WEBVTT

00:04.630 --> 00:18.340
در کنار تو جلوی آینه دراز میکشم
با سرانگشتان سرخابی

00:21.420 --> 00:35.390
دست هایم ناباورانه لرزیدند و لب هایت را پس زدند

00:37.530 --> 00:46.040
آن روز با تو عهدی بستم

00:46.040 --> 00:55.120
و امروز هیچ کدام به یادش نمی آوریم

00:55.120 --> 01:02.060
چرا بالی ندارم تا در آسمان شناور شوم

01:02.060 --> 01:09.730
مانند باد، مانند ابر ؟

01:09.730 --> 01:16.340
چرا بالی ندارم تا در سیاهی
بی انتهای شب غرق شوم

01:16.340 --> 01:29.340
مانند ستاره ها، مانند ماه، آه

01:31.200 --> 01:55.640
Forums.AnimWorld.net

01:31.830 --> 01:36.830
اپیزود پنجم: دیروز، امروز و فردا

01:32.200 --> 01:56.190
Blood winE

01:33.200 --> 01:55.360
Production

01:34.200 --> 01:54.460
: ترجمه و ویرایش

01:35.200 --> 01:54.760
Vereasa

01:55.380 --> 01:57.780
!واااو! هاها

01:59.610 --> 02:02.620
! آره، زیباست، مگه نه؟ کاملا مهیج

02:02.620 --> 02:08.390
! بالاخره اینجا مرکز دنیای تمدنه، عظمت وجود انسان ها

02:08.390 --> 02:13.620
پدر نایترود... فکر میکنید میتونم اطراف شهر رو زود یاد بگیرم؟

02:18.770 --> 02:23.070
اصلا نگران نباش! هیچ مشکلی واست پیش نمیاد، خودم همه جا رو نشونت میدم

02:23.070 --> 02:27.400
! ما تو رم هستیم، اینجا رو مثل کف دستم بلدم

02:45.360 --> 02:47.690
! متاسفم، کسی نمیتونه غیر مجاز وارد شه

02:47.690 --> 02:51.800
!! غیرمجاز!؟ در باره چی صحبت میکنی... من غیرمجاز نیستم

02:51.800 --> 02:53.570
جریان چیه!؟

02:53.570 --> 02:57.000
... اوه استر، فقط یه سو تفاهم ساده س، نگران نباش

02:57.000 --> 03:00.710
! جناب نگهبان، چطور نمیشناسین... من یکی از اعضای اینجام

03:00.710 --> 03:03.140
! خیلی خب، پس کارت شناساییتون لطفا

03:03.140 --> 03:06.650
! اوه، بله! کارت شناسایی... یک لحظه صبر کنید

03:06.650 --> 03:08.820
!... کجا گذاشتمت

03:08.820 --> 03:13.290
بزار ببینم... آمم، این خرت و پرت ها دیگه چیه!؟

03:13.290 --> 03:15.820
!! مطمئنم تو یکی از جیب هام بود... اینجا هم نیست

03:15.820 --> 03:18.630
... پدر

03:18.630 --> 03:21.160
صبر کن... نگو تو هم داری بهم شک میکنی!؟

03:21.160 --> 03:25.730
دارم راستش رو میگم استر، من اینجا کار میکنم... گاهی وقتا زیادی !حرف میزنم

03:25.730 --> 03:30.230
! باشه، حالا هر چی... فقط زود تر پیداش کن
 مردم دارن چپ چپ نگاه میکنن

03:32.610 --> 03:35.070
تو هیچوقت عوض نمیشی، مگه نه ابل؟

03:36.680 --> 03:37.970
... خواهر نوئل

03:39.350 --> 03:41.720
! فکر میکردم چنین اتفاقی بیفته

03:41.720 --> 03:45.020
! معذرت میخوام اگه اون باعث دردسر شده

03:45.020 --> 03:46.080
... اوه نه

03:48.990 --> 03:51.120
! درسته، میتونید وارد شید

03:51.120 --> 03:52.350
! ممنون نوئل

03:54.390 --> 03:59.130
! از دیدنتون خوشحالم، تو باید خواهر استر باشی

03:59.130 --> 04:00.470
! بله خانوم

04:00.470 --> 04:04.200
من خواهر نوئل هستم، همکار پدر ابل

04:04.200 --> 04:05.510
شما هم تو ای کس هستین؟

04:05.510 --> 04:08.610
! گول ظاهرش رو نخور، خواهر نوئل خیلی قویه

04:08.610 --> 04:12.080
! میگن اون با یه حرکت پاشنه‌ی پاش یه گاو رو ضربه فنی میکنه

