، گمون کنم قبول کنه که بیاد.

10:54.580 --> 10:55.800
‫بپرس.

10:57.820 --> 10:59.320
‫خیلی خب...

10:59.320 --> 11:02.690
‫نه، مشکلی نیست. فردا میبینمت.

11:03.610 --> 11:05.450
‫هیچوقت فکرش رو نمیکردم که بگه نه.

11:05.450 --> 11:09.830
‫یادت باشه، اگه اول با یکی هماهنگ نکرده باشی
‫خوب نیست که پیشنهادش کنی.

11:09.830 --> 11:11.730
‫خواهرای من چطور؟

11:11.730 --> 11:14.460
‫گفته بودی که نمیتونی اونا رو تنها توی خونه بذاری.

11:14.460 --> 11:17.930
‫اگه اونا بگن که نمیخوان بیان، تو نمیتونی
‫شرکت کنی.

11:18.250 --> 11:19.410
‫فهمیدم.

11:20.160 --> 11:22.850
‫پسر، اوکیناوا، آره؟

11:22.850 --> 11:24.770
‫فکرشم نمیکردم که فرصت بشه برم ساحل.

11:24.770 --> 11:26.640
‫کاملا بیخیالش شده بودم!

11:26.640 --> 11:28.510
‫هارو، اشکالی نداره هیجان‌زده بشی،

11:28.510 --> 11:30.450
‫اما هفته‌ی دیگه امتحان‌های میان‌ترم نداری؟

11:30.740 --> 11:32.920
‫تو امتحان‌های قبلیت هم وحشتناک بودی.

11:32.920 --> 11:35.180
‫اگر تغییرش ندی، مشکلی برات پیش نمیاد؟

11:37.570 --> 11:41.390
‫تتسوهیکو-کون، ایرادی نداره اگه سفر رو بعنوان یه کمپ درسی،

11:41.390 --> 11:43.450
‫برای کسایی که نمره‌های بد دارن، دوگانه کنیم؟

11:43.450 --> 11:45.020
‫فکر نکنم.

11:45.020 --> 11:48.140
‫نمی‌خوام باشگاهمون مقصر مردود شدن کسی باشه.

11:48.140 --> 11:50.730
‫صبر کن، من تنها کسی هستم که اینحا نمره‌های بد داره!

11:50.730 --> 11:52.500
‫پس اردوگاه مطالعه فقط برای منه؟

11:52.500 --> 11:55.320
‫میدوری هم داره برای آزمون های ورودی می‌خونه، اونم اونجا میاد.

11:55.320 --> 11:56.590
‫فقط می‌مونه...

11:57.110 --> 12:00.040
‫مومو-سان، تو امتحان انتقالیت رو دادی؟

12:00.040 --> 12:03.810
‫نه، با نفوذ و پولی که دارم دورش زدم. چطور؟

12:03.810 --> 12:06.810
‫مومو! خواهرای کوچیک نباید این حرف رو بزنن!

12:08.970 --> 12:09.990
‫اینطوری نمی‌تونی بهترش کنی!

12:10.390 --> 12:13.900
‫خب، به هر حال... نمره‌هات تو مدرسه قبلیت چطور بود؟

12:13.900 --> 12:16.710
‫فکر نکنم این چیزی باشه که بخوام صراحتا دربارش بحث کنم.

12:16.710 --> 12:18.370
‫تو چی؟

12:18.370 --> 12:21.700
‫نمره های بد و بدتر. مال تو چقدر بده؟

12:22.320 --> 12:23.120
‫هه هه!

12:23.350 --> 12:24.130
‫آخ!

12:24.130 --> 12:25.290
‫چه غلطی کردی؟!

12:24.500 --> 12:26.700
‫پس فکر کنم تو هم تو  اردوگاه مطالعه باشی.

12:25.290 --> 12:26.790
‫نمی‌دونم. تو منو عصبانی کردی.

12:26.700 --> 12:31.660
‫خب، قبل از این خوشحال بودم که حداقل نمره و حضور در کلاس رو دارم.

12:26.790 --> 12:28.500
‫چرا این باید عصبانیت کنه؟!

12:28.500 --> 12:29.970
‫اگه یک دختر بهت لبخند زد چی؟

12:29.970 --> 12:30.790
‫خیلی خوشگل میشه!

12:30.790 --> 12:32.000
‫اگه یه پسر این کار رو کرد چی؟

12:31.660 --> 12:33.600
‫به هر حال، تتسوهیکو-سان...

