WEBVTT

00:00.620 --> 00:04.000
<i>.بله، ما الان بالای قلعه ی اوساکا هستیم
.لطفا نگاه کنید</i>

00:04.000 --> 00:07.430
<i>.همونطور که می بینید یک قدرت اونُ به دو نیم کرده</i>

00:07.430 --> 00:16.850
<b>نابودی قلعه ی اوساکا</b>

00:07.750 --> 00:10.190
<i>طبق گزارشاتی که تا الان دریافت کردیم</i>

00:10.190 --> 00:14.280
<i>قلعه ی اوساکا در منطقه ی ا.ساکا شروع به فرو ریختن کرده</i>

00:14.280 --> 00:16.850
<i>.که باعث تلفات بسار و مرگ هزاران نفر شده</i>

00:17.200 --> 00:18.820
<i>درست قبل از فرو ریختن قلعه ی اوساکا</i>

00:18.820 --> 00:22.360
<i>دوربین ها هوشیمیا ایجی رو گرفتن</i>

00:22.360 --> 00:24.930
<i>.که با آسانسور وارد برج شد</i>

00:25.750 --> 00:26.890
<i>.لطفا نگاه کنید</i>

00:26.890 --> 00:29.700
<i>این صحنه تصویری از جهنمه در حالی که پلیس، آتش نشانان</i>

00:29.700 --> 00:33.830
<i>!و بقیه ی گروه های امداد دارن تلاش می کنن به زخمی ها برسن</i>

00:34.770 --> 00:35.550
<i>قبل از فرو ریختن</i>

00:35.550 --> 00:38.920
<i>هوشیمیا گنای، معاون بخش امنیت عمومی</i>

00:38.920 --> 00:44.260
<i>.با خواهر هوشیمیا ایجی، هوشیمیا سنا، در برج ملاقات کرد</i>

00:44.260 --> 00:49.680
<b>نسخت وزیر

کنفرانس خبری اضطراری</b>

00:44.700 --> 00:49.680
<i>همین الان نخست وزیر ژاپن یک کنفرانس خبری برگزار کرد</i>

00:49.680 --> 00:54.640
<i>.و اعلام کرد هوشیمیا ایجی مسئول فرو ریختن قلعه است</i>

01:11.460 --> 01:12.740
<i>.چه گرمه</i>

01:14.110 --> 01:15.410
<i>...پس این</i>

01:15.630 --> 01:18.670
...ای-ایو، اگه بیشتر پیش بری

01:19.060 --> 01:24.210
.ایجی ساما، با توجه به چیزی که در ایزومو گفتم هنوز جوابی نشنیدم