04:12.080 --> 04:15.050
! ابل

04:15.050 --> 04:16.620
! شوخی کردم! فقط یه جوک بود

04:16.620 --> 04:20.120
بیاین، بانو کاترینا منتظرمونه

04:20.120 --> 04:21.890
! اوه، بله

04:21.890 --> 04:23.720
! هی! یک لحظه واسه منم صبر کنید

04:27.760 --> 04:31.300
کارتون در آخرین ماموریت بسیار پسندیده بود، پدر نایترود

04:31.300 --> 04:34.100
منتظر یکی از گزارشهای جالبتون هستم

04:34.100 --> 04:36.070
... اوه، بله... البته

04:36.070 --> 04:38.410
و خواهر استر

04:38.410 --> 04:39.240
! بله بانوی من

04:39.240 --> 04:44.910
! کارت عالی بود، به خاطر همکاری شما مشکل ایستوان حل شده
 ازت سپاسگزارم

04:44.910 --> 04:48.880
... ممنوم بانوی من
... ولی صادقانه بگم، من کار خاصی انجام ندادم

04:48.880 --> 04:54.250
خب این حقیقت داره، ولی من اونجا بودم تا کارهات رو پوشش بدم و ... همه چیز بخوبی انجام شد

04:54.250 --> 04:57.920
کار کردن با پدر نایترود میتونه کاملا چالش انگیز باشه، اگه نخوایم زیاد ازش تعریف کنیم

04:57.920 --> 05:00.430
به وزارت امور مقدسات خوش آمدید

05:00.430 --> 05:03.600
وظایفتون رو بخوبی انجام بدین، برای دنیایی بهتر

05:03.600 --> 05:05.770
! بله! تمام تلاشم رو خواهم کرد

05:05.770 --> 05:07.370
! معذرت میخوام بانو کاترینا

05:07.370 --> 05:11.640
منظورتون از چالش انگیز چی بود!؟ طوری میگین انگار من یک بار ...سنگینی بی مصرفم

05:11.640 --> 05:16.810
خب البته که یک بار سنگینی هستین، مطمئنا خودتون تا حالا ...متوجه شدین

05:16.810 --> 05:20.250
! ولی اشتباه متوجه شدین! این خیلی وحشتناکه

05:20.250 --> 05:24.680
... شرایط محیط بودند که من رو تو دردسر انداختند، تقصیر من نبود

05:24.680 --> 05:29.160
پس با این استدلال، میگین که ما انداختیمت تو دردسر؟

05:29.160 --> 05:30.020
... بانو کاترینا... خواهش میکنم

05:30.020 --> 05:33.330
! پدر نایترود، نباید با عالیجناب اونطوری صحبت کنین

05:33.330 --> 05:35.900
من همیشه تمام سعی خودم رو میکنم-
 اشکالی نداره-

05:35.900 --> 05:40.430
تمام سعیتون رو میکنین؟ تمام سعیتون شامل گم کردن کارت شناساییتون هم میشه!؟

05:40.430 --> 05:41.800
کی این رو بهتون گفت!؟

05:41.800 --> 05:44.400
نگهبانی خبر داد

05:44.400 --> 05:50.240
خواهش میکنم ابل، تو یک بزرگسال هستی
بیا بیشتر تلاش کنیم تا همه چیز مرتب پیش بره، باشه؟

05:50.240 --> 05:52.480
... بله بانوی من

05:52.480 --> 05:57.580
عالینجاب، اگه اجازه بدین میخواستم خواهر استر رو ببرم تا این اطراف رو نشونش بدم

05:57.580 --> 06:02.720
خیلی خب، پدر هاول تو هم باهاشون برو
 و درباره ی موضوعی که صحبت کردیم به پروفسور اطلاع بده

06:02.720 --> 06:05.260
هر طور مایلید

06:05.260 --> 06:09.160
فکر میکنین اشکالی نداره که پدر نایترود رو اونجا تنها بزاریم؟