12:32.000 --> 12:33.000
‫این شرم آوره!

12:33.600 --> 12:35.600
‫ما می‌دونیم که قراره کجا بمونیم؟

12:36.220 --> 12:37.650
‫نگران نباش.

12:37.650 --> 12:41.870
‫پدر کاچی بهمون اجازه‌ی استفاده از ویلا و ساحل شخصیش رو داده.

12:45.360 --> 12:47.480
‫اوه، که اینطور.

12:47.480 --> 12:49.610
‫تو و تتسوهیکو-کون دارین با هم کار می‌کنید.

12:49.790 --> 12:52.340
‫چی؟ من، با کای-کون کار کنم؟

12:52.340 --> 12:53.880
‫می‌دونی که این غیر ممکنه.

12:53.880 --> 12:57.360
‫تو مجبورش کردی که لباس شنا رو اضافه کنه و بعدش حذفش کنه،

12:57.360 --> 12:59.230
که طرح رو به اجبار به پیش ببری؟

12:59.230 --> 13:00.770
‫شما دوتا اینو برنامه‌ریزی کرده بودید؟

13:00.770 --> 13:03.260
‫زیرکانه بود، شیروکوسا-سان.

13:03.470 --> 13:06.510
کورو، دلیل این همه خصومتت با شیرو چیه؟

13:06.510 --> 13:08.720
‫چی؟! پس تو کاچی-سان رو باور کردی؟

13:08.900 --> 13:12.780
‫منظورم اینه که این منطقی نیست که همه این ها نقشه‌ی شیرو باشه.

13:12.780 --> 13:15.750
‫چرا هیچوقت حرفم رو باور نمیکنی؟!

13:15.750 --> 13:18.140
‫باشه، پس منو باور داری؟

13:18.140 --> 13:22.350
اگه داشتی، حاضر بودی که همه چیز رو بهم نگی
و همش رو مخفی نگه داری؟

13:25.950 --> 13:30.950
‫اوساماکه: کمدی رمناتیکی که دوست دوران بچگی
‫نمیبازه

13:25.950 --> 13:30.950
<b>‫\hقسمت هفتم
‫می‌دونم. بیاید به اوکیناوا بریم.</b>

13:25.950 --> 13:30.950
<b>‫خیلی ناجور بود
‫دوربین رو برد پایین.</b>

13:25.950 --> 13:30.950
<b>‫پایین بردن</b>

13:33.370 --> 13:34.890
‫هان؟ آئوی-چان؟

13:34.890 --> 13:35.620
‫بله.

13:35.890 --> 13:40.220
‫کورو-نِسان نمی‌تونست امروز بیاد
‫برای همین من به جاش اومدم.

13:40.220 --> 13:41.990
‫اوه، باشه. ممنونم.

13:42.200 --> 13:44.760
‫نه بابا. تمیزکاری رو بسپارش به من.

13:47.220 --> 13:50.420
‫حالا یدونه بچه گربه بیشتر هست...

13:50.420 --> 13:54.340
‫بچه گربه میگه "میو میو"
‫سعی کن یه بچه گربه باشی...

13:55.960 --> 14:00.530
‫اممم، هارو-نیسان... داشتی گوش می‌کردی؟

14:00.710 --> 14:03.480
‫نه، نگران نباش. من چیزی نشنیدم.

14:06.100 --> 14:08.610
‫امم، هارو-نیسان...

14:09.300 --> 14:12.750
‫نگران نباش چیزیه که وقتی که شنیدی میگی. اینطور نیست؟

14:13.170 --> 14:16.150
‫اگه نشنیده بودی، میگفتی "چیزی گفتی؟ "

14:16.150 --> 14:18.080
‫یا یه همچین چیزی، نه؟

14:18.080 --> 14:19.210
‫اوه...

14:19.450 --> 14:20.100
‫عالیه!

14:22.120 --> 14:24.250
‫خیلی بی‌رحمی، هارو-نیسان!

14:24.250 --> 14:25.970
‫هی، متاسفم، باشه؟

14:25.970 --> 14:28.090
‫نمی‌خواستم اذیتت کنم.

14:28.540 --> 14:30.000
‫خب، پس.

14:30.000 --> 14:33.310
‫اشتباه خودم بود که بلند زدم زیر آواز.

14:33.720 --> 14:36.630
‫باهات آشتی کردن خیلی آسونه، آئوی-چان.