01:24.710 --> 01:25.840
ایجی ساما

01:26.300 --> 01:27.340
.لطفا بهم جواب بده

01:30.510 --> 01:33.760
<b><i>!فرمان! حقیقتُ فاش کن</i></b>

03:00.060 --> 03:04.560
<b>ملل متحد، منطقه ی نارا، شهر تحقیقات انرژی 2</b>

03:00.180 --> 03:03.550
<b>شناسایی نشان داد که این شهر تحقیقات انرژی</b>

03:03.550 --> 03:06.900
<b>.عمارت تحقیقاتی گنای هست</b>

03:06.900 --> 03:09.880
از جاسوسانمون شنیدیم که سه ساعت قبل

03:09.880 --> 03:11.820
.گنای وارد عمارت شد

03:12.490 --> 03:14.990
اگرچه میزان امنیت عمارت در حد متوسطه

03:14.990 --> 03:17.550
.ولی حتما فرامین ازش دفاع می کنن

03:17.550 --> 03:18.910
خطوط در چه وضعیتین؟

03:19.330 --> 03:22.330
.طبق مشاهدات فعلی هیچ تغییری رخ نداده

03:22.790 --> 03:24.490
.دست دوم، بنکی صحبت می کنه

03:24.490 --> 03:26.750
.من میکو رو دارم. خیالتون راحت

03:27.100 --> 03:28.310
...ولی شرمنده

03:28.310 --> 03:30.870
.به موقع برای عملیات نمی تونم برگردم

03:30.870 --> 03:31.730
.نگران نباش

03:31.730 --> 03:34.970
.با در امان بودن میکو موتویسه ما برتری داریم

03:35.380 --> 03:38.890
.رنجش، خشم، نفرت

03:39.630 --> 03:42.310
.احساسات مردم داره جریان پیدا می کنه

03:42.680 --> 03:45.360
.منم میکو کوهستان ایبوکی رو دارم

03:45.360 --> 03:49.150
.حالا دیگه نمی تونن ستاره ی پنج پر معکوس رو فعال کنن

03:49.350 --> 03:51.580
...جریان احساسات مردم

03:53.460 --> 03:54.380
...سرهنگ

03:54.380 --> 03:57.070
ده سال از زمانی کهاعضای سابق آژانس هوشیمیا رو

03:57.070 --> 03:59.820
.در تشکیل فرمانداری دازایفو هدایت کردم می گذره

03:59.820 --> 04:02.540
.بالاخره وقت نبرد نهاییمون شد

04:02.810 --> 04:05.460
...همین الان اینجا اون مرد

04:05.760 --> 04:08.640
سرهنگ، قبل از این که حمله کنیم

04:08.640 --> 04:12.710
.باید جای هوشیمیا سنا، کلید نابودی عظیم رو بفهمیم

04:12.710 --> 04:13.790
.اون مشکلی نیست

04:13.790 --> 04:15.470
.اولویت اصلی ما گنایه

04:15.470 --> 04:17.390
.ما هر طور شده گنای رو پیدا می کنیم

04:18.210 --> 04:20.310
...و بعد با دست های خودم

04:20.530 --> 04:24.230
<i>.باورم نمی شه سرهنگ اینقدر احساساتی شده</i>

04:24.230 --> 04:26.160
<i>.سرهنگ داره از این لذت می بره</i>

04:26.160 --> 04:29.900
<i>.نه از فرصت شکست دادن گنای، بلکه برای دیدن دوباره اش</i>

04:30.300 --> 04:32.610
!بریم. حمله رو شروع کنیم

04:34.200 --> 04:37.710
<i>موقعیت فعلی هوشیمیا ایجی نا معلومه</i>

04:37.710 --> 04:39.820
<i>.و مشخص نیست کی باعث ایجاد حادثه ای دیگر می شود</i>

04:39.820 --> 04:42.120
هوشیمیا ایجی بازم داره دنیا رو به هم می ریزه!؟

04:42.380 --> 04:43.450
بازم اون؟

04:43.710 --> 04:44.540
!اون

04:44.930 --> 04:47.250
...هوشیمیا ایجی

04:45.320 --> 04:47.250
.نمی تونم برای نابود کردن دنیا ببخشمش

04:47.250 --> 04:49.460
!هوشیمیا ایجی، می کشمت

04:47.250 --> 04:49.460
.هوشیمیا ایجی، درست مثل اون موقع

04:49.880 --> 04:52.710
<i>.احساسات مردم داره جریان پیدا می کنه</i>

04:53.310 --> 04:56.630
<i>.خشم، رنجش، نفرت</i>

04:57.710 --> 05:02.380
<i>.اون احساسات خودخواهانه یک بار دیگه به طرف دروازه کشیده شدن</i>

05:12.020 --> 05:15.860
<i>خب ایجی، الان چیکار می کنی؟</i>

05:17.100 --> 05:17.950
...ایجی ساما

05:19.220 --> 05:21.070
.بیا درست کردن بچه مونُ شروع کنیم

05:21.070 --> 05:23.620
...ایو، صبر کن! من

05:23.620 --> 05:26.960
.یالا، لازم نیست اینقدر استرس داشته باشی

05:26.960 --> 05:30.420
...چون این بار اولمه ممکنه خیلی خوب نباشم ولی

05:30.710 --> 05:32.840
...ایو، نکن

05:35.810 --> 05:36.670
!این کارُ نکن

05:37.370 --> 05:39.430
...ایجی ساما

05:40.410 --> 05:43.350
...چرا نه؟ تو که تا الان

05:43.900 --> 05:45.070
چرا که نه؟

05:45.070 --> 05:46.480
.من نمی تونم

05:47.090 --> 05:48.350
!من نمی تونم

05:49.850 --> 05:51.010
...سنا

05:53.190 --> 05:58.280
.اولش من به سنا فقط به چشم بچه ی همسر جدید بابام نگاه می کردم