06:09.160 --> 06:14.760
اونا همدیگه رو مدت زیادیه که ندیدن، مطمئنم خیلی حرفا واسه گفتن دارن

06:19.170 --> 06:26.050
اگه وقت داشتیم، میبردمت تا اطراف رم رو بگردی، وقعا شهر قشنگیه، ولی معذرت میخوام

06:26.050 --> 06:31.380
اصلا ضروری نیست! من میخوام روی کارم تمرکز کنم و همه چیز رو به سرعت یاد بگیرم

06:31.380 --> 06:32.590
! این عالیه! آفرین

06:32.590 --> 06:37.220
فقط فکر کردم... باید خودم رو به چیزی اختصاص بدم
و امیدوار باشم که بتونم تغییر بهتری ایجاد کنم

06:41.060 --> 06:46.900
آموزش تو قراره خیلی سخت باشه، میخوایم بهت فشار بیاریم، پس عقب نمونی

06:46.900 --> 06:48.060
! چشم

06:49.400 --> 06:52.840
وزارت امور مقدسات روابط دیپلماتیک واتیکان رو تحت نظر داره

06:52.840 --> 06:55.080
ساده بگیم، این بخش روابط خارجی هست

06:55.080 --> 06:59.410
ماموریت ما با توجه به شرایط کنونی جهان که ناپایدار هست مشلکه

06:59.410 --> 07:05.350
وقتی نتونیم از راه دیپلماتیک یک مسئله رو برطرف کنیم بخش عملیات ویژه از امور مقدسات وارد عمل میشه

07:05.350 --> 07:08.580
که با نام ای اکس شناخته میشه، به عبارت دیگه، ما

07:10.720 --> 07:13.690
پروفسور؟ پروفسور اینجایید؟

07:22.500 --> 07:24.500
! اوه... مثل همیشه

07:24.500 --> 07:27.140
ویلیام، ما اومدیم داخل

07:27.140 --> 07:32.100
تو این اتاق رو کاملا به هم ریختی، مگه نه!! حالت خوبه، پروفسور!؟

07:35.520 --> 07:37.710
!! ...اینجا... خیلی

07:39.890 --> 07:43.320
! معذرت میخوام، من رو ترسوندین

07:43.320 --> 07:47.030
خب خب، حالم خوبه، ویلیام والتر وردورث در خدمت شماست

07:47.030 --> 07:49.100
اگه دوست دارین پروفسور صدام کنین

07:49.100 --> 07:52.930
در حقیقت، من در دانشگاه رم هم تدریس میکنم، ارزشش رو داره

07:52.930 --> 07:56.240
... اما بنظرم دانش آموزها اذیت میشن، پس اصولا من

07:56.240 --> 07:57.800
! ویلیام

07:57.800 --> 08:00.610
! واکلاو! خواهر نوئل

08:00.610 --> 08:05.380
حتی یک ذره هم تغییر نکردی پروفسور
 مدت زیادیه، از دیدنت !خوشحالم

08:05.380 --> 08:09.920
... و این کیه با خودتون اوردین؟ باور دارم که قبلا چهره ی تو رو ندیدم

08:09.920 --> 08:13.290
! البته!  بی ادبی من رو ببخشید، خواهر استر بلانچت هستم

08:13.290 --> 08:17.490
... من جدیدم، چون تازه در وازرت امور مقدسات پذیرفته شدم، پس

08:17.490 --> 08:18.960
اوه، یه تازه وارد، خوش اومدی

08:18.960 --> 08:25.470
! من ویلیام والتر... هی صبر کن
تازه معرفی کردم، مگه نه!؟

08:25.470 --> 08:30.500
... اگه ممکنه، میخواستم در مورد پدر واتو باهات صحبت کنم

08:30.500 --> 08:32.410
هیوگو دوباره دردسر درست کرده؟

08:32.410 --> 08:39.550
درواقع برعکس، مدتیه که خیلی آرومه
چهار ماه از آخرین ارتباطمون باهاش میگذره

08:39.550 --> 08:43.020
... خب فکر کنم همه میدونیم، وقتی چیزی نظر این پسر رو جلب کنه