14:36.840 --> 14:37.690
‫هان؟

14:37.690 --> 14:40.260
‫اوه، گفتم که واقعا دختر خوبی هستی.

14:40.260 --> 14:42.430
‫لطفا. داری منو از خجالت سرخ می‌کنی.

14:42.430 --> 14:45.870
‫کار من به زودی تموم میشه، بعد می‌تونیم شام بخوریم.

14:45.870 --> 14:46.610
‫باشه.

14:46.610 --> 14:49.450
‫نمی‌تونم صبر کنم که کاری‌ای که درست کردی رو بخورم.

14:51.110 --> 14:52.570
‫بیا بخوریم.

14:56.050 --> 14:59.490
‫همینه! این عطر و طعمه. خیلی آرامش‌بخشه!

14:59.490 --> 15:02.570
‫تو همیشه این چیزا رو میگی که تشویقم کنی.

15:02.570 --> 15:04.530
‫خب، این حسیه که واقعا دارم.

15:04.530 --> 15:07.250
‫فقط به خاطر من عسل ریختی توش، نه؟

15:07.530 --> 15:09.770
‫این من رو واقعا خوشحال میکنه.

15:13.800 --> 15:15.750
‫راستی، هارو-نیسان...

15:16.390 --> 15:19.330
‫تو و کورو-نِسان با همدیگه دعوا کردین، نه؟

15:20.040 --> 15:24.010
‫داشت کارای خنده‌دار می‌کرد، برای همین فکر کردم این اتفاق افتاده.

15:24.010 --> 15:26.960
‫اَه، این احتمالا چیزی نیست که باید بهت بگم...

15:26.960 --> 15:28.630
‫نه، لطفا دربارش بهم بگو.

15:28.630 --> 15:34.050
‫من برای هر دوی شما احترام قائلم، برای همین
‫می‌خوام یک جوری بهتون کمک کنم.

15:35.080 --> 15:37.780
‫یکم خجالت می‌کشم چون درباره‌ی عشق و اینجور چیزاست.

15:38.040 --> 15:40.820
‫هنوزم می‌خوام بشنوم اگر ایرادی نداره.

15:42.360 --> 15:45.580
‫که اینطور. پس این اتفاقیه که افتاده.

15:45.910 --> 15:48.140
خب... نظرت چیه؟

15:48.140 --> 15:50.400
‫کدوم یکی از ما اینجا داره اشتباه می‌کنه؟

15:50.940 --> 15:52.830
‫بذار ببینم...

15:53.600 --> 15:55.710
‫اولین جوابی که به ذهنم میاد اینه که،

15:55.350 --> 15:57.970
‫حتی
‫یک
‫سگ هم

15:55.710 --> 15:57.970
‫حتی یک سگ هم خودش رو قاطی دعوای عشاق نمی‌کنه.

15:56.220 --> 15:57.970
خودش رو 
قاطی
دعوای عشاق
نمیکنه

16:00.670 --> 16:06.820
‫دعوای شما انقدر پر از قدرت عشقه که از
‫شنیدنش هم احساس سیری می‌کنم.

16:06.820 --> 16:09.130
‫باعث میشه احساس خستگی کنم.

16:09.130 --> 16:09.940
‫نظرت اینه؟!

16:10.120 --> 16:12.890
‫اگه بخوام صادق باشم، فکر می‌کنم مقصر هردوتونید.

16:12.890 --> 16:14.520
‫در واقع، اصلا برام مهم نیست.

16:14.520 --> 16:18.360
‫مثلا، تا همین الانش هم نباید آشتی کنید
و شروع به قرار گذاشتن بکنید؟

16:18.360 --> 16:21.070
‫صبر کن! من و کورو واقعا با هم دعوا می‌کنیم!

16:21.070 --> 16:23.170
‫نظرم این موضوع رو هم دربر گرفته.

16:23.170 --> 16:25.160
‫صبر کن جزئیات بیشتری رو بگم!

16:25.610 --> 16:28.280
‫کورو بهم نمی‌گه که واقعا چه احساسی داره.

16:28.280 --> 16:32.070
که یعنی دروغ گفته چون یه چیزی هست
که میخواد قایمش کنه، درسته؟

16:32.070 --> 16:34.520
‫تو فقط پر از بی‌اعتمادی هستی، نه؟

16:34.520 --> 16:36.140
‫خب، همونطور که کورو هست.

