WEBVTT

00:00.000 --> 00:02.730
<b>‫سوچان 
\h\h\h\h\h\hدوستت دارم</b>

00:03.480 --> 00:06.190
‫بیا، سو-چان، دهنت رو باز کن.

00:06.190 --> 00:07.230
‫بگو "آآآ..."

00:09.710 --> 00:14.180
‫خب سو-چان، فقط غذا نیست که دلم 
‫میخواد بخوری.

00:16.060 --> 00:20.110
‫چیزی که حتی بیشتر دوست دارم بخوری...
‫خود... منه.

00:22.580 --> 00:25.430
‫سو-چان، بیا کارای

00:25.590 --> 00:26.620
‫منحرفانه بکنیم.

00:28.760 --> 00:31.780
‫واقعا چنین انتظاری داشتم، تتسوهیکو!

00:31.780 --> 00:33.000
<i>‫خیلی حال بهم زنی، پسر.</i>

00:33.200 --> 00:36.860
‫خفه شو! فقط از خشونت دنیای واقعی زخم خوردم!

00:37.910 --> 00:39.940
‫سو-چان؟ حالت خوبه؟

00:40.370 --> 00:41.760
‫خوبم!

00:41.760 --> 00:43.300
‫الان برمیگردم!

00:44.380 --> 00:47.710
‫قبلا تجربه چنین چیزی رو داشتی، مگه نه؟
‫یکم نصیحت بده.

00:47.710 --> 00:50.720
<i>‫بهش رسیدگی میکنم. برو خوش بگذرون، خیالت جمع.</i>

00:51.030 --> 00:52.140
‫چی... هی!

00:52.850 --> 00:54.200
‫الان باز میکنم!

00:54.530 --> 00:56.860
‫هارو، مدتیه که اون تویی.

00:56.860 --> 00:59.300
‫دلت درد میکنه؟ میخوای بری دکتر؟

00:59.300 --> 01:02.840
‫شرط میبندم یه نفر یه چیزی بهت خورونده
‫که برات خوب نبوده.

01:02.840 --> 01:03.750
‫چی؟

01:19.930 --> 01:25.850
‫اوساماکه: جایی که دوست دوران بچگی نمی‌بازه

01:25.850 --> 01:35.850
‫کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir

01:25.850 --> 01:35.850
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

02:40.670 --> 02:42.150
‫دوباره رفت رو پیغام گیر؟

02:42.150 --> 02:44.430
‫آره. فکر کنم مامان سر کاره.

02:44.600 --> 02:46.290
‫این که خیلی بده.

02:46.290 --> 02:48.830
‫ولی اگه نمیتونی اجازه پدر مادرت رو بگیری،

02:48.830 --> 02:50.900
‫فکر نکنم امشب رو بتونی اینجا بمونی.

02:50.900 --> 02:52.430
‫به امید دیدار، کوروها-سان.

02:52.430 --> 02:54.940
‫مومو، حالا تو چرا اینجایی؟

02:55.160 --> 02:57.570
‫شنیدم که توی خطر بودی.

03:00.480 --> 03:05.160
‫ببینید، ممنون میشم که شما سه نفر
‫تلاش کنین یکم بهتر با همدیگه کنار بیاین.

03:06.410 --> 03:07.400
‫کیه؟

03:08.110 --> 03:09.810
‫بله! ماروئم!

03:09.810 --> 03:11.990
‫هی، هی. اینجا خونه منه ها!

03:11.990 --> 03:13.820
‫واسه همین گفتم، "ماروئم".

03:13.820 --> 03:16.190
‫ولی چرا به خودت میگی مارو؟!

03:17.220 --> 03:21.880
‫بعنوان همسر آینده ات، گفتم از حالا به گفتنش عادت کنم.

03:22.430 --> 03:24.790
‫اصلا میفهمی که الان چه حرفی زدی؟!

03:25.110 --> 03:27.910
‫سوئه‌هارو! میتونم همه صداهایی که از اونجاس
‫رو بشنوم!

03:27.660 --> 03:28.520
‫میدوری؟!

03:27.910 --> 03:30.410
‫اون زنیکه منحرف دوباره اومده اینجا؟!

03:28.900 --> 03:30.520
‫اینقدر تند تند تو این ساعت زنگ خونه رو نزن!

03:30.520 --> 03:32.470
‫همسایه ها رو ناراحت میکنی!

03:33.550 --> 03:34.860
‫خب، چی میخوای؟

03:34.860 --> 03:37.730
‫هه! ببخشید که وسط خوشگذرونی مزاحم شدم.

03:37.730 --> 03:41.680
‫نمیتونم همینطوری بدون دلیل بیام اینجا؟
‫ آخه چقدر میتونی گند دماغ باشی؟

03:41.680 --> 03:43.480
‫حالا نمیخواد اول کاری عصبانی بشی.

03:43.480 --> 03:45.820
‫من هیچوقت نگفتم که نمیتونی بیای.

03:45.820 --> 03:48.430
‫کورو-نسان، برات یکم لباس و وسیله
‫برای درس خوندن آوردیم.

03:48.430 --> 03:50.160
‫مرسی.

03:50.160 --> 03:53.380
‫هی، آئوی-چان، مسافرتمون بهت خوش گذشت؟

03:53.380 --> 03:57.550
‫از اونجایی که آخرش صدمه دیدم، نظرت رو
‫درباره اش نشنیدم.

03:57.550 --> 03:59.700
‫عجب مرد زن دوستی هستی، نه؟

04:00.340 --> 04:04.050
‫با کورو-نسان باید حرف بزنی، نه من.

04:04.220 --> 04:06.940
‫عه... آئوی-چان؟

04:07.280 --> 04:08.940
‫وایسا ببینم، چرا؟

04:09.410 --> 04:12.110
‫آئوی-چان... و آکانه، تو هم اینجایی؟

04:12.110 --> 04:13.900
‫عه، عه... هارو-نی...

04:13.900 --> 04:15.050
‫آکانه؟

04:19.350 --> 04:22.220
‫ببخشید، هارو-نی. من یه مشکلی دارم.

04:22.220 --> 04:22.830
‫میرم خونه.

04:23.740 --> 04:25.070
‫منم دارم میرم!

04:28.530 --> 04:31.240
‫میدوری، کار اشتباهی از من سر زد؟

04:31.240 --> 04:35.170
‫احتمالا از دستت خسته شدن، چون همش دخترا رو
‫تشویق میکنی و بهشون توجه داری.

04:35.170 --> 04:37.550
‫اونا مثل من به کارای تو عادت ندارن.

04:37.550 --> 04:41.240
‫شاید فکر میکنن که تو آدم کثیفی هستی و نمیخوان
‫که با یه همچین منحرفی حرف بزنن.

04:41.240 --> 04:42.770
‫چشمت کور!

04:44.470 --> 04:45.270
‫میبینمت!

04:45.270 --> 04:48.100
‫به بیچارگی یه نفر نخند!

04:49.930 --> 04:50.600
‫ها؟

04:50.780 --> 04:52.990
‫منم دیگه یه نوجوان شدم، میدونی که.

04:52.990 --> 04:56.400
‫وقتی یه پسر اینطوری دستم رو میگیره، معلومه
‫که قاطی میکنم.

04:56.400 --> 04:58.900
‫بیخیال بابا. تو؟ نوجوان؟

04:58.900 --> 05:01.070
‫جدی میگم، فقط...

05:01.070 --> 05:02.510
‫بمیر!

05:04.950 --> 05:05.830
‫هه!

05:09.900 --> 05:11.440
‫این یکی همش تقصیر خودت بود.

05:11.900 --> 05:13.820
‫آخ...

05:14.680 --> 05:17.450
‫ولی من این اخلاقت رو هم دوست دارم.

05:19.580 --> 05:20.370
‫آخ!

05:23.780 --> 05:28.330
‫هیچوقت نگفته بودم که بازی "دوستت دارم" تموم شده.

05:31.550 --> 05:34.000
‫اوه، مامان؟ گوش کن، من...

05:34.400 --> 05:35.920
‫چی؟ نمیتونم؟

05:37.580 --> 05:38.860
‫باشه.

05:41.030 --> 05:43.470
‫مامان گفت نمیتونم شب بمونم.

05:43.470 --> 05:44.810
‫اوه...

05:44.810 --> 05:46.290
‫ولی چرا؟

05:46.290 --> 05:49.820
‫همش رو تو یه نامه که برات گذاشته بودم
‫توضیح دادم!

05:55.150 --> 05:57.450
‫امروز رو میرم خونه،

05:57.450 --> 06:00.080
‫ولی سوئه‌هارو-اونی‌چان، جرات نداری بهم خیانت کنی.

06:00.080 --> 06:02.810
‫اگه با هم قرار نذاریم که بهش نمیگن خیانت کردن.

06:03.230 --> 06:06.630
‫پیوند ما رو از قبل توی آسمون ها بستن، واسه همین
‫کس دیگه ای...

06:06.630 --> 06:10.250
‫باشه، باشه، فهمیدیم چی میگی، دیگه
‫میتونی بری خونه.

06:10.250 --> 06:12.070
‫آره. داری خودت رو خجالت زده میکنی.

06:12.070 --> 06:13.020
‫وایسین!

06:13.020 --> 06:14.210
‫شب بخیر.

06:14.630 --> 06:18.830
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان! خیانت کردن جرمه، میشنوی چی میگم؟!

06:19.420 --> 06:21.670
‫شیدا-سان، یه لحظه وقت داری؟

06:22.250 --> 06:24.620
‫سو-چان، میشه تو اول بری داخل؟

06:24.620 --> 06:25.740
‫ح-حتما...

06:29.880 --> 06:31.060
‫مارو-سان...

06:31.750 --> 06:34.640
‫تو همون خدمتکاره ای که با شیدا-سان اومد اینجا.

06:34.640 --> 06:36.340
‫اوهراگی-سان بودی؟

06:36.340 --> 06:36.870
‫موضوع چیه؟

06:37.670 --> 06:40.200
‫میشه اینقدر گند دماغ نباشی؟

06:40.200 --> 06:40.710
‫ها؟

06:41.130 --> 06:44.920
‫شیرو-چان بهم گفت که دخالت نکنم، ولی دیگه
‫نمیتونم تحملش کنم!

06:44.920 --> 06:48.420
‫عه... شیرو بهت گفته؟ یعنی چی؟

06:49.440 --> 06:53.570
‫هیچ دلیلی نمیبینم که بهت بگم، مرتیکه زن باز!

06:53.570 --> 06:57.930
‫وایسا ببینم. چطور میتونم یه زن باز باشم وقتی که
‫کل این قضیه داره دلم رو به درد میاره؟!

06:57.930 --> 07:01.640
‫منظورت چیه؟ یعنی میخوای من رو قانع کنی که
‫یه دختر کش نیستی؟

07:01.950 --> 07:04.320
‫معلومه، اگه بخوام دقیق بگم،

07:04.320 --> 07:08.140
‫ظاهرا تو بعنوان یه عروسکی که دست همشون هستی
‫آنچنان پسر زن بازی هم نیستی.

07:08.570 --> 07:09.700
‫هر هر.

07:09.700 --> 07:13.870
‫شخصا همین الان متوجه شدم که این کاملا کار زشتیه. هه!

07:13.870 --> 07:17.330
<b>‫احمق</b>

07:14.010 --> 07:17.330
<i>‫لعنتی. فک کنم این دختره از اون چه که تصورش رو 
‫میکردم احمق تره.</i>

07:17.510 --> 07:21.620
‫اوه؟ این قیاقه چیه که به خودت گرفتی؟ 
‫واقعا عصبانی شدی؟

07:21.620 --> 07:23.830
‫داشتم فکر میکنم که تو چقدر شبیه احمق هایی.

07:23.830 --> 07:25.100
‫هر هر.

07:25.100 --> 07:26.720
‫در این صورت، واسه این که این قضیه رو تمومش کنم،

07:26.720 --> 07:30.590
‫من، بعنوان نابغه، دقیقا بهت میگم که کجای کار رو
‫اشتباه کردی.

07:30.590 --> 07:33.850
<i>‫اوه، اون نابغه اس؟ باشه، حتما.</i>

07:33.840 --> 07:36.850
<b>‫نابغه</b>

07:34.420 --> 07:36.840
‫باشه، خیلی خب، اشباهم کجاس؟

07:37.100 --> 07:40.620
‫به نظر من شیرو-چان بهت علاقه داره.

07:40.620 --> 07:42.050
‫این...

07:42.050 --> 07:45.320
‫احساسی که شیرو-چان نسبت بهت داره، احترامه.

07:45.320 --> 07:49.600
‫میگم که نمیخوام سوء تفاهم پیش بیاد. میفهمی؟

07:49.610 --> 07:54.530
<b>‫اشتباه شده</b>

07:50.370 --> 07:54.230
<i>‫آخه، خودم فکرش رو میکردم که موضوع این باشه، ولی...</i>

07:51.170 --> 07:54.220
‫هر هر هر...

07:54.700 --> 08:00.550
‫واقعا تو مغزم نمیره که چرا شیدا-سان و موموساکا-سان
‫اینقدر وقت از روزشون رو صرف تو میکنن.

08:03.560 --> 08:04.500
‫مشکلی هست؟

08:04.770 --> 08:07.020
‫نه اصلا.

08:07.020 --> 08:09.880
‫چیزی که مهمه اینه که حمام باید الان آماده شده باشه.

08:09.880 --> 08:11.340
‫چرا نمیری؟

08:11.340 --> 08:12.410
‫فکر خوبیه.

08:12.410 --> 08:15.820
‫اوه، ولی چون اینجا خونه سو-چانه، اون باید
‫اول بره حمام.

08:15.820 --> 08:19.350
‫همینجا وایسین. میرم یه چیزی بپوشم که خیس بشه.

08:22.000 --> 08:25.880
‫سو-چان نمیتونه از دستش استفاده کنه، واسه همین
‫خواستم کمرش رو بشورم.

08:25.880 --> 08:26.470
‫مشکلی هست؟

08:26.470 --> 08:27.980
‫نه اصلا!

08:26.470 --> 08:27.980
‫بله هست!

08:31.690 --> 08:33.980
<i>‫شیدا-سان، یه لحظه وقت داری؟</i>

08:34.890 --> 08:39.990
‫انگاری فکر کردی که همسایه سو-چان بودن
‫برات یه امتیازه،

08:40.350 --> 08:45.080
‫ولی بدشانسی آوردی، من حتی تونستم بهش
‫نزدیکتر هم بشم.

08:46.590 --> 08:48.140
<i>‫درد داره.</i>

08:48.140 --> 08:51.770
<i>‫یه جورایی، این بدتر از موقعیه که
‫بهش جواب رد دادم.</i>

08:53.890 --> 08:55.200
<i>‫هاروی احمق.</i>

08:55.480 --> 08:59.670
<i>‫میخوام که به من اعتراف کنی. بعد از فقط یه بار شکست
‫تسلیم نشو.</i>

09:09.020 --> 09:10.210
‫اوه، درسته.

09:10.730 --> 09:12.360
‫نمیتونم اینطوری ببازم.

09:15.150 --> 09:18.120
<b>‫اولین روز ماریا-چان توی مدرسه مون!‫جشن</b>

09:15.940 --> 09:19.210
‫وای! ماریا-چان لباس فرم ما رو پوشیده!

09:19.210 --> 09:21.060
‫ولی چرا پیش گروه ماروئه؟!

09:21.060 --> 09:22.860
‫مگه شبکه اولترامارین رو نمیبینی؟

09:22.860 --> 09:25.080
‫ماریا-چان هفته پیش بهشون اضافه شد!

09:25.080 --> 09:26.530
‫گناهکار!

09:26.530 --> 09:30.130
‫خواهر برادر های بدون خویشاوندی نسبی گناهکارن!

09:30.130 --> 09:32.320
‫آروم باش، گودو! چیزی نیست!

09:32.320 --> 09:35.200
‫مارو یه احمقه، پس به اون به عنوان خواهر کوچولوی واقعیش نگاه میکنه!

09:35.200 --> 09:36.310
‫خداروشکر که یه احمقه!

09:36.700 --> 09:38.270
‫من موموساکا ماریا هستم.

09:38.610 --> 09:42.390
‫مشتاقم که از امروز، اینجا پیش همتون باشم.

09:45.880 --> 09:49.140
‫اوهراگی-سان به مدرسه ما میاد؟

09:49.390 --> 09:51.350
‫سوئه‌هارو-اونی‌چان!

09:51.540 --> 09:54.000
‫بیا ناهارمون رو توی کافه تریا با هم بخوریم!

09:54.000 --> 09:56.230
‫خودم بهت غذا میدم!

09:56.230 --> 09:58.000
‫خودم میتونم غذا بخورم.

09:58.000 --> 10:01.200
‫فضای کلاس واقعا داره من رو میترسونه! مخصوصا پسرا!

10:01.390 --> 10:03.440
‫مارو-کون، یه لحظه وقت داری؟

10:03.440 --> 10:04.670
‫گناهکار!

10:03.640 --> 10:05.600
‫بیا بریم بازی.

10:03.920 --> 10:05.820
‫بدو، بدو!

10:05.820 --> 10:06.580
‫آخ!

10:06.580 --> 10:07.770
‫بس کنین.

10:08.760 --> 10:11.350
‫اگه بخواین بلایی سرش بیارین،

10:11.350 --> 10:15.080
‫طوری که لیاقتش رو دارین، یعنی رفتار وحشیانه تنبیهتون میکنم.

10:15.910 --> 10:18.060
‫ببخشید!

10:18.720 --> 10:20.950
‫اگه میخوای مراقب سو-چان باشی،

10:20.950 --> 10:23.170
‫میشه چنین همهمه هایی رو درست نکنی؟

10:23.560 --> 10:27.400
‫حق با توئه. امروز هر کاری که تو بگی میکنم.

10:27.710 --> 10:30.800
‫حالا میتونی برگردی کلاس خودت.

10:30.800 --> 10:34.430
‫قبلا ناهار سو-چان رو براش آماده کردم.

10:36.330 --> 10:39.420
‫سو-چان، دهنت رو باز کن.

10:39.420 --> 10:42.190
‫وایسا شیرو، فکر نکنم که این کار...

10:42.390 --> 10:43.990
‫باشه، پس.

10:48.930 --> 10:50.020
‫چه خوبه!

10:50.710 --> 10:53.220
‫خیلی خوشحالم. بیا، یکی دیگه بخور.

10:53.220 --> 10:54.200
‫واقعا؟

10:55.380 --> 10:57.310
‫بیا سو-چان، یکم برنج هم بخور.

10:57.310 --> 10:59.320
‫عه، خودم میتونم برنج بخورم.

10:59.320 --> 11:01.600
‫این معذرت خواهی من برای این که بهت صدمه زدمه،

11:01.600 --> 11:03.880
‫حالا خجالت نکش. دهنت رو باز کن.

11:07.460 --> 11:09.440
‫سوء تفاهم نشه.

11:12.870 --> 11:15.050
‫ببخشید... من میرم صورتم رو میشورم.

11:15.050 --> 11:16.340
‫سو-چان؟

11:20.490 --> 11:22.290
‫نمیتونم این فکر اشتباه رو بکنم.

11:23.240 --> 11:24.330
‫هارو؟

11:25.410 --> 11:26.490
‫حالت خوبه؟

11:27.200 --> 11:28.260
‫کورو...

11:30.380 --> 11:35.170
‫گوش کن... چون همه دور و برت بودن نتونستم امروز صبح
‫این سوال رو ازت بکنم، ولی...

11:36.350 --> 11:38.730
‫من واقعا فکر میکنم که احتمالا همه چیز خوبه،

11:38.730 --> 11:41.880
‫و برا ساس واکنش هات، فکر نمیکنم که اتفاقی افتاده باشه،

11:41.880 --> 11:44.830
‫ولی با این حال میخوام مطمئن شم...

11:44.830 --> 11:48.090
‫تو خودت نیستی، کورو؟ چی میخوای بپرسی؟

11:49.510 --> 11:52.990
‫هیچی... اون اتفاق دیشب افتاد، نه؟

11:52.990 --> 11:56.050
‫ها؟ دقیقا نگران چی هستی؟

11:56.050 --> 11:57.500
‫خب، میدونی...

11:57.840 --> 12:00.030
‫معلومه که هیچ اتفاقی نیفتاده!

12:00.030 --> 12:01.400
‫جدی؟

12:01.400 --> 12:04.190
‫هی... چرا بهم اعتماد نداری؟

12:04.440 --> 12:08.070
‫چون تو منحرفی، کاچی-سان هم خوشگله.

12:08.070 --> 12:10.710
‫دیوونه شدی؟ امکان نداره!

12:10.710 --> 12:11.980
‫واقعا؟

12:11.980 --> 12:14.330
‫اون حسش اصلا وجود نداشت.

12:14.330 --> 12:16.840
‫اون خیلی درباره‌ی کمک کردن تو درس‌هام جدی بود. همین.

12:17.600 --> 12:19.330
‫واقعا همش همین؟

12:19.560 --> 12:24.580
‫خب، علاوه بر اون... بنا بر دلایلی، کل شب رو  اُتِلو بازی کردیم.

12:24.580 --> 12:26.830
‫ها؟ متوجه نشدم.

12:26.830 --> 12:29.220
‫به هر حال، نگران چیزای عجیب غریب نباش.

12:29.620 --> 12:32.300
‫در واقع، امروز خیلی بی‌اعصاب به نظر میای.

12:32.640 --> 12:36.890
‫احمق، یه منحرف مثل تو آخرین کسیه که میخوام
‫این حرف رو ازش بشنونم.

12:38.100 --> 12:41.640
‫اخیرا خیلی اذیتم می‌کنی. فقط دارم تلافی می‌کنم.

12:43.180 --> 12:46.610
‫پس واقعا فکر کردی دارم اذیتت می‌کنم.

12:47.740 --> 12:49.470
‫حتی اگه داری اذیتم می‌کنی،

12:49.790 --> 12:53.620
‫عاشق اون دوستت دارم گفتن هاتم.

12:54.400 --> 12:56.590
‫هی... داری از من تقلید میکنی!

12:56.830 --> 12:59.070
‫چطور جرات می‌کنی از من تقلید کنی؟!

12:59.070 --> 13:02.010
‫خب، من دوست ندارم کسی باشم که همیشه
‫کاسه کوزه ها سرش شکسته میشه.

13:02.010 --> 13:05.590
‫با این حال، می‌دونی، تو یجورایی مثل یه جنگجو با زره‌ بیکینی هستی.

13:03.170 --> 13:08.050
<b>‫ تم: زره بیکینی                               ارسالی برای شما</b>

13:03.170 --> 13:08.050
<b>‫از طرف کی-کون</b>

13:03.170 --> 13:08.050
<b>‫از طرف هیروکو-چان</b>

13:05.590 --> 13:07.960
‫بیش از حد قدرتت رو صرف حمله کردی.

13:08.340 --> 13:11.310
‫این کوفتی دیگه یعنی چی؟!

13:15.480 --> 13:19.230
<b>‫کایی تتسوهیکو</b>

13:15.480 --> 13:19.230
‫پیام جدید

13:15.480 --> 13:19.230
<b>‫همین الان یه جلسه توی اتاق باشگاهه. یه چیزی هست که
‫باید هرچه سریع تر به همتون بگم.</b>

13:21.980 --> 13:26.990
‫اوساماکه: کمدی رمانتیکی که 
‫دوست دوران بچگی نمیبازه.

13:21.980 --> 13:26.990
<b>‫\hقسمت دهم: 
‫جر و بحث مخفی دخترا</b>

13:21.980 --> 13:26.990
<b>‫بیاید  اُتِلو بازی کنیم.</b>

13:21.980 --> 13:26.990
<b>‫همین الان هم داریم اُتِلو بازی میکنیم.</b>

13:27.590 --> 13:30.970
‫موضوع اینه، دیروز از سویچیرو-سان شنیدم.

13:30.970 --> 13:32.800
‫چی؟ پدر من؟

13:32.800 --> 13:35.150
‫گفت که یه ایستگاه تلویزیونی ازمون درخواستی داشته.

13:35.150 --> 13:39.440
‫می‌خوان که براشون مستندی درباره‌ی دوره‌ای که

13:39.440 --> 13:42.480
‫سوئه‌هارو ناپدید شد تا وقتی که به 
‫وی‌تیوب برگشت، بسازیم.

13:42.930 --> 13:43.600
‫ها؟

13:44.060 --> 13:45.830
‫به نظر پروژه‌ی خوبی میاد.

13:46.440 --> 13:49.650
‫اگه خود سو-چان برام تعریف نکرده بود،

13:49.650 --> 13:52.000
‫منم قطعا دلم می‌خواست تماشاش کنم.

13:52.000 --> 13:55.580
‫بازنشستگی ناگهانی سو-چان واقعا شوکه کننده بود.

13:55.580 --> 13:58.580
‫اما این نادیده گرفتن احساسات هارو نیست؟

13:58.580 --> 13:59.630
‫می‌دونم.

13:59.630 --> 14:04.600
‫برای همینه که نمی‌خوام تا وقتی که سوئه‌هارو رضایت نداده،
‫ این پروژه رو انجام بدیم.

14:04.940 --> 14:06.720
‫من مخالفم.

14:06.720 --> 14:10.090
‫من می‌دونم که هارو وقتی مادرش فوت شد، چه آسیبی دید.

14:10.090 --> 14:12.350
‫چقدر درمونده شده بود و عذاب میکشید.

14:12.350 --> 14:16.490
‫حتی اگه هارو بخواد ستاره‌ی این نقش احساس برانگیز جنجالی باشه،

14:16.490 --> 14:17.380
‫من هنوزم مخالفم.

14:17.640 --> 14:18.570
‫کورو...

14:20.910 --> 14:21.860
‫من...

14:22.830 --> 14:27.230
‫نمی‌خوام ببینم برنامه‌ای ساخته شده باشه که حقیقت
‫ رو نادیده بگیره.

14:27.390 --> 14:30.550
‫اما خطر اینکه چنین اتفاقی بیفته زیاده.

14:30.550 --> 14:34.100
‫شبکه‌های تلویزیونی تجارتن، برای همین اولویتشون سود بیشتره.

14:34.340 --> 14:38.110
تاحالا دلت خواسته که همه چیز رو
تمومش کنی؟

14:38.440 --> 14:39.580
تمومش کنم؟

14:41.460 --> 14:43.460
‫اگه این به عنوان یه ویدیو منتشر بشه،

14:43.460 --> 14:46.510
‫احتمالا مجله‌های هفتگی میفتن دنبالت،

14:46.510 --> 14:49.640
‫و کسایی که قبلا می‌شناختنت شروع به صحبت درباره‌ت می‌کنن.

14:50.080 --> 14:53.970
‫اگه قرار باشه که در هر صورت همه این اتفاقات بیفته،
‫بهتر نیست که با موافق بودن برای ساخت مستند

14:53.970 --> 14:56.570
به همه این قضایا فیصله بدی؟

14:59.270 --> 15:03.550
‫اما اگه اونا بخوان برنامه تلویزیونی درست کنن، ما نمی‌تونیم
‫کاری کنیم. درسته؟

15:03.550 --> 15:06.090
‫اگه اونا خواسته‌های هارو رو نادیده بگیرن و پخشش کنن...

15:06.090 --> 15:07.470
‫برای همینه که...

15:07.470 --> 15:11.670
‫تمام شب بیدار بودم تا یه برنامه برای جلوگیری از این موضوع طرح کنم.

15:12.630 --> 15:15.140
‫اول، برای مستند سوئه‌هارو،

15:15.140 --> 15:18.590
‫خودمون به عنوان پروژه‌ی اتحادیه‌ی اولترامارین تولیدش می‌کنیم.

15:18.600 --> 15:25.940
‫مستند سوئه‌هارو
‫پایان واقعی

15:19.190 --> 15:21.780
‫البته که، این کیفیت کار رو پایین میاره،

15:21.780 --> 15:25.930
‫اما می‌تونیم این رو طوری بسازیم که سوئه‌هارو رضایت کامل داشته باشه.

15:25.930 --> 15:30.060
‫اوه، آره. اینجوری فقط یه داستان احساس برانگیز جنجالی نمیشه.

15:30.060 --> 15:32.540
‫پس قضیه این "پایان واقعی" چیه؟

15:34.860 --> 15:37.400
‫پایان واقعی "شاه بچه".

15:37.400 --> 15:39.760
‫شاه بچه... این...

15:39.760 --> 15:42.600
‫این آخرین نقش سوئه‌هارو-اونی‌چان بود.

15:42.910 --> 15:45.930
‫به عنوان دنباله‌ی پدیده اجتماعی شاه بچه،

15:45.930 --> 15:48.370
‫به موضوع داغی هم تبدیل شده بود.

15:48.750 --> 15:55.230
‫همچنین، این سریال خاطره انگیزیه که من 
‫و سوئه‌هارو-اونی‌چان برای دفعه اول باهمدیگه بازی کردیم.

15:55.300 --> 15:58.060
<b>‫توضیح داده شده توسط مانگا</b>

15:55.300 --> 16:00.060
<b>‫شاه بچه</b>

15:56.750 --> 16:03.070
<i>‫رن، قهرمان قصه‌ی ما، علیرغم فقیر بودن، با مادر عزیزش با خوشبختی زندگی می‌کند.</i>

16:03.430 --> 16:07.000
<i>‫اما بعد، یک روز، مادرش رو توی یه تصادف از دست میده.</i>

16:07.000 --> 16:08.790
<i>‫و بدون حتی یه خویشاوند، تنها میمونه.</i>

16:09.080 --> 16:12.500
<i>‫اما مشخص شد که این تصادف یه نقشه بوده.</i>

16:13.150 --> 16:16.970
<i>‫رن وقتی این حقیقت ترسناک رو فهمید، قسم خورد که انتقام بگیره.</i>

16:17.930 --> 16:19.750
‫می‌خوای یه پادشاه باشی؟

16:21.180 --> 16:23.500
‫معلومه که نگرانم، ما همیشه با همدیگه
‫دوست بودیم.

16:25.240 --> 16:26.320
‫خوبی؟

16:26.320 --> 16:27.720
‫خیلی ازت ممنونم.

16:27.910 --> 16:29.960
‫من بردم.

16:30.850 --> 16:32.430
‫من دوباره شکست نمیخورم!

16:32.430 --> 16:36.270
‫بعد از یک نبرد شرورانه، رن انتقام خودش رو می‌گیره،

16:36.270 --> 16:39.630
‫اما سرنوشت غم‌انگیز دیگه‌ای در انتظارشه!

16:40.670 --> 16:41.970
‫دلم براشون تنگ شده...

16:42.900 --> 16:49.660
‫ای کاش می‌تونستم... فقط برای یک بار دیگه ببینمشون.

16:50.400 --> 16:52.570
<b>‫"بعد از شش سال، 
‫داستان پایان احساسی خودش رو میبینه"</b>

16:52.570 --> 16:53.780
<b>‫"بعد از شش سال، 
‫داستان پایان احساسی خودش رو میبینه"</b>

16:54.090 --> 16:57.730
‫یه بازیگر دیگه سکانس پایانی "شش سال بعد" رو بازی کرده بود، درسته؟

16:58.080 --> 17:01.610
‫مشخصه. اون موقع من فقط یازده سالم بود.

17:01.610 --> 17:04.020
‫هیچ جوره نمیشد نقش یه آدم  ۱۷ ساله رو بازی کنم.

17:04.020 --> 17:05.640
‫و حالا، تو...

17:05.640 --> 17:06.710
‫17 سالمه.

17:08.390 --> 17:13.850
‫مارو سوئه‌هاروی واقعی ۱۷ ساله، سکانس پایانی شاه بچه رو بازی میکنه.

17:13.850 --> 17:17.460
‫به بیان دیگه، ما پایان واقعی رو خودمون فیلمبرداری می‌کنیم.

17:17.960 --> 17:21.400
‫که این‌طور. این واقعا سر و صدا درست میکنه.

17:21.400 --> 17:24.250
‫شبکه تلویزیونی هم ممکنه بخواد بهمون حمله کنه.

17:24.250 --> 17:24.940
‫آره.

17:24.940 --> 17:25.900
‫و این یعنی...