08:43.020 --> 08:45.040
! دیگه هیچ چیز به چشمش نمیاد

08:47.790 --> 08:51.930
اوه متاسفم، پدر هیوگو ده واتو
یکی از اعضای ای اکس و همکار ما

08:51.930 --> 08:55.030
... مطمئنم یه روزی موفق به دیدنش میشی، ولی در حال حاضر

08:55.030 --> 08:57.530
! بنظرم میاد اون مدتیه که خبری ازش نیست

08:57.530 --> 09:03.240
اوه، چه بد! فکر میکنین اتفاق بدی واسش افتاده؟

09:03.240 --> 09:06.140
... واسه خاطر خودش، امیدوارم همینطور باشه

09:06.140 --> 09:12.580
در هر شرایط، با خودم گفتم شاید یه جور اختراعی داشته باشی که ... بتونیم ازش استفاده کنیم

09:12.580 --> 09:14.570
! میدونم چی لازم دارین

09:20.750 --> 09:24.020
میبینم ویلیام! ولی این دیگه اسمش چیه!؟

09:26.160 --> 09:29.300
... فکر کردم نمیپرسی

09:29.300 --> 09:34.670
همونطور که میدونین، تمام مواد از خودشون امواج مغناطیسی با فرکانس پایین ساتع میکنن

09:34.670 --> 09:38.340
گفته شده که موجودات زنده از خودشون امواج با فرکانس بسیار پایین تولید میکنند

09:38.340 --> 09:43.710
... از طریق میزان خاصیت مغناطیسی داخلیشون

09:43.710 --> 09:50.820
این دستگاه میتونه با استفاده از این امواج، شخص مورد نظر رو !شناسایی و موقعیت دقیقش رو پیدا کنه

09:50.820 --> 09:54.010
! کاملا مطئنم نیستم اگه متوجه شدم، ولی باشه

09:55.560 --> 09:57.550
فکر کنم خیلی بهتر باشه اگه عقب وایسیم

10:02.000 --> 10:04.360
چه- چه اتفاقی داره میافته!؟

10:04.360 --> 10:05.500
! خب این عجیبه

10:05.500 --> 10:13.240
آخرین باری که این دستگاه رو امتحان کردم به زیبایی کار کرد، تونستم ... پدر نایترود رو هنگام ماموریت در حال خریدن غذا پیدا کنم

10:13.240 --> 10:15.140
! خواهش میکنم، بخاطر خدا

10:15.140 --> 10:17.300
! کافیه، این وسیله وحشتناک رو ساکتش کن

10:21.480 --> 10:28.590
فکر کردم با امواج الکترو مغناطیسی بهمون حمله شد، ولی انگار کار ! تو بود پروفسور

10:28.590 --> 10:34.630
آه... سلام خواهر کیت! بعد از ظهر قشنگیه، مگه نه؟
چه خبر؟

10:34.630 --> 10:37.300
! بحث رو عوض نکن، نمیزارم این بار قسر در بری

10:37.300 --> 10:42.040
اون صدای وحشتناک دیگه چی بود!؟
درواقع داشتی سعی میکردی رادار من رو نابود کنی، هاه؟

10:42.040 --> 10:47.140
! این احمقانه س، رادارهای آیرن میدن با چنین چیزی نباید مختل بشن

10:47.140 --> 10:49.670
!! من رو آزمایش نکن ویلیام! جدی میگم

10:51.850 --> 10:53.750
... اون زن

10:53.750 --> 10:55.880
! میتونم اونطرفش رو ببینم

10:55.880 --> 11:00.590
! این چیزا خیلی زیاد با توش پیش میان
هرگز چیزی به اسم دلیل شنیدی؟

11:00.590 --> 11:04.560
! از یه آلبیونی متشخص انتظار دارم عقلش رو بیشتر به کار بندازه

11:04.560 --> 11:07.690
پس انگار اولین باره که خواهر کیت رو میبینی

11:07.690 --> 11:13.670
نیازی به توضیح نیست
 اون هم از اعضای ای اکس هست، کاپیتان کشتی جنگی آیرن میدن

11:13.670 --> 11:18.040
پس یعنی اون هم از آلبیون هست؟

11:18.040 --> 11:25.070
درسته، درواقع خواهر کیت و ویلیام هر دو از آلبیون هستن
اونا مدت زیادیه همدیگه رو میشناسن