16:36.140 --> 16:38.440
‫اون دروغ گفت چون بهم اعتماد نداشت.

16:40.100 --> 16:44.540
‫همه نمیتونن مثل تو احساساتشون رو به راحتی
‫بیان کنن.

16:44.540 --> 16:45.090
‫هان؟

16:45.090 --> 16:48.350
‫به نظرم تو کسی هستی که نمی‌تونه دروغ بگه.

16:48.350 --> 16:53.170
‫اما برای بقیه سخته که بتونن مثل تو رفتار کنن.

16:53.170 --> 16:55.070
‫داری میگی من کسی هستم که اشتباه می‌کنه؟

16:55.270 --> 16:58.320
‫نه، فکر می‌کنم کورو-نِسان مقصره.

16:58.320 --> 17:01.890
‫اما می‌تونم درک کنم که چه احساسی داره.

17:01.890 --> 17:06.690
‫برای همین آرزو می‌کنم که همه تلاشت رو بکنی
‫که این موضوع رو با ذهن باز بپذیری.

17:07.280 --> 17:09.760
‫کورو-نِسان سعی می‌کنه روی نتیجه تمرکز کنه،

17:09.760 --> 17:12.610
‫درحالی که تو روی روش و فرایند انجامش تمرکز می‌کنی.

17:12.610 --> 17:15.200
‫به نظرم شما دو نفر فقط تو این موضوع با هم سازگار نیستید.

17:16.530 --> 17:17.760
‫هارو-نیسان...

17:18.190 --> 17:19.970
‫تو عاشق کورو-نِسانی؟

17:21.630 --> 17:23.440
‫آره... اما...

17:23.660 --> 17:26.390
‫کسی دیگه رو پیدا کردی که بیشتر عاشقشی؟

17:26.390 --> 17:26.690
‫هان؟

17:30.750 --> 17:33.560
‫نــ... نمیدونم...

17:34.450 --> 17:36.030
‫وقتی صحبت از عشق میشه،

17:36.030 --> 17:39.020
‫فکر می‌کنم وقتی کسی که کاملا بهش متعهد نیستی رو انتخاب می‌کنی،

17:39.020 --> 17:41.790
‫فقط به مشکل ختم میشه.

17:41.790 --> 17:43.230
‫گرفتم.

17:43.230 --> 17:44.990
‫می‌دونم بدترین مثال ازش کیه.

17:47.070 --> 17:49.730
‫به زودی میرید اوکناوا، درسته؟

17:49.730 --> 17:51.970
‫اوه، تو و خواهرات هم میاید؟

17:51.970 --> 17:54.180
‫آره، ما از روز دوم میایم.

17:54.460 --> 17:58.840
‫اما فکر می‌کنم که وقتی ما اونجاییم، باید مراقب جادوی مسافرت هم باشی.

17:58.840 --> 18:00.420
‫هان؟ یعنی چی؟

18:00.740 --> 18:05.030
‫وقتی که یک پسر و دختر که چیزی بینشون نبوده با هم میرن سفر...

18:05.030 --> 18:08.060
‫اوه! منظورت اینه که چقدر به هم علاقه‌مند میشن و با هم میمونن؟

18:08.060 --> 18:08.650
‫آره.

18:08.840 --> 18:10.960
‫از اونجایی که تو و کورو-نِسان تو دعوایین،

18:10.960 --> 18:13.890
‫اگه چنین اتفاقی بیفته، به نظرم بعدا پشیمون میشی.

18:14.180 --> 18:16.710
‫به نظر این یک نصیحت معمولی نیست...

18:16.710 --> 18:18.880
‫متاسفم اگر چیزی که میگم عجیب به نظر میاد.

18:18.880 --> 18:21.860
‫نه، واقعا ازت ممنونم. تو ذهنم نگه می‌دارمش.

18:22.600 --> 18:26.550
‫همه توی اتحادیه‌ی اولترامارین جذابن، میدونی؟

18:26.790 --> 18:28.360
‫پس لطفا...

18:28.980 --> 18:30.620
‫خیلی مراقب باش، باشه؟

18:31.270 --> 18:34.620
‫داری میگی... اگر یکی از اونا از میل جنسیم استفاده کنه، من گولش رو می‌خورم؟

18:34.620 --> 18:37.130
‫تا اونقدر رو دیگه پیش نرفتم.

18:38.060 --> 18:38.850
‫اما...

18:38.850 --> 18:40.160
‫... اینطوری فکر می‌کنم.