05:58.970 --> 06:03.120
.اصلا نمی دونستم باید بهش چی بگم

06:03.670 --> 06:06.540
.ولی یه برنامه ی تلویزیونی به نام رنجر شیطانی بود

06:06.540 --> 06:10.830
من عاشق اون برنامه بودم و وقتی مانگاشُ به سنا نشون دادم

06:10.830 --> 06:12.880
.و باهاش درموردش صحبت کردم، اون خیلی خوشحال بود

06:13.520 --> 06:18.300
.بعد با هم وقت گذروندیم و یک خانواده ی واقعی شدیم

06:19.000 --> 06:21.010
.ولی پدر و مادرم هر دو مردن

06:21.810 --> 06:25.680
.وقتی من باعث نابودی عظیم شدم ما همه چیزُ از دست دادیم

06:26.320 --> 06:29.850
.به خاطر همین من تمام چیزیم که برای سنا مونده

06:30.470 --> 06:31.780
.پس متاسفم

06:32.680 --> 06:34.330
!ولی لطفا درک کن ایو

06:35.180 --> 06:37.870
!من نمی تونم سنا رو ول کنم

06:40.230 --> 06:41.530
.خیلی خوب

06:44.580 --> 06:46.800
.ممنون ایو

06:46.800 --> 06:47.620
...ولی

06:48.190 --> 06:52.830
چرا فکر می کنی هوشیمیا گنای مرده؟

06:53.310 --> 06:55.540
مگه تو قلعه ی اوساکا ندیدیش؟

06:56.110 --> 06:58.200
!اون مرد پدرم نیست

06:58.200 --> 07:00.970
-پدر من عادی تر

07:04.210 --> 07:06.810
ا-این چیه؟

07:06.810 --> 07:10.980
.عکسی که گنای در زمانی که در آزماشگاه کار می کرد رو میزش داشت

07:11.480 --> 07:12.390
.امکان نداره

07:12.630 --> 07:16.690
.من یکی از آزمایش های آژانس هوشیمیا بودم پس خیلی خوب می شناسمش

07:17.200 --> 07:20.820
.ایجی ساما، این مرد پدرت، هوشیمیا گنای بود

07:21.320 --> 07:24.950
...پس پدری که تو خاطراتم هست

07:28.220 --> 07:30.910
!پدر من ده سال پیش مرد

07:30.910 --> 07:32.600
.یادت نمیاد

07:32.600 --> 07:34.570
...من باعث نابودی عظیم شدم

07:35.330 --> 07:36.250
.یادت نمیاد

07:36.250 --> 07:37.790
!من کشتمش

07:37.790 --> 07:39.590
.یادت نمیاد

07:39.590 --> 07:40.550
...من

07:40.550 --> 07:41.470
...یادت

07:41.470 --> 07:41.880
.کشتمش ...

07:41.880 --> 07:43.220
!نمیاد ...

07:46.570 --> 07:47.780
!ایجی ساما

07:49.890 --> 07:53.440
!ایجی ساما، ا-اون یه آواتاره

07:54.870 --> 07:56.310
اون چیه!؟

07:57.260 --> 08:01.740
.وای... گمونم دیگه مخفی کردنش غیرممکن باشه

08:02.080 --> 08:03.030
!دیزی

08:03.030 --> 08:06.660
.نگران نباش، اون بهت آسیبی نمی رسونه

08:07.140 --> 08:09.580
دیزی، این چیه!؟

08:10.110 --> 08:12.350
اون موقع بهت گفتم درسته؟

08:12.350 --> 08:14.750
.تو همه ی اتفاقاتُ اشتباه به خاطر میاری

08:15.250 --> 08:16.550
اشتباه؟

08:16.550 --> 08:18.170
راستی، ایجی

08:18.590 --> 08:22.090
.خواهر کوچیکت به یک نابودی عظیم دیگه کمک می کنه

08:35.320 --> 08:37.680
...لعنتی، خیلی سخته

08:37.680 --> 08:41.650
.ولی اگه این بهمون کمک می کنه تا اون گنای عوضی رو بکشیم خوبه

08:42.860 --> 08:44.310
...بریم

08:44.310 --> 08:45.770
<i>!فرمان</i>

08:46.040 --> 08:48.320
<i>!فرمان! فرمان</i>

08:48.320 --> 08:51.910
.حالا بیاید اون عوضی رو بکشیم

08:52.620 --> 08:55.790
!خیلی خوب، وقتشه ما هم بریم. به دنبال من

08:58.990 --> 09:01.270
!یک عده نفوذی در ژنراتورهای طبقه ی اول داریم

09:01.270 --> 09:03.270
!اونا ژنراتورهای برقمونُ گرفتن

09:03.270 --> 09:04.690
.سطح آب سد داره کم می شه

09:04.690 --> 09:07.430
.در این صورت قرارگاه طبقه ی سوم آشکار می شه

09:07.430 --> 09:10.470
!چیزی که به نظر میاد یک جوخه ی هوایی باشه در حال هجوم از هواست

09:10.960 --> 09:12.750
!پس واحدهای زمینی رو بفرستید

09:12.750 --> 09:16.560
.نیروهای زمینی به خاطر حملات تانک های دشمن زمینگیر شدن

09:16.560 --> 09:18.920
نمی تونیم نیروی پشتیبانی بفرستیم؟

09:18.920 --> 09:21.730
.نمی تونیم به جوخه های امنیتی زیر زمینیمون وصل بشیم

09:21.730 --> 09:23.090
!لعنتی

09:23.090 --> 09:24.330
.بیفایده است

09:24.330 --> 09:27.400
.ما اینجا امکان نداره بتونیم جلوی یک حمله ی نظامی رو بگیریم

09:28.720 --> 09:31.830
<i>.انگار حمله ی منحرف کننده ی آیاهیتو و لورین داره خوب پیش می ره</i>

09:33.480 --> 09:38.170
<i>.حالا باید از این فرصت برای دید زدن عمارت با اشعه ی قوسدارم استفاده کنم</i>

09:38.720 --> 09:43.090
<i>اگه خوش شانس باشم ممکنه بتونم بدون
.زحمت دادن به سرهنگ گنای رو شکست بدم</i>

09:43.390 --> 09:45.770
<i>سرهنگ و گنای نباید همُ ببینن</i>

09:45.770 --> 09:47.380
<i>!به هیچ وجه</i>

09:51.920 --> 09:55.830
.گمونم تو باید کانو ماری از فرمانداری دازایفو باشی

09:55.830 --> 09:58.390
.وقتی من این منطقه رو با اشعه ی قوسدارم دیدم کسی اینجا نبود

09:58.790 --> 10:01.320
.تو خامی... خیلی خامی

10:01.320 --> 10:05.530
!بصیرت تو در برابر توانایی من قدرتی نداره

10:05.530 --> 10:09.330
<i>!چرخش فوق العاده ی واقعیت، گم شده را ببلع</i>

10:09.330 --> 10:12.950
<i>!فرمان! دنیای فریبنده، حس سرگردان</i>

10:13.880 --> 10:15.660
زمین... این چیه؟

10:16.010 --> 10:18.870
.همه روی حواسشون تکیه می کنن

10:18.870 --> 10:21.500
اگه حتی نتونی فهمی داری می ری جلو یا عقب

10:21.500 --> 10:24.250
شانسی برای شکست دادنم داری؟

10:27.810 --> 10:32.710
.سرهنگ، سرتیپ ماری وارد نبرد با یک فرمان دشمن شده

10:32.710 --> 10:33.880
.پس خودشونُ نشون دادن

10:34.340 --> 10:35.240
!س-سرهنگ

10:35.240 --> 10:37.930
.یک انرژی عظیم رو از هشتاد متری زیر زمین دریافت می کنیم

10:38.270 --> 10:40.690
.میکو در امانه

10:40.690 --> 10:44.110
.اونا باید چیزی که برای باز کردن دروازه نیازه رو کم داشته باشن

10:44.110 --> 10:45.770
اونا چه نقشه ای دارن؟

10:48.120 --> 10:50.490
!اونا همیشه خیلی خشنن

10:50.880 --> 10:53.410
.انگار فرانکم بردن یه جای دیگه

10:54.950 --> 10:56.490
.انگار یه چیزی داره شروع می شه

10:56.990 --> 10:58.540
.یا کار دازایفوئه یا ایجی

10:59.110 --> 10:59.960
اونی چان؟

11:00.270 --> 11:03.480
اصلا نمی شه اینا رو در آورد؟

11:03.480 --> 11:06.340
...ولی مطمئنم اونی چان در قلعه ی اوساکا

11:06.340 --> 11:09.630
.اوه، همچین چیزی حساب اونُ نمی رسه

11:09.870 --> 11:11.740
احتمالا بازم می بینیمش

11:11.740 --> 11:15.050
!در حالی که رنگ از روش پریده و داد می زنه سنا

11:15.400 --> 11:16.970
...رین سان

11:19.990 --> 11:23.440
.حالا باید بفهمیم چطور می شه فرار کرد

11:25.150 --> 11:26.980
...اه

11:26.980 --> 11:28.350
هی، رین سان

11:28.350 --> 11:29.440
همم؟ چیه؟

11:29.660 --> 11:32.360
تو واقعا می تونی اونی چانُ بکشی؟

11:33.910 --> 11:38.230
.علامت چشم راستت نماد کنترل اون مرده

11:38.230 --> 11:41.500
.ذهن منم تحت کنترل اونه

11:42.210 --> 11:45.330
.الان ذهنت تو تحت کنترله

11:45.330 --> 11:48.420
.مسئله اینجاست که قدرت اون الان فعال نیست

11:48.670 --> 11:52.650
کورنای رین، احساسات واقعی تو چیه؟

11:52.650 --> 11:53.840
تو واقعا چه حسی به اونی چان داری؟

11:54.410 --> 11:56.820
...انتقام؟ یا شاید

11:58.430 --> 12:01.090
.بهم جواب بده، کورنای رین

12:03.790 --> 12:04.600
...من

12:06.870 --> 12:08.910
.ببخشید که منتظرت گذاشتم سنا

12:08.910 --> 12:11.400
خداحافظیت با دوستت تموم شد؟

12:13.630 --> 12:14.820
...کورنای رین

12:15.470 --> 12:17.710
.تو نمی تونی اونی چانُ بکشی

12:17.710 --> 12:19.240
.و من اونُ به تو نمی دم

12:20.190 --> 12:22.660
.چون اونی چان فقط مال منه

12:38.680 --> 12:40.030
این چیه؟

12:40.030 --> 12:43.000
.من بهش می گم دروازه

12:43.000 --> 12:45.810
یادت میاد سنا؟

12:46.230 --> 12:47.110
.نه

12:47.110 --> 12:49.180
.خوب نگاه کن سنا

12:50.300 --> 12:52.950
ورای این دروازه امید بشریت هست

12:52.950 --> 12:55.860
.دنیایی که در اون تمام آرزوهامون به حقیقت می پیونده

12:57.880 --> 12:59.160
<i>...این دروازه</i>

13:00.720 --> 13:02.450
<i>قبلا کجا دیدمش؟</i>

13:04.800 --> 13:06.990
من هرگز باهات درموردش صحبت نکردم

13:06.990 --> 13:10.890
.ولی من داشتم تحقیقاتی برای تبدیل ذهنمون به انرژی انجام می دادم

13:11.540 --> 13:12.830
در حالی که تحقیقاتم پیش رفت

13:12.830 --> 13:16.840
.ما در تبدیل ذهن به انرژی جزئی موفق شدیم

13:17.510 --> 13:20.160
ولی نتونستیم انرژی رو افزایش بدیم

13:20.160 --> 13:24.510
...نتونستیم ازش استفاده کنیم و تحقیقاتمون به بن بست خورد

13:24.510 --> 13:28.480
.بعد دولت حمایتش از ما رو قطع کرد و من باید دنبال سرمایه گذار می گشتم

13:28.480 --> 13:32.460
.من حتی فراموش کرده بودم اصلا چرا اون تحقیقاتُ شروع کردم

13:32.460 --> 13:35.940
.بعد یک روز، ایجی به آزمایشگاه اومد

13:36.670 --> 13:39.040
.و ازم یه سوال پرسید

13:39.040 --> 13:40.870
هی بابا؟

13:41.140 --> 13:42.890
.یه فکری به ذهنم اومده

13:42.890 --> 13:46.040
تحقیقاتت می تونه سنا رو نجات بده؟

13:47.190 --> 13:49.700
.نه، من فراموش نکرده بودم

13:49.700 --> 13:52.790
.برای نجات تو، سناف من به تحقیقاتمون سرعت دادم

13:53.200 --> 13:54.710
...بله، ایجی

13:54.710 --> 13:57.160
ما تقریبا رسیدیم پس می شه یه خورده صبر کنی؟

13:57.160 --> 13:58.220
!باشه

13:58.420 --> 14:01.640
...اونی چان برای من پرسید

14:01.950 --> 14:02.890
.آره

14:03.370 --> 14:06.790
.پس من دوستان، زندگیم و همه چیزُ زها کردم

14:06.790 --> 14:09.190
.و من همه چیزمُ وقف تحقیقات کردم

14:10.940 --> 14:13.570
بعد از وقف خودم به ادامه ی کار

14:13.570 --> 14:17.900
.دیگه یادم رفت روزها چطور سپری شدن تا این که یک روز صدایی بهم رسید

14:18.260 --> 14:19.820
.اون یک وحی درمورد تئوری دروازه بود

14:20.590 --> 14:22.580
این دنیا، دنیای فیزیکی

14:22.580 --> 14:25.030
.به خاطر این که قلب و اجسام فیزیکی ما اینجان وجود دارن

14:25.030 --> 14:27.750
.در این دنیا دارایی های فیزیکی بر ذهن اولویت دارن

14:28.420 --> 14:31.170
ولی ذهن در جای متفاوتی

14:31.720 --> 14:35.170
در یک دنیای ذهنی که دارایی های فیزیکی
.به عنوان خواسته ی ذهن درست شدن وجود داره

14:35.170 --> 14:37.670
.جایی که ذهن برای دارایی های فیزیکی اولویت دارد

14:38.270 --> 14:42.470
در حالی که من درمورد تبدیل ذهن به انرژی
تحقیق می کردم به اون نزدیک شدم

14:42.470 --> 14:45.510
.به زنی که در دنیای ذهنی زندگی می کرد

14:46.250 --> 14:49.040
و با استفاده از قدرت آرزوی تو، اولین آرزویی که برآورده شد

14:49.040 --> 14:53.520
.این دروازه باز شد و فرامین متولد شدن

14:54.090 --> 14:55.370
...من

15:00.000 --> 15:02.430
.تو نمی تونی اونی چانُ بکشی

15:02.430 --> 15:04.190
.و من اونُ به تو نمی دم

15:08.210 --> 15:10.620
.چون اونی چان فقط مال منه

15:18.800 --> 15:19.880
...نکنه

15:20.360 --> 15:23.530
همه ی این اتفاقات به خاطر من افتاده؟

15:24.210 --> 15:26.750
من دلیل اصلی نابودی عظیمم؟

15:26.750 --> 15:30.470
.نه، من دلیل نابودی عظیم بودم

15:30.470 --> 15:32.190
.تقصیر تو نبود

15:36.000 --> 15:41.070
.تو اولین کسی بودی که از طریق این سیستم قدرت به دست آوردی سنا

15:42.110 --> 15:45.820
.ولی وقتی به دست آوردی دروازه شکست

15:47.210 --> 15:52.330
.این دروازه دنیای ذهنی رو باز کرد و تو با اون ارتباط برقرار کردی سنا

15:53.020 --> 15:57.370
.همچنین تو تنها کسی هستی که دوباره می تونه با اون ارتباط برقرار کنه

16:07.150 --> 16:09.560
من یه فرمانم؟

16:09.560 --> 16:11.250
!یادت نمیاد

16:11.250 --> 16:12.350
!پس اینجایی، ریشه ی شیطان

16:12.900 --> 16:14.600
!جوینده ی غیر قانونی

16:15.070 --> 16:17.060
اگه سنا به یاد نیاره که چطور با اون ارتباط برقرار کرد

16:17.060 --> 16:18.940
!من نمی تونم دوباره دروازه رو باز کنم

16:19.710 --> 16:20.830
<i>!فرمان</i>

16:20.830 --> 16:23.810
!همه ی اتفاقات اون زمانُ به یاد بیار

16:25.240 --> 16:26.660
.یادت نمیاد

16:28.520 --> 16:29.370
!به یاد بیار

16:30.950 --> 16:32.790
.یادت نمیاد

16:32.790 --> 16:34.410
!به یاد بیار

16:46.560 --> 16:47.390
...من

16:49.510 --> 16:52.800
.حالا دیگه مقدمات باز کردن دروازه انجام شده

16:52.800 --> 16:53.730
!گنای

16:54.000 --> 16:55.500
!نمی ذارم این کارُ کنی

17:02.110 --> 17:03.110
<i>.به یاد آوردم</i>

17:03.860 --> 17:06.570
<i>...اونی چان، من</i>

17:10.260 --> 17:11.950
...لعنتی، جیوبی

17:15.660 --> 17:17.330
...من چطور تونستم

17:18.770 --> 17:21.080
.این واقعا بده

17:21.080 --> 17:24.170
.حالا نقاط معنوی اون ستاره ی پنج پر معکوس آزادن

17:27.510 --> 17:29.090
برد قدرت کیو هونما چقدره؟

17:29.090 --> 17:30.670
.وسیعه

17:30.670 --> 17:32.920
.با شعاع بیش از 200 متر از منطقه ی دید

17:32.920 --> 17:34.850
!نزدیک شدن سخته

17:35.750 --> 17:38.090
وقتی مردم حواسشونُ از دست می دن

17:38.090 --> 17:40.270
.حتی ایستادنم براشون سخت می شه

17:41.390 --> 17:44.900
.تو از یک کرم هم کم تری سرهنگ دوم کونو

17:45.180 --> 17:47.710
.خداحافظ کرم

17:48.560 --> 17:49.570
<i>چیکار کنم؟</i>

17:49.570 --> 17:50.990
!من می رم

17:50.990 --> 17:52.990
!سرهنگ، گیر قدرتش می افتی

17:52.990 --> 17:55.570
!هدف ما درست جلومونه

17:57.560 --> 17:58.120
...اون

18:00.260 --> 18:01.170
ایجی؟

18:01.630 --> 18:06.090
<i>!فرمان، به بند کشیدن، به بند بکش</i>

18:06.460 --> 18:07.910
.اون احمق

18:07.910 --> 18:11.510
اون جاذبه رو دستکاری کرد تا بتونه از اوساکا به نارا بپره؟

18:11.830 --> 18:14.720
!ایجی ساما، یه خورده به راست بعد مستقیم به جلو

18:15.150 --> 18:17.140
فقط باید بکوبم به ساختمون اصلی؟

18:17.610 --> 18:18.470
<i>!فرمان</i>

18:18.470 --> 18:20.690
!سقفُ بشکن

18:30.910 --> 18:31.990
تو خوبی؟

18:31.990 --> 18:32.580
.آره

18:32.580 --> 18:34.080
.ایو، به ماری برس

18:34.620 --> 18:36.710
!هیراگی و بقیه باید به زودی برسن اینجا

18:36.710 --> 18:38.250
.صبر کن ایجی ساما

18:39.670 --> 18:41.580
.حتما زنده برگرد

18:42.190 --> 18:44.000
.باشه حتما

18:47.280 --> 18:48.350
...این بده

18:48.350 --> 18:50.730
اگه ایجی به گنای برسه

18:50.730 --> 18:53.330
.بازم شراط نابودی عظیم پیش میاد

18:53.330 --> 18:57.820
.و انرژی از نقاط معنوی ستاره ی پنج پر معکوس جریان داره

18:57.820 --> 19:00.980
...یعنی همه ی میکوها

19:04.590 --> 19:07.120
.سناف بالاخره پیدات کردم

19:07.120 --> 19:10.070
.من داشتم با سنا صحبت می کردم

19:10.750 --> 19:13.990
.سنا قبول کرده در ژمایش من شرکت کنه

19:14.610 --> 19:17.200
امکان نداره سنا به تو کمک کنه

19:17.200 --> 19:18.410
!تا باعث ایجاد نابودی عظیم بشی

19:18.780 --> 19:21.830
نابودی عظیم؟ چی داری می گی؟

19:21.830 --> 19:25.330
.من فقط یک هدف دارم اونم باز کردن این دروازه است

19:25.330 --> 19:25.840
دروازه؟

19:26.240 --> 19:27.590
در فرضیه ی دروازه

19:27.590 --> 19:31.550
.اون یک کلیده که دنیای ما رو به دنیای ذهنی مرتبط می کنه

19:31.550 --> 19:33.840
من سیستم فرامین رو گسترش دادم تا آرزوها

19:33.840 --> 19:35.630
با فرستادنشون به دنیای ذهنی و تبدیل کردنشون

19:35.630 --> 19:41.070
.به حالت فزیکی و برگردوندنشون به این دنیا برآورده بشن

19:42.570 --> 19:45.770
.دیزی یک دستگاه تقویتیه که اون قدرت ها و آرزوها رو منتقل می کنه

19:46.660 --> 19:50.580
پس تو واقعا کسی بودی که فرامینُ درست کرد؟

19:50.580 --> 19:55.610
.هرچند، وقتی دروازه رو کامل باز کنیم دیگه نیازی به دیزی نخواهد بود

19:55.610 --> 19:57.550
.همه ی بشریت فرمان می شن

19:57.550 --> 20:00.620
.نه، ما حتی فراتر از فرمان می شیم

20:01.890 --> 20:05.910
.اینجا تبدیل به دنایی می شه که تمام آرزوهای بشریت برآئرده می شه

20:05.910 --> 20:11.470
دنیایی که می تونی در اون هر چیزی که
.آرزو کنی رو بدون مرگ یا زجر کشیدن داشته باشی

20:11.470 --> 20:13.220
تو احمقی؟

20:13.220 --> 20:15.180
!همچین چیزی غیرممکنه

20:15.180 --> 20:17.510
.نه، ممکنه

20:18.030 --> 20:19.880
!این حقیقت نداره

20:19.880 --> 20:23.860
اگه دو نفر چیز مشابهی رو آرزو کنن چی؟

20:23.860 --> 20:25.100
در این صورت

20:25.610 --> 20:27.910
.دو دنیا تشکیل می شه

20:27.910 --> 20:29.520
دیزی، منظورت چیه؟

20:30.190 --> 20:31.530
.نشونت می دم

20:34.270 --> 20:38.380
این... من دارم چیکار می کنم؟

20:38.380 --> 20:40.030
!اونی چان

20:55.950 --> 20:57.550
اون چی بود؟

20:58.000 --> 21:02.160
.خب، دنیاییه که آرزوشُ کرده بودی

21:02.160 --> 21:03.980
منظورت یه دنیای موازیه؟

21:04.190 --> 21:07.910
.از نظر فنی فرق داره ولی می شه اینطور هم گفت

21:07.910 --> 21:12.400
پس یه من تقلبی در دنیایی که یکی دیگه آرزوشُ کرده متولد شده؟

21:12.710 --> 21:15.320
.نه، اونا همه واقعین

21:15.320 --> 21:19.300
.ذهن و جسم هر دو مثل همه

21:19.300 --> 21:21.490
.در اون دنیا همه چیز واقعیه

21:21.490 --> 21:22.490
!ولی اون من نیستم

21:23.090 --> 21:25.420
!اون من واقعی که اینجاست نیست

21:25.420 --> 21:28.810
.اون دقیقا تو نیست ولی دقیقا مثل توئه

21:28.810 --> 21:31.210
.چندین ایجی خواهد بود

21:31.640 --> 21:35.250
.دنیاها تعدادشون با تعداد کسایی که آرزو می کنن برابر می شه