11:50.600 --> 11:54.640
... معذرت میخوام اگه حواس پرتی پروفسور باعث ناراحتیت شد"

11:54.640 --> 12:00.670
از آنجایی که اقرار به اشتباهش نمیکند، برای معذرت خواهی این "چای مخصوص را از طرف او فرستاده ام. خواهر کیت اسکات

12:04.180 --> 12:05.520
! خوش طعمه

12:05.520 --> 12:10.790
یکی از چند اعضای ای اکس با مهارت های بالا، چای گیاهی خواهر !کیت حرف نداره

12:13.530 --> 12:14.860
... بگو ببینم استر

12:14.860 --> 12:18.500
هرگز پادشاهی آلبیون رو از نزدیک دیدی؟

12:18.500 --> 12:25.070
اگه چیز بدی پرسیدم معذرت میخوام! ولی انتظار چنین واکنشی رو ... ازت نداشتم

12:25.070 --> 12:28.980
منظورم اینه که، من میتونم احساسات مردم رو ببینم

12:28.980 --> 12:31.910
میتونی احساسات مردم رو ببینی؟

12:31.910 --> 12:33.910
طوری میبینمشون که مردم عادی فقط بصورت رنگ میبینن

12:33.910 --> 12:38.620
این مهارت ویژه ی من به عنوان یه مامور

12:38.620 --> 12:44.750
... پدرم اهل آلبیون بود، ولی فکر نکنم خودم هرگز اونجا بوده باشم

12:48.390 --> 12:55.870
همیشه سعی میکردم تصور کنم چه شکلیه، اونطوری که پدرم اون ... رو به خاطر داشت

12:55.870 --> 13:00.840
در آینده ای نه چندان دور، آلبیون رو با چشمای خودت میبینی

13:00.840 --> 13:05.780
حتی اونجا کسی رو نمیشناسم، میدونم به نظر احمقانه و ...خودخواهانه میاد با این حال دوست دارم ببینمش

13:08.180 --> 13:14.620
! میتونم امید رو در لباس آبی رنگت ببینم، مطمئنم یک روز میبینیش

13:14.620 --> 13:16.390
گفتی امید؟

13:16.390 --> 13:19.960
نمیفهمم... چرا پدر؟

13:19.960 --> 13:25.970
خب این پرسیدن داره؟

13:25.970 --> 13:29.090
واسه اینکه من دوستت هستم

13:36.810 --> 13:40.050
چرا داشتم به پدر نایترود فکر میکردم!؟

13:40.050 --> 13:41.380
چی شده استر؟

13:41.380 --> 13:43.450
... من فقط... آمم

13:43.450 --> 13:49.120
داشتم فکر میکردم پدر نایترود و بانو کاترینا بنظر به هم نزدیک میان، !دوست داشتم بدونم چند وقته همدیگه رو میشناسن

13:49.120 --> 13:52.160
اوه، فکر کنم سالیان درازی میشه

13:52.160 --> 13:55.500
باور دارم آشناییشون حتی به قبل از پیدایش ای اکس برمیگرده

13:55.500 --> 13:58.160
در واقع تمام جزییات رو نمیدونم

13:58.160 --> 14:01.470
... واقعا! خب جالبه

14:01.470 --> 14:07.170
... خب هرگز نمیتونی ابل رو به حال خودش بزاری

14:07.170 --> 14:08.660
... خواهر

14:12.410 --> 14:15.050
بانو کاترینا خیلی با اراده س

14:15.050 --> 14:19.140
خیلی اعتماد به نفس داره، فکر نمیکنم اون جانشین یا هیچ نگرانی ... داشته باشه

14:24.590 --> 14:30.260
آره. جای شکی نیست، تمام ماجراها نقشه ی روزن کروز بودن

14:30.260 --> 14:34.720
... کنترا ماندی
 ... وسیله ی نمایش روزن کروز

14:40.210 --> 14:42.880
... بانو کاترینا

14:42.880 --> 14:45.240
... همیشه همینطوریه

14:45.240 --> 14:50.740
... هیچ چیز تغییر نکرده، هیچی... و ده سال گذشته

16:12.200 --> 16:14.930
تو کی هستی؟

16:14.930 --> 16:21.100
کسی که اومده تا جون انسانها رو نجات بده
و ازت مراقبت کنه

16:40.460 --> 16:45.830
! خواهر نوئل
!... نوئل

16:45.830 --> 16:47.890
من کجام؟

17:04.920 --> 17:06.410
هی چی شده؟ چرا داری گریه میکنی؟

17:13.630 --> 17:15.060
! متاسفم

17:18.300 --> 17:21.700
آمم... تو کی هستی؟

17:21.700 --> 17:27.370
... یک دوست، من خواهر استر بلانچت هستم، نمیخواستم بترسونمت

17:28.940 --> 17:32.310
آمم... حالت خوبه؟

17:32.310 --> 17:34.880
... بله خانوم

17:34.880 --> 17:38.990
حالم خوبه... ممنون
 ... واقعا، چیز مهمی نیست

17:38.990 --> 17:45.220
گم‌ شدی؟ نمیتونی راهت رو پیدا کنی؟

17:45.220 --> 17:47.190
... نه، نه کاملا

17:47.190 --> 17:50.230
فهمیدم! چرا با من نمیای؟

17:50.230 --> 17:55.570
خوبه، پس آماده ای بریم؟
با اینجا نشستن نمیتونیم راه برگشت رو ! پیدا کنیم، مگه نه

17:55.570 --> 17:58.470
! آآآه، وااااه

18:01.870 --> 18:05.540
! باید یکی این اطراف باشه تا مسیرها رو بهمون یاد بده

18:05.540 --> 18:10.820
! ولی به هر حال، خوشحالم که میبینم تنها نیستم
 هر کسی تو !چنین مکان بزرگی ممکنه گم بشه

18:10.820 --> 18:14.920
... متاسفم... ولی من

18:14.920 --> 18:16.390
چیه؟ چرا نگرانی؟

18:16.390 --> 18:21.190
... خب... من کاملا گم نشدم

18:22.860 --> 18:27.970
... متاسفم
... درواقع... من فرار کردم

18:27.970 --> 18:30.030
فرار کردی؟

18:32.070 --> 18:34.740
... برادرم داشت سرم داد میزد

18:34.740 --> 18:39.710
... من ترسیده بودم... و ناراحت شدم

18:39.710 --> 18:43.120
و... واسه همین قایم شده بودی و گریه میکردی؟

18:43.120 --> 18:45.550
... متاسفم

18:45.550 --> 18:47.990
حدس میزنم برادرت باید آدم ترسناکی باشه، ها؟

18:47.990 --> 18:50.120
! آره

18:50.120 --> 18:53.990
! اما واقعا آدم خوبیه
 ... اون قابل احترام و عاقله

18:53.990 --> 18:58.690
... اون با اراده و قدرتمنده، به هیچ وجه شبیه من نیست

19:02.000 --> 19:06.900
... برادرم... اون فقط ازم متنفره
 ... مطمئنم

19:12.910 --> 19:18.250
اصلا فکر نمیکنم برادرت ازت متنفره، در واقع اون خیلی نگرانته

19:18.250 --> 19:25.020
تو خیلی خوش شانسی که کسی رو داری تا مراقبت باشه
!میدونی، اون اگه نگرانت نبود این کارا رو نمیکرد

19:25.020 --> 19:30.800
تو- تو واقعا اینطور فکر میکنی؟
! واسه همین اینکارا رو میکنه

19:30.800 --> 19:32.590
میدونم که همینطوره

19:44.310 --> 19:47.210
خواهر استر بلانچت

19:47.210 --> 19:48.680
! خدای من! پدر ترس

19:48.680 --> 19:54.450
اینجا چکار میکنین؟ خواهر نوئل بور داره همه جا رو دنبالتون میگرده

19:54.450 --> 19:59.230
... متاسفم! من رفتم دستشویی و در راه برگشت گم شدم

19:59.230 --> 20:02.330
شما هم واسه همین اینجا هستین؟ دارین دنبال من میگردین؟

20:02.330 --> 20:03.800
بله

20:03.800 --> 20:08.970
من شما رو میبرم پیش خواهر نوئل، لطفا همراه من بیایین

20:08.970 --> 20:10.500
! البته، ممنونم

20:10.500 --> 20:16.140
اعلیحضرت، من ازتون توضیح میخوام که اینجا چکار میکنین

20:16.140 --> 20:20.580
با توجه به برنامه ی امروز شما باید در حال انجام وظایفتون باشین

20:20.580 --> 20:24.150
... خب... آخه من
... متاسفم

20:24.150 --> 20:28.290
اعلیحضرت"؟"
... صبر کن، این یعنی

20:28.290 --> 20:30.160
شما پاپ هستین!؟...

20:30.160 --> 20:31.990
بله

20:31.990 --> 20:35.190
! متاسفم، واقعا متاسفم
... بهت دروغ نگفتم

20:35.190 --> 20:37.730
! باورم نمیشه که با پاپ هم صحبت شده بودم

20:37.730 --> 20:39.530
خواهر استر

20:39.530 --> 20:43.870
خواهر نوئل منتظر شماست، حتی ممکنه هنوز درحال گشتن باشه

20:43.870 --> 20:46.170
لطفا همراه من بیاین

20:46.170 --> 20:47.430
! اوه، بله

20:49.640 --> 20:52.310
! دستمالم

20:52.310 --> 20:54.680
! اوه... واسه خودش

20:54.680 --> 20:57.680
نوئل، حقیقت داره که استر گم شده؟

20:57.680 --> 21:00.120
! اومدم

21:00.120 --> 21:02.320
! متاسفم! در راه برگشت گم شدم

21:02.320 --> 21:05.890
! استر! داشتم نگران میشدم

21:05.890 --> 21:09.330
! استر بالاخره اومدی، خوشحالم که اتفاقی واست نیافتاده

21:09.330 --> 21:12.800
راستش رو بخوای، من این اطراف همیشه راهم رو گم میکنم

21:12.800 --> 21:15.570
... طراحی اینجا خیلی پیچیده س

21:15.570 --> 21:20.440
واقعا؟ ولی وقتی تازه رسیده بودیم میگفتین رم رو مثل کف دستتون بلدین!؟

21:20.440 --> 21:24.740
! آآآه... یادم نمیاد چنین چیزی گفته باشم

21:27.080 --> 21:28.410
! اووه

21:29.920 --> 21:33.250
! پدر ابل نایترود، گزارش میزان آسیب دیدگی

21:36.720 --> 21:39.590
... ابل و خواهر استر

21:39.200 --> 22:03.640
Forums.AnimWorld.net

21:40.200 --> 22:04.190
Blood winE

21:41.200 --> 22:03.360
Production

21:42.200 --> 22:02.460
: ترجمه و ویرایش

21:43.200 --> 22:02.760
Vereasa

22:03.450 --> 22:10.520
می دانم همیشه این طور نمی ماند

22:10.520 --> 22:14.820
اما چه زیباست

22:14.820 --> 22:18.390
چشم هایت، دست هایت و لبخند گرمت

22:18.390 --> 22:22.030
اینها گنج من هستند

22:22.030 --> 22:26.270
چه سخت است از یاد بردن آن

22:26.270 --> 22:29.070
ای کاش راهی بود

22:29.070 --> 22:32.010
سردرگم نباش

22:32.010 --> 22:37.110
بازمیگردم و  می گشایم

22:37.110 --> 22:42.790
بالهای شکسته ام را ... که هنوز آنقدری توان دارند تا اقیانوس را زیر پا بگذارم

22:42.790 --> 22:49.790
بالهای شکسته ام ... تا کجا باید بروم شناور در باد

22:49.790 --> 22:53.330
بالاتر و بالاتر در نور
*بالهای شکسته ام*

22:53.330 --> 22:56.970
آنقدری توان دارند تا اقیانوس را زیر پا بگذارم

22:56.970 --> 23:04.140
بالهای شکسته ام ... تا کجا باید بروم شناور در باد

23:04.140 --> 23:13.140
سرتاسر آسمان، به پرواز ادامه بده

23:18.690 --> 23:24.420
این قطرات باران نیست که از آسمان می بارد

23:36.210 --> 23:40.080
Next time- Episode 6:
"Sword Dancer"

23:40.080 --> 23:44.440
Let thine eyes be not diverted.
=DS= 2006