18:39.970 --> 18:41.220
<b>‫هیچکس بهم اعتماد نداره...</b>

18:48.260 --> 18:50.020
‫وقتی که داشتم به تو نگاه می‌کردم،

18:50.020 --> 18:54.160
‫به آساگی رنا-کون هم نگاه کردم.

18:54.160 --> 18:55.570
‫می‌دونی چرا. نه؟

18:56.600 --> 18:59.870
‫رنا نمی‌دونه من از طرف یک مادر دیگه، برادرشم.

18:59.870 --> 19:01.320
‫جرات نمی‌کنی بهش بگی.

19:01.640 --> 19:03.380
‫پس میدونستی.

19:03.380 --> 19:05.070
‫البته، من سر قولم هستم.

19:05.070 --> 19:07.820
‫اگر چیزی هست که ازم می‌خوای، هر کاری که از دستم بر بیاد انجام میدم.

19:10.510 --> 19:11.470
‫چه خبر؟

19:11.470 --> 19:14.290
<i>‫جلسه‌ی امروز طوری که برنامه‌ریزی کرده بودیم پیش رفت.</i>

19:14.290 --> 19:16.690
<i>‫فکر کردم باید ازت تشکر کنم.</i>

19:16.690 --> 19:18.590
‫نیازی نیست که از من تشکر کنی.

19:18.590 --> 19:21.390
‫اما می‌تونم منتظر اتفاق جالبی باشم، درسته؟

19:21.390 --> 19:22.340
<i>‫البته.</i>

19:22.340 --> 19:24.950
<i>‫تمام چیزی که باید نگرانش باشی اینه که مداخله نشه.</i>

19:24.950 --> 19:28.110
‫دوست دارم بدونم که هدفت چیه، خب؟

19:28.110 --> 19:30.790
‫من همیشه فقط یک هدف دارم؛

19:30.790 --> 19:33.310
‫که سو-چان به عشقش به من اعتراف کنه. همین.

19:33.570 --> 19:35.570
‫بیخیال، این که یک جورایی سخته.

19:35.570 --> 19:36.800
<i>‫اوه، خفه شو!</i>

19:36.800 --> 19:40.060
<i>‫من عشق اول سو-چانم! اینو می‌فهمی؟!</i>

19:40.060 --> 19:43.310
<i>‫تو فقط توی زندگیت یدونه عشق اول داری! این خاصه!</i>

19:43.310 --> 19:45.270
<i>‫پس هیچ چیزی در این باره سخت نیست!</i>

19:45.270 --> 19:48.080
‫من قبلا نقشه‌ای رو که به خاطرش از تو کمک خواستم، کامل کردم،

19:48.080 --> 19:53.010
‫که سو-چان رو تو اون روزی که اون 
‫کوچولو‌ی خونه‌خراب‌کن اینجا نیست، برنده بشم.

19:53.010 --> 19:55.920
‫تنها کاری که باید انجام بدی اینه که بشینی و ضد حمله‌ی منو تماشا کنی.

19:55.920 --> 19:57.070
<i>‫فهمیدی؟</i>

19:57.070 --> 19:59.920
‫آره، آره. متوجه شدم، بانو.

19:59.920 --> 20:01.880
‫تماشا میکنم و می‌بینم که چی
‫توی چنته داری.

20:03.650 --> 20:07.900
<i>‫اگه سوئه‌هارو دوست دختر پیدا کنه، اتحادیه‌ی اولترامارین از هم میپاشه.</i>

20:07.900 --> 20:10.810
<i>‫پس، نگه داشتن همه چیز تو تعادل ایده‌آل منه.</i>

20:11.110 --> 20:14.100
<i>‫اما اگه کاچی کارش رو درست انجام نده،</i>

20:14.100 --> 20:16.360
<i>‫شیدا-چان تبدیل به مانعی میشه که هیچوقت نمی‌تونه از پسش بر بیاد.</i>

20:16.650 --> 20:19.970
<i>‫و جالب میشه که ببینی ماریا-چان چیکار می‌خواد بکنه.</i>

20:19.970 --> 20:22.160
<i>‫من باید هیجان‌زده باشم که ببینم چه اتفاقی میفته.</i>

20:23.870 --> 20:31.080
‫تابستونه!

20:33.060 --> 20:35.590
‫اینجا برای همه‌ی سه روز غذا می‌خریم.

20:35.760 --> 20:39.400
‫ببخشید که مجبور شدی تا اینجا مارو برسونی، اری-سان.