21:35.250 --> 21:36.630
دنیاها چند برابر می شن؟

21:38.310 --> 21:40.950
.به ازای ذهن هر انسان یک دنیا به وجود میاد

21:40.950 --> 21:43.620
.و در اون دنیاها ذهن های جدید متولد می شه

21:43.620 --> 21:46.910
و بعد به ازای هز ذهن در اونا، دنیاهای جدیدی متولد می شه

21:46.910 --> 21:48.910
.و اونا مثل حباب تکثیر می شن

21:48.910 --> 21:53.570
.این دنیای ذهنیه که در اون تمام آرزوها برآورده می شه

21:53.750 --> 22:01.370
خب اگه آرزو کنم دنیامون برگرده به حالت ده سال پیشش چی؟

22:01.670 --> 22:06.290
.درسته، دنیای ده سال پیش به عنوان دنیایی دیگر متولد می شه

22:09.810 --> 22:13.110
دیدی ایجی؟ این دنیای فوق العاده ای نمی شه؟

22:13.110 --> 22:14.510
.می تونی هر کاری رو دوباره انجام بدی

22:14.510 --> 22:16.580
.می تونی همه چیزُ طبق میل خودت داشته باشی

22:16.580 --> 22:18.890
.این آرمانشهر نهاییه، ایجی

22:19.480 --> 22:20.180
...نه

22:21.700 --> 22:24.010
.مردی که الان دیدم من واقعی نبود

22:24.380 --> 22:25.900
.من خود واقعیمم

22:25.900 --> 22:28.040
.نه، اون واقعیه

22:28.040 --> 22:32.390
.یه تو واقعی که در دنیای شادی زندگی می کنه که تمام آرزوهات برآورده می شه

22:32.390 --> 22:33.580
!نه

22:33.580 --> 22:34.630
اون من نیست

22:34.630 --> 22:37.840
!و این جوری برآورده شدن آرزوهام هیچ خوشی نداره

22:37.840 --> 22:40.350
ما وقتی آرزوهامون برآورده می شن خوشحال می شیم

22:40.350 --> 22:42.700
!چون برآورده شدنشون سخته

22:42.700 --> 22:46.200
اگه می تونستی هر چی که آرزوشُ داری فوری
!به دست بیاری که دیگه خوشحالی وجود نداشت

22:46.200 --> 22:47.430
اینطور فکر می کنی؟

22:47.430 --> 22:50.160
حتی اگه می تونستی بیماری سنا رو با یک آرزو درمان کنی؟

22:50.510 --> 22:53.550
!ولی اون سنا دیگه سنای واقعی نخواهد بود

22:53.550 --> 22:55.730
.اون واقعیه، ایجی

22:55.730 --> 22:57.830
.همه چیز واقعی می شه

22:57.830 --> 23:02.130
.اونا هم از نظر جسمی و هم روحی یکین

23:02.130 --> 23:03.990
!چیزهایی که ازشون مطمئن نیستی رو همین جوری نگو

23:03.990 --> 23:06.430
تو زندگی سنا رو به خاطر یه باور به خطر میندازی!؟

23:06.710 --> 23:09.770
.ایجی، فقط تو موندی

23:09.770 --> 23:13.790
.قدرت حاکمیت تو کلید باز کردن دروازه است

23:13.790 --> 23:15.650
.قدرتتُ به ما قرض بده

23:15.650 --> 23:18.570
داری چی می گی دیوونه ی عوضی!؟

23:18.910 --> 23:21.650
!من آدم شروری هستم که میلیون ها انسانُ کشت

23:21.650 --> 23:23.490
!آشغالی که باید با مرگش تاوان بده

23:23.990 --> 23:26.410
ولی مهم نیست گناه من چقدر جبران ناپذیر باشه

23:26.680 --> 23:27.850
...سنا

23:27.850 --> 23:29.330
اونی چان؟

23:29.550 --> 23:31.460
.خدا رو شکر، تو خوبی

23:31.460 --> 23:32.630
.چشم هات به حالت عادی برگشتن

23:32.630 --> 23:34.130
کنترل گنای از بین رفته؟

23:34.990 --> 23:36.560
.بیا از اینجا بریم سنا

23:36.560 --> 23:37.550
.دخالت نکن

23:37.850 --> 23:38.770
هان؟

23:41.260 --> 23:41.880
چرا؟

23:42.230 --> 23:45.050
.خاطرات من برگشتن

23:45.520 --> 23:48.310
این تو نبودی که باعث ایجاد نابودی عظیم شد

23:49.240 --> 23:50.220
.من بودم

23:56.230 --> 23:57.590
<i>Betrayal,</i>

23:57.590 --> 23:59.000
<i>lies, deception,</i>

23:59.000 --> 24:00.030
<i>tricks,</i>

24:00.570 --> 24:02.270
<i>delusions, deceit,</i>

24:02.270 --> 24:03.830
<i>falsehoods, and love.</i>

24:03.830 --> 24:05.660
<i>Big Order</i>, Episode 10.

24:05.030 --> 24:10.040
<b><i>Order! Fight and Believe in Yourself!</i></b>

24:05.660 --> 24:09.190
Order! Fight and Believe in Yourself!