17:26.360 --> 17:29.510
‫ما با احترام پیشنهاد شبکه تلویزیونی رو رد می‌کنیم،

17:29.510 --> 17:31.500
‫و درعوض برای این که خودمون بسازیمش،

17:31.500 --> 17:36.270
‫ما پایان واقعی خودمون رو پیشنهاد میدیم و اونا رو متقاعد می‌کنیم
‫که باهامون کنار بیان.

17:36.500 --> 17:39.640
‫نمی‌خوام مجبورت کنم که این کارو کنیم.

17:40.100 --> 17:43.440
‫فقط میگم که شاید اگه اینطوری انجامش بدیم،
‫راضی باشی.

17:43.440 --> 17:46.780
‫و این یک میتونه راه موثر برای گرفتن سود و شهرت باشه.

17:47.130 --> 17:48.420
‫پس تو تصمیم می‌گیری.

17:49.680 --> 17:51.410
‫ممنونم، تتسوهیکو.

17:51.800 --> 17:54.920
‫به هر حال، شنبه‌ می‌تونی جواب منو بدی.

17:54.920 --> 17:57.170
‫اول باید روی امتحاناتی که از فردا شروع میشه تمرکز کنی.

17:59.060 --> 17:59.790
‫آره.

18:01.280 --> 18:11.280
‫کاری از تیم ترجمه انیمه لیست
‫AnimDL.ir | @AnimeList_ir
[پس از تیتراژ ادامه دارد]

18:01.280 --> 18:11.280
‫ مترجمین: mmli_sm و PulSeDeaD

19:39.700 --> 19:42.700
<b>‫"بچه‌های خوب،
‫این کار رو توی خونه
‫امتحان نکنید♥"‫ </b>

19:40.910 --> 19:42.450
‫این خیلی خوبه.

19:42.450 --> 19:43.140
‫اِهِم!

19:43.320 --> 19:48.120
‫حالا چرا نمیگی  دلیل اینکه ازمون خواستی 
که دوتامون رو اینجا ملاقات کنی چیه؟

19:48.340 --> 19:50.380
‫باشه، بهتون میگم.

19:50.380 --> 19:52.950
‫به نظرم ما توی مدرسه بیش از حد تو چشمیم.

19:53.760 --> 19:57.360
‫کسی که همش سو-چان رو توی کلاس بو میکشه،

19:57.360 --> 20:00.530
‫و به همه میگه داره با سو-چان قرار می‌ذاره این حرف رو میزنه؟

20:00.530 --> 20:03.190
‫حتی قبل از جشنواره‌ی اعتراف هم انقدر ضایع بودی که

20:03.190 --> 20:05.050
‫فقط نگاه کردنش هم من رو خجالت زده کرد.

20:05.240 --> 20:07.180
‫اون همه‌ی این کارا رو کرده؟

20:07.180 --> 20:08.800
‫اجازه بده بگم که من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.

20:09.170 --> 20:10.690
‫خودت چی؟

20:10.690 --> 20:14.680
‫تو هر زنگ تفریح میای کلاسِ هارو و دور و برش میپِلِکی.

20:14.680 --> 20:16.950
‫تماشا کردنت هم خجالت آوره.

20:17.170 --> 20:18.400
‫و خود تو، کاچی-سان!

20:18.400 --> 20:19.330
‫من؟

20:19.330 --> 20:21.020
‫اون کارای امروز چی بود؟

20:21.610 --> 20:23.320
‫وقتی داشتی بهش غذا می‌دادی!

20:23.620 --> 20:26.560
‫من بهش آسیب زدم. بهش این سطح از خدمات رو بدهکارم.

20:26.810 --> 20:28.940
‫فکر می‌کنی این بهونه‌ی خوبیه که انقدر زیاده‌روی کنی؟

20:28.940 --> 20:33.540
‫دوباره میگم، این حرفا رو بعد از کارایی که با سو-چان توی
کتاب‌خونه کردی می‌زنی؟

20:34.660 --> 20:37.030
‫حدس می‌زنم دیگه دستت رو شده، نه؟

20:37.030 --> 20:38.520
‫درسته.

20:39.000 --> 20:43.480
‫راستش، من داشتم به این فکر میکردم که باید یه سری محدودیت
‫ به خصوص اعمال کنیم.

20:44.000 --> 20:45.160
چه محدودیتی؟

20:45.320 --> 20:47.920
‫می‌دونیم که سوئه‌هارو-اونی‌چان منحرفه، نه؟

20:49.130 --> 20:51.060
‫حس می‌کنم اگه کوروها-سان از پسش بر بیاد،

20:51.060 --> 20:54.900

‫از حیله‌های زنونه‌ش برای رسیدن به هدفش استفاده می‌کنه.

20:54.900 --> 20:57.900
‫صادقانه بگم، این چیزیه که بیشتر از همه منو میترسونه.

20:58.880 --> 21:01.150
‫من فقط یه دخترم! یه دوشیزه‌ی جوان!
(پاکدامن منظورشه)

21:01.150 --> 21:02.790
‫عمرا چنین کاری کنم!

21:02.790 --> 21:05.790
‫نمی‌گم دوشیزه‌ی جوان نیستی،

21:05.790 --> 21:10.860
‫اما فکر می‌کنم نیاز به اسم دیگه‌ای هم داشته باشی،

21:10.860 --> 21:13.120
‫مثل دوشیزه‌ی شیطانی یا دوشیزه‌ی استراتژیک.

21:13.300 --> 21:15.340
‫حالا که اینطوریه، موموسان،

21:14.620 --> 21:17.080
<b>‫پارک سافاری فوجی</b>

21:15.340 --> 21:17.090
‫تو یه خواهر کوچیک کفتار طور نیستی؟

21:17.090 --> 21:21.190
‫اوه، واقعا؟ این رو می‌خوای درباره‌ی من بگی، کوروها-سان؟

21:21.190 --> 21:24.440
‫همینجوری ساکت نمی‌شینم که دربارم اینجوری حرف بزنی!

21:24.440 --> 21:27.080
‫کل این مدت هم ساکت نبودی.

21:27.080 --> 21:29.450
‫تو شروع کردی، یادته؟

21:29.450 --> 21:32.140
‫ صادقانه بگم، شما دوتا آزار دهنده این.

21:32.140 --> 21:33.870
‫تو دخالت نکن، قراضه.

21:34.650 --> 21:38.810
شما دو نفر با این راکوگو (هنر لفظی ژاپنی) به اسم
‫"سانبو ایچیریوزون" آشنا اید؟

21:39.040 --> 21:41.290
‫"سانبو ایچیریوزون"؟

21:41.290 --> 21:42.840
‫آره...

21:42.840 --> 21:46.150
‫درباره‌ی گچ‌کاری نیست که سه سکه ریو از دستش افتاده
‫و نجاری که اون ها رو پیدا کرده

21:46.150 --> 21:49.280
‫ولی اونا جفتشون اهل ادوکو (توکیوی قدیم) هستن،
‫واسه همین هر دو میگن احتیاجی بهشن ندارن؟

21:49.530 --> 21:53.020
‫آره. اوهکا ایچیزن یه ریوی دیگه هم بهش اضافه کرد،

21:53.020 --> 21:54.980
‫که هر دوتاشون دوتا گرفته باشن.

21:54.980 --> 21:59.240
‫پس نتیجه گرفتن که همه به طور مساوی تو معامله یک ریو از دست دادن.

21:59.420 --> 22:02.440
‫به بیان دیگه، شیروکوسا-سان فکر می‌کنه ما باید یک تقاضا داشته باشیم.

22:02.440 --> 22:04.830
‫و خواسته‌‌های همدیگه رو به یک اندازه بپذیریم.

22:05.600 --> 22:07.800
‫حدس می‌زنم این یعنی سازگار بودن.

22:08.470 --> 22:10.270
‫پس بذارین مطمئن بشم.

22:10.270 --> 22:13.220
‫اول از همه، شیدا-سان، بازیِ "دوستت دارم" رو بس میکنی.

22:13.580 --> 22:16.500
‫نمی‌دونستم مومو-سان هم دربارش می‌دونست.

22:16.500 --> 22:18.250
‫شیدا-سان، جوابت؟

22:18.250 --> 22:20.360
‫باشه. البته فعلا.

22:20.360 --> 22:22.530
‫هی! این قبول نیست!

22:22.530 --> 22:23.220
‫اَه.

22:23.680 --> 22:25.520
‫صادقانه بگم، این دختر...

22:25.520 --> 22:28.990
‫دوست دارم ده ساعت براش سخنرانی کنم و مثل یه دستمال بچلونمش.

22:29.430 --> 22:33.570
‫موموساکا-سان، تو نباید هر کاری که بدون فکره یا باعث هیاهو میشه رو انجام بدی.

22:34.060 --> 22:36.080
‫باشه، فکر می‌کنم.

22:36.390 --> 22:41.280
‫و در آخر، من موافقت می‌کنم هر سه تامون نوبتی از سو-چان مراقبت کنیم.

22:41.280 --> 22:45.500
‫تنها شرط اینه که شیون، بعنوان یه مراقب
‫حاضر باشه.

22:45.500 --> 22:46.290
‫فهمیدید؟

22:47.770 --> 22:48.890
‫فهمیدیم.

22:49.480 --> 22:52.970
‫اوه... اشکالی نداره اگه یه لحظه موضوع رو عوض کنم؟

22:53.330 --> 22:55.860
‫درباره‌ی مستنده.

22:55.860 --> 22:58.190
‫فکر کردم توافق کردیم که تصمیم با سو-چانه.

22:58.190 --> 23:01.550
‫البته، ولی من یه نظر دارم،

23:01.550 --> 23:04.620
‫برای همین،‌امیدوار بودم بتونم موافقت شما دوتا رو بگیرم.

23:10.360 --> 23:13.270
‫که اینطور. اگه این‌طور فکر می‌کنی...

23:13.620 --> 23:15.620
‫منم مخالفتی ندارم.

23:16.070 --> 23:19.890
<i>‫هیچوقت انتظار نداشتم شانس این‌طوری در خونم رو بزنه!</i>

23:19.890 --> 23:21.820
<i>‫حالا می‌تونم روی پیروزی واقعی حساب کنم!</i>

23:22.200 --> 23:24.460
<i>‫این یه شانس بزرگه.</i>

23:24.460 --> 23:28.390
<i>‫سو-چان ممکنه بالاخره به یاد بیاره که اون روز چه اتفاقی افتاد.</i>

23:28.700 --> 23:30.800
<i>‫و اگه این اتفاق بیفته، مطمئنم که...</i>

23:30.960 --> 23:33.810
<i>‫دوتاشونم تو قلاب، بند و وزنه‌ی ماهی‌گیریِ من افتادن!</i>

23:33.810 --> 23:37.010
<i>‫برای بقیه احساس بدی دارم، ولی این دفعه من بردم!</i>