20:39.400 --> 20:42.170
‫پدرم قرار بود اینجا باشه...

20:42.170 --> 20:46.460
‫اوه، اشکالی نداره. خوش‌شانس بودم که کُل هزینه‌هام تامین شده بود.

20:46.690 --> 20:49.140
‫خوشحالم که می‌شنوم اینو میگی.

20:53.060 --> 20:55.390
اون واقعا همه چیز رو با همدیگه داره. قبول داری؟

20:55.390 --> 20:58.250
‫شرط می‌بندم تو شب کاری خواهرش رو صدا نمیزنه،

20:58.250 --> 21:01.270
‫و بگه تا وقتی باهاش حرف نزنه، خوابش نمیبره، مثل کسی که می‌شناسمش.

21:01.270 --> 21:02.640
‫هی! اونه-چان!

21:03.070 --> 21:04.880
‫چرا باید همچین حرفی رو میزدی؟!

21:04.880 --> 21:06.970
‫داری تصویر منو خراب می‌کنی!

21:06.970 --> 21:08.810
‫اوه، مشکلش چیه؟

21:09.900 --> 21:11.630
‫هی، سوئه‌هارو-کون...

21:12.000 --> 21:14.690
‫راستشو بگو. شیروکوسا-چان به سلیقت می‌خوره، نه؟

21:14.690 --> 21:16.500
‫آه... امم... نظری ندارم.

21:16.680 --> 21:19.170
‫کوروها-چان چی؟ هنوز عاشقشی؟

21:19.170 --> 21:20.370
‫اینا از کجا در اومدن؟

21:20.550 --> 21:22.330
‫ماریا  جذابه، نه؟

21:22.330 --> 21:24.010
‫هستش، آره.

21:24.230 --> 21:25.670
‫کاری نمی‌کنی که گریه کنه، نه؟

21:25.970 --> 21:30.430
<b>‫تالاپ تالاپ تالاپ تالاپ تالاپ</b>

21:26.140 --> 21:28.240
‫اونه-چان، چه خبره؟

21:28.240 --> 21:30.430
‫همم؟ هیچی!

21:30.430 --> 21:32.430
<b>‫غذای دریایی</b>

21:30.430 --> 21:32.430
<b>‫تمپورا</b>

21:30.430 --> 21:32.430
<b>‫رستوران</b>

21:30.430 --> 21:32.430
<b>‫رستوران</b>

21:30.430 --> 21:32.430
<b>‫هدیه</b>

21:30.430 --> 21:32.430
<b>‫ایستگاه ساحلی</b>

21:30.430 --> 21:32.430
<b>‫خوش‌آمدید</b>

21:32.430 --> 21:40.570
<b>‫کالا های ویژه‌ی محلی</b>

21:32.850 --> 21:34.830
‫چه غذاهایی قراره درست کنیم؟

21:34.830 --> 21:38.380
‫من می‌تونم غذاهای ساده‌ی ژاپنی، غربی و چینی درست کنم.

21:38.380 --> 21:40.050
‫چیزی هست که تو دوست داشته باشی؟

21:40.580 --> 21:43.930
‫یک دقیقه صبر کن، تو بازیگری، نه؟

21:43.930 --> 21:46.210
‫فکر می‌کردم بیشتر بازیگرا نمی‌تونن آشپزی کنن.

21:46.380 --> 21:49.420
‫چی؟ ولی آشپزی آسونه که.

21:49.750 --> 21:54.100
‫صبر کن، نکنه به خاطر این‌ که آشپزیت خوب نیست اینو میگی
‫شیروکوسا-چان؟

21:54.100 --> 21:55.470
‫نــ... نه اصلا!

21:55.470 --> 21:57.360
‫این یک ذره هم حقیقت نداره!

21:57.630 --> 21:58.820
‫اوه؟

21:59.030 --> 22:00.550
‫که اینطور.

22:00.880 --> 22:02.720
‫شما دوتا چتونه؟

22:02.720 --> 22:04.060
‫ما هیچوقت اینطوری مسافرت نمیریمـ...

22:04.060 --> 22:04.920
‫شیروکوسا-سان...

22:05.260 --> 22:06.920
‫آره، تنها جواب...

22:07.130 --> 22:08.910
‫یه مسابقه آشپزیه...

22:10.240 --> 22:20.240
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

22:10.240 --> 22:20.240
کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir
